کتاب تحلیل فقهی - حقوقی مفهوم مخالف تألیف قادر شنیور و علیاصغر دلزندهروی اثری تخصصی در مبانی تفسیر قوانین مدنی و کیفری است که به بررسی حجیت و تعارض مفهوم مخالف با نص، اصول عملیه، عقل و ارزشهای حقوقی میپردازد؛ منبعی ارزشمند که به پژوهشگران، قضات و حقوقدانان کمک میکند در جهت رفع ابهامات قانونی و استنباط صحیح مراد قانونگذار گام بردارند.
دربارهی کتاب تحلیل فقهی - حقوقی مفهوم مخالف
مفهوم مخالف از کلیدیترین ابزارهای استنباط احکام و تفسیر قوانین محسوب میشود که در کشف ارادهی واقعی شارع و قانونگذار نقش مهمی دارد. قادر شنیور و علیاصغر دلزندهروی در کتاب تحلیل فقهی - حقوقی مفهوم مخالف با نگاهی تخصصی و رویکردی تطبیقی اثرات و کاربردهای این قاعده را در فقه اسلامی و نظامهای حقوقی مورد بررسی قرار دادهاند.
این اثر پژوهشی جامع که در چهار فصل تنظیم شده، علاوه بر بررسی مفهوم مخالف در اصول فقه، به واکاوی جنبههای لغوی و اصطلاحی و اقسام چهاردهگانهی آن نظیر شرط، وصف، غایت، حصر و... میپردازد. نویسندگان همچنین از نگاه مذاهب مختلف فقهی که امامیه، عامه و زیدیه را شامل میشود، حجیت این مفهوم را به چالش میکشند و از کارکرد آن در مکاتب حقوقی و نظامهای حقوقی داخلی و خارجی میگویند.
قادر شنیور و علیاصغر دلزندهروی در این کتاب فقهی حقوقی، مفهوم مخالف در قوانین مدنی، کیفری و معاهدات بینالمللی را بررسی میکنند و چگونگی حل تعارضات آن با نص، اصول عملیه، عقل و ارزشهایی مانند عدالت و انصاف را تبیین میکنند. بنابراین اگر در پی منبعی برای رفع ابهامات قانونی میگردید، خرید کتاب تحلیل فقهی - حقوقی مفهوم مخالف انتشارات چتر دانش بهترین انتخاب برایتان خواهد بود.
کتاب تحلیل فقهی - حقوقی مفهوم مخالف برای شما مناسب است اگر
- دانشجو یا پژوهشگر رشتههای حقوق، فقه یا حقوق اسلامی هستید و در تلاشید تا درک عمیقی نسبت به قواعد تفسیر قوانین و مباحث اصول فقه پیدا کنید.
- در حوزههای حقوق تطبیقی، مکاتب تفسیر حقوقی و فلسفهی فقه پژوهش میکنید و در پی منبعی جامع و مستند میگردید تا مفهوم مخالف در اصول فقه را مورد کنکاش قرار دهید.
در بخشی از کتاب تحلیل فقهی - حقوقی مفهوم مخالف میخوانیم
فقیه یا مفسر -در پرتو مفهوم مخالف- به تفسیر تحت الفظی کلمات و واژگان توجه مینماید. وی قید مذکور در جمله (اعم از شرط، وصف، لقب و...) را مورد شناسایی قرار میدهد و با معکوس نمودن و منفیسازی آن، به بررسی تأثیر آن در حکم میپردازد. این منفیسازی، معنایی را به ذهن متبادر میسازد که صراحتاً در جمله بیان نشده است، امّا از معنای تحت الفظی آن استخراج میشود.
مفسر در مفهوم مخالف هیچگاه بر اساس فتوای خویش یا مصالح و فواید اجتماعی مبادرت به تحلیل کلمات نمیکند، بلکه به معنای ظاهری آنها توجّهی ویژه دارد. در این میان، قید و حکم مذکور در جمله مورد نظر مفسر است. از شارع نمیتوان انتظار داشت که مقاصدش را در قالب کنایه و استعاره به کار ببرد. وی معنا و مقصودش را به صورت کاملاً واضح تبیین میکند چرا که از مخاطبان انتظار دارد به معنای صوری و شکلی کلمات توجّه نمایند نه به معنای دور از ذهن. باید پذیرفت که کلمات و واژگان دارای دو معنا هستند: معنای ظاهری که به مثابۀ جسم و کالبد جمله است. معنای غیر ظاهری (مفهوم مخالف) که همانند روح آن است. همانگونه که جسم و کالبد جملات حجّت است؛ روح آنها هم حجّت خواهد بود.
لازم به ذکر است که تفسیر برخواسته از مفهوم مخالف صرفاً در تفسیر متون شرعی و قانونی به کار نمیرود. اشخاص در روابط عادی خویش به مفهوم مخالف استناد میکنند. به گونهای که طرفین قرارداد میتوانند با درج شرط ضمن عقد، اجرای تعهدات قراردادی را منوط به انجام امری کنند. در این حالت، با عدم انجام شرط، مشروط حاصل نمیشود و با انجام آن، شرط حاصل میشود همچنین دادگاهها میتوانند با مداقه در عبارات و کلمات اصحاب دعوا، از آن مفهوم مخالف بگیرند و آثار حقوقی مندرج در قانون را بر آنها مترتب سازند.
بله


















