شخصیت اصلی کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو، لنی پترسون 17 ساله، یک بیماری لاعلاج دارد، در بیمارستان زندگی میکند و در همانجا با بیماری 83 ساله به نام مارگو آشنا میشود. آنها که هر دو روی هم 100 سال زندگی کردهاند، تصمیم میگیرند کاری بزرگ انجام دهند: 100 نقاشی از حوادث مهم زندگیشان خلق کنند. ماریان کرونین در این کتاب برندهی جایزهی الکس و نامزد جایزهی گودریدز، مفهوم واقعی زندگی را به شما یادآوری میکند.
دربارهی کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو
مقدر است که لنی پترسون هفدهساله هرگز بیمارستان را زنده ترک نکند. او یک بیماری لاعلاج دارد و فقط تا چند ماه دیگر زنده است. لنی با وجود تأثیر داروها و پیشرفت روزبهروز بیماریاش، با تمام توانش میجنگد و تصمیم میگیرد زندگی کند. او قصد دارد که بقیهی زندگیاش را به دور از خانوادهاش و در بیمارستان به سر ببرد؛ اما بیمارستانی که پر از قوانین، محدودیتها، پرستاران و بیماران ناامید است، چگونه میتواند جایی برای زندگی باشد؟
دیگر شخصیت کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو (The One Hundred Years of Lenni and Margot: A Novel)، پیرزنی 83 ساله است که به دلیل مشکلات قلبی در بیمارستان بستری شده. او که مارگو نام دارد، با کمک لنی کارهایی هیجانانگیز و خندهدار انجام میدهد و کمکم با او دوست میشود. لنی و مارگو با هم در کلاس هنر طراحی بیماران بالای هشتاد سال ثبتنام میکنند و وقت بیشتری با هم میگذرانند. آنها بلافاصله متوجه میشوند که روی هم صد سال زندگی کردهاند؛ پس چه کاری از این بهتر که تجربههایشان را از این صد سال، با دیگران به اشتراک بگذارند؟ ماریان کرونین (Marianne Cronin) با توجه به همین عدد 100، کتاب خود را نامگذاری کرده است.

مارگو که هنرمندی بااستعداد است، تصاویر و طراحیهایی از زندگی 83 سالهی خود میکشد. استعداد لنی به اندازهی مارگو نیست؛ اما او نیز تمام تلاشش را میکند تا تصاویر زیبایی خلق کند. بهویژه اینکه او زمان کمی برای زندگی دارد. لنی از طریق نقاشیهای مارگو، میتواند زندگیای را تجربه کند که هرگز نداشته است. لنی از زمانی میگوید که با والدینش در سوئد زندگی میکردند؛ قبل از اینکه به اسکاتلند نقلمکان کنند. مارگو داستانهای متعددی از خانوادهاش، عشقهایش، شکستهایش و خیلی چیزهای دیگر دارد که کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو را غنیتر کردهاند.
ماریان کرونین لنی را دختری هوشمند، سرزنده، سرسخت، صریح، مصمم، کنجکاو و کاریزماتیک توصیف میکند که شوری بیپایان برای زندگی کردن دارد. مارگو نیز شخصیتی باهوش، مهربان و خلاق است که بیشتر از طریق داستانهای کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو با او آشنا میشوید.
داستان زندگی صد ساله لنی و مارگو از همان ابتدا شما را جذب میکند و تحتتأثیر شخصیت لنی قرار میدهد. فلاشبکهایی که ماریان کرونین به زندگی پیشین مارگو و لنی میزند، با روایتهای بیمارستان آمیخته میشود و به گیرایی داستان میافزاید. بیشتر وقایع رمان از زبان لنی نقل میشود؛ به استثنای چند فصل پایانی و بخشهایی که مارگو گذشتهاش را تعریف میکند. فصلهایی که لنی با پدر آرتور، کشیش بیمارستان، از زندگی حرف میزند، جزء درخشانترین فصلهای کتاب هستند.
رمان زندگی صد ساله لنی و مارگو شاید در نگاه اول اندوهناک و غمانگیز به نظر برسد؛ اما ماریان کرونین سعی داشته با آفریدن لحظات خندهدار، از تلخی کتاب کم کند. خوشبینی لنی و مارگو به زندگی، با وجود همهی سختیهایی که از سر گذراندهاند، امیدتان را به زندگی بیشتر میکند و شما را دربارهی مفهوم واقعی زیستن، به فکر فرومیبرد.
نشر کتاب کوله پشتی کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو را با ترجمهی نگار درویش به چاپ رسانده است.
جوایز و افتخارات کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو
- نامزد جایزهی گودریدز در بخش ادبیات داستانی (2021)
- برندهی جایزهی ALA Alex (جایزهی الکس) (2022)
- نامزد جایزهی اولین رمان باشگاه نویسندگان
- بهترین کتاب امیدبخش سال به انتخاب نشریهی ایندیپندنت
نکوداشتهای کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو
- مملو از نور، رنگ، شکوه، اصالت، حکمت، طنز و امید. باعث شد به زندگی بیندیشم و بخندم و گریه کنم. یکی از کتابهای موردعلاقهی من. (هیزل پریور، نویسندهی کتاب «چگونه پنگوئنها ورونیکا را نجات دادند»)
- شخصیتهای کتاب ماریان کرونین در کنار هم داستانی شیرین دربارهی ارتباط، فقدان و زندگی تعریف میکنند. (آیریش تایمز)
- داستانی زیبا و دلخراش که بعد از خواندنش آن را فراموش نخواهید کرد. (مجلهی اِل)
- پر از حس خوب و شخصیتهای عجیب که باور شما را به زندگی برمیگردانند. کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو به این سؤال پاسخ میدهد که زندگی از چه چیزی ساخته شده است؟ (مای ویکلی)
- داستانی زیبا، خندهدار و قابلاعتماد همراه با شخصیتهای غنی. (ایندیپندنت)
کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهایی با مضمون زندگی، مرگ و دوستی علاقه دارید، کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو را بخوانید.
در بخشی از کتاب زندگی صد ساله لنی و مارگو میخوانیم
اولین تولدم. مادرم موهای مجعد و نازک بچگانهام را بالای سرم جمع کرده و با گلسر میکیماوس بسته است. آن را به چشم خودم نمیبینم، بلکه از طریق دوربین ویدئویی میبینم که صورتم را قاب گرفته است. من انگشتم را سمت چیزهای مختلف و آدمها میگیرم و صداهای نامفهومی را که هنوز کلمه نیستند تولید میکنم.
گرچه نور روز همچنان از پنجرهها جاری است، کسی چراغها را خاموش میکند و کیک، با یگانه شمعش، تمام راهش از آشپزخانه به اتاقنشیمن را میدرخشد. صورت مادرم روشن شده است. کیک را روی میز روبهروی من میگذارد و بالای سرم را میبوسد. سپس قدمی به عقب برمیدارد و پشت سر من و پدرم میایستد، انگار چندان مطمئن نیست باید با خودش چهکار کند. دهانش را میبینم که به انگلیسی میگوید: «تولدت مبارک، لنی.» زبانی که به آن صحبت نمیکند، مگر آنکه کاملاً ضروری باشد. پدرم دستهایم را میگیرد تا مبادا به شعله دست بزنم.
نوار ویدئو همیشه اینجا میپرد، جایی که همه شروع به خواندن میکنند.
از وقتی آنقدر بزرگ شده بودم که بتوانم معنای آن را درک کنم، آهنگ تولد سوئدی همیشه ناراحتم میکرد. من کسی را نمیشناختم که صد سال عمر کرده باشد و فکر نمیکردم خودم هم صد سال عمر کنم. بنابراین، هر سال وقتی پدر و مادر و دوستانم برایم آواز میخواندند، این غم در دلم مینشست که همۀ آنها در حال جشن گرفتن برای چیزی بودند که درواقع اتفاق نمیافتد. به چیزی نشدنی امیدوار بودند. من آنها را ناامید کردم.
در ویدئو، تازه اولین شمع تولدم را فوت کردهام، پدر یک قاشق از خامۀ آن را به دهان من گذاشته است و من نمیدانم معنی آن آهنگ چیست و بسیار خوشحال به نظر میرسم.
بله

















