کتاب انحطاط اجتهاد در مسیر جریان شناسی مکتب فقهی وهابیت و فرقههای تکفیری اثری از منا تیموری و دکتر فریبا حاجی علی است که وهابیت و سلفیگری را ریزبینانه و با دیدگاهی انتقادی مورد بررسی قرار میدهد. این کتاب با بررسی ستونهای اصلی سلفیگری و وهابیت، به ریشههای تاریخی، مبانی فکری و اصول استنباط فقهی در جریان وهابیت پرداخته و تأکید دارد که این جریانات با نفی عقل و جایگزینی آن با ظاهرگرایی افراطی، موجب ترویج خشونت و شکلگیری تروریسم اسلامی شدهاند.
دربارهی کتاب انحطاط اجتهاد در مسیر جریان شناسی مکتب فقهی وهابیت و فرقههای تکفیری
مونا تیموری و دکتر فریبا حاجی علی در کتاب پیش رو ضمن تحلیل عقاید مذهبی گروههای منحطی مانند داعش، القاعده و طالبان، به نقد دیدگاههای آنها در رابطه با مفاهیمی مثل توحید، توسل و شفاعت میپردازند. این کتاب که در قالب چهار فصل تدوین شده، در فصل اول تعریف واژههایی مانند کفر، سلف، شرک، تکفیر و... از منظر قرآن و روایات را در منظور دارد و جریانشناسی تاریخی وهابیت و رهبران آن را مورد بررسی قرار میدهد.
سپس در ادامه و در فصول بعدی، ابتدا مبانی فکری جریانهای تکفیری سلفی و وهابی را موشکافانه زیر ذرهبین گذاشته و سپس شیوه اجتهاد و تقلید در وهابیت را تشریح میکند. فصل چهارم و انتهایی کتاب نیز به جرمشناسی تروریسم و ضرورت جرمانگاری تکفیر در حقوق داخلی ایران و جهان اختصاص دارد. اگر به تاریخ اسلام یا خاورمیانه علاقه دارید، خرید کتاب انحطاط اجتهاد در مسیر جریان شناسی مکتب فقهی وهابیت و فرقههای تکفیری میتواند قدم بلندی برای کسب شناخت بیشتر نسبت به ماهیت فرقه وهابیت و ریشههای آن باشد.
کتاب انحطاط اجتهاد در مسیر جریان شناسی مکتب فقهی وهابیت و فرقههای تکفیری برای شما مناسب است اگر
- به مباحث کلامی و فقه تطبیقی علاقه دارید؛ چرا که این کتاب به تحلیل تطبیقی مفاهیمی مانند شفاعت، توحید، توسل و شیوه اجتهاد بین مذاهب و فرقههای اسلامی میپردازد.
- از تحلیلگران سیاسی حوزه خاورمیانه هستید و نیاز دارید تا گروهکهایی مانند داعش، طالبان، القاعده و زمینههای شکلگیری آنها در منطقه را مورد بررسی قرار دهید.
- به عنوان دانشجو یا پژوهشگر رشتههای حقوق و فقه یا جریانشناسی و تاریخ اسلام مشغول به فعالیت هستید و به یک منبع قابل اعتماد برای رفع نیازهای تحقیقاتی خود احتیاج دارید.
در بخشی از کتاب انحطاط اجتهاد در مسیر جریان شناسی مکتب فقهی وهابیت و فرقههای تکفیری میخوانیم
شواهد تاریخی بیانگر آن است که گروه و فرقههای رادیکال با هدف بیداری اسلامی و احیای اسلام ظهور یافتهاند. بیداری اسلامی پدیدهای است که در واکنش به استعمار کشورهای اسلامی بهوسیلۀ غرب و شرق برای اعاده عزت اسلامی در جهان اسلامی به وجود آمد و در کشورهای اسلامی به صورت جُنبشهای فکری- اجتماعی و نظامی متجلّی گردید.
زمینههای شکلگیری احیای اندیشه و سنت اصیل اسلامی همواره از دیرباز در درون جامعه و اندیشه مسلمانان وجود داشته و طی قرون متمادی بخشی از جامعه اسلامی به شمار رفته است؛ اما این نوع تفکر به علل مختلف کمتر در سدههای گذشته به مرحله عمل رسیده است؛ بنابراین از آن جا که بافت جمعیتی کشورهای اسلامی بهخصوص در منطقۀ خاورمیانه دارای تکثر قومی - فرقهای زیادی است؛ وجود این مسئله موجب گردیده تا استعمارگران غربی از دیرباز با آگاهی از آن با استراژی ایجاد اختلافات مذهبی به حمایت از جریانهای افراطی وهابیت و سلفی بپردازد و آنها را با برنامههای خود همراه سازند تا موجبات حضور همیشگی خود را در این منطقه فراهم سازد. با این رویکرد غربیها در سه منطقۀ اسلامی سرمایهگذاری کردند: وهابیت در حجاز؛ بهائیت در ایران و قادیانیت در هند.
گرچه فرهنگ علوی مردم ایران و همچنین وقوع انقلاب اسلامی ایران توانست ریشۀ بهائیت را از ایران بر کند. و قادیانیت نیز نتوانست با اهداف خود در شبهقارّۀ هند دست یابد، وهابیت در حجاز با کمک پادشاهی بریتانیا و رهبری توماس ادوارد لارنس، رایزن نظامی این کشور در دولت عثمانی، بر این منطقه سلطه یافت.
بنابراین مهمترین عوامل تأثیرگذار بر پیدایش و گسترش سلفی را میتوان در آشفتگی اجتماعی و سیاسی جوامع اسلامی، فقر دینی، فرهنگی و مالی در میان جوامع و از همه مهمتر حمایت همهجانبۀ غرب بهخصوص انگلیس و صهیونیسم یهودی برای تداوم سلطۀ خود و استمرار آن دانست.
غربیها در سدههای اخیر باعث انحراف حرکتهای اصیل اسلامی و تقویت فرقهگرایی، متناسب با منافع خود در جهان اسلام شدند تا بدین وسیله بتوانند یکپارچگی و همبستگی مسلمانان جهان را از بین ببرند تا توان دفاعی آنها را سرکوب کنند و نگذارند که آنان با استفاده از حقایق و معارف اصیل اسلام، قدرت اتحاد خود را بشناسند و بهمقابلۀ با استعمارگران بپردازند.
بله
















