از همون اول داستان قلب ضعیف حس کردم دلسوزیِ آرکادی تصنعی بود و علیرغم اینکه هیچ کمکی نمیکرد فشار و سختی کار برای واسیا بیشتر میکرد.
داستان بوبوک عجیب بود عجیب...
گویا انسان بعد از مرگ هم تغییر نمیکنه
کتاب خوبی بود، قلب ضعیف و بوبوک از نوشتههای اول داستایوفسکی هستن و اگه کتابهای دیگه نویسنده رو خونده باشین میتونید روند پیشرفت قلم رو به وضوح ببینید، بنظرم بوبوک بهتر بود ولی در کل دوتاشون جالب بودن
انگار داستایفسکی در این کتاب داره می گه: انسان نه با معصومیتِ مطلق نجات پیدا می کنه، نه با بی شرمیِ مطلق. نظر شخصی : من قلب ضعیف رو غم انگیزتر می دونم، بوبوک رو ترسناک تر. اولی باعث همدلی می شه، دومی باعث بی اعتمادی.
به نظرم توی داستان قلب ضعیف بیان احساسات خیلی اغراق آمیز بود ولی داستان بوبوک رو بیشتر دوست داشتم و همونطور که توی پیشگفتار کتاب هم اومده بود پختگی داستان دوم نسبت به داستان اول کاملا حس می شد
با عرض معذرت بی محتواترین کتابی بود که تا الان خوندم هر قدر جلوتر میرفتم بیشتر حالت مایوس کننده داشت و اصلا نمیدونم چرا این کتاب دانلود کردم به نظرم هیچ چیز مثبتی نداره و هیچ جذابیتی برام نداشت
این کتاب چون همه ی کتاب هایی که خوانده نبود میتونم بگم این یک داستان بی ارزش بود حدود نصف کتاب فقط عزای این را گرفته بودند تا کار را تحویل بدهند واسیا مشکلش را نمی گفت و خلاصه من که خوشم نیومد
داستان کوتاه و خواندنی است. از آثار اولیه داستایوفسکی است و برای طرفداران این نویسنده تجربهی جالبی است تا شاهد سیر تحول و دگرگونی این نویسندهی شهیر روس باشند. خواندن این اثر قطعا قابل پیشنهاد است.
این کتاب دارای دو داستان کوتاه است که به نوبه خود جالب و آموزنده هستند، قلم داستایوفسکی جوریه که آدم غرق داستان میشه و گذر زمان رو فراموش میکنه، داستان کوتاه بوبوک هم بسیار تأمل برانگیز بود
ما باید شکر گزار باشیم و بقول شاعر که میگوید شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند. از خودخواهی و زیاده خواهی دوری جوییم و به دنبال حقیقت و رعایت عدالت و حقوق همدیگری باشیم
کتاب قلب ضعیف، اشاره به ضعفهای دارد که در اثر عاشق شدن در فرد به وجود میآید، و بو بو ک داستان پخته تری دارد و بیشتر به داستانهای کوتاه گوگول، شباهت دارد، مورد پسند من بود پیشنهاد میدهم مطالعه کنید
نمیدونم چرا با داستان نیمه بلند قلب ضعیف بیشتر ارتباط برقرار کردم بیشتر ازش خوشم اومد. بوبوک هم خوب بود ولی زیاد باهاش ارتباط برقرار نکردم. به خاطر همین چهار ستاره میدم.
نثر روان و فلم بینظیر داستایوفسکی مثل همیشه قابل ستایش است. داستان درباره یک نویسنده است که مقاله و داستانهایش را چاپ نمیکنند و او داستانی از زبان مردههای تو گور نوشته است.
دوسش داشتم. من معمولا داستان های داستایوفسکی رو دوست دارم چون عمیق به مسائل نگاه می کنه و ذهن رو درگیر خودش می کنه و با خودش میکشونه. قلب ضعیف رو باید خوند و لذت برد
درسته داستایوفسکی نویسنده خیلی بزرگیه ولی از این دو تا داستان خوشم نیومد کارهای دیگش بهترن برای این کتاب وقت تلف نکنید ارزش نداره خودمون کتابهای بهتر از این داریم
قلب ضعیف رو داستانش رو توی یک خط هم میشه نوشت و اونقدر بسط دادن و اغراق رو دوست نداشتمبوبوک هم داستان جالبی داشت ولی میتونست بهتر هم باشه و ادامه قشنگ تری داشته باشه
بیشتر بخش بوبوک رو دوست داشتم.. بنظرم جا داشت که نویسنده اون و گسترده تر و با جزئیات بیشتر بنویسه.. بخش قلب ضعیف هم جالب بود ولی اگه با جزئیات بیشتر نوشته میشد بهتر بود
کتاب از دو قسمت تشکیل شده، قسمت اول تعریف محیط و شرایط خیلی خوب هست ولی پایان داستان اون جور که من دوست داشتم یا انتظار داشتم نبود اما داستان دوم.... بخونید و قضاوت کنید
سلام ممنون از کتابراه. ولى من کلاً کتابها و نثر داستایوفسکى رو دوست ندارم و نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم و در کل متوجه نمیشم چى میخواد بگه. خلاصه به زور خوندم.
داستان بوبوک عجیب بود عجیب...
گویا انسان بعد از مرگ هم تغییر نمیکنه