کتاب روایت و روایتگری در سینما، نوشتهی وارن باکلند، پژوهشگر برجستهی سینما و مطالعات فیلم است که کتاب پیش رو را با این هدف به رشتهی تحریر درآورده که مخاطبش را با اهمیت روایت و داستانپردازی در فیلم آشنا کند. او با ارائهی نظریات روایتشناسی و بررسی آنها در فیلمهای معروف هالیوودی، دلیل شکست یا موفقیت فیلمها را برای مخاطب نمایان میکند.
دربارهی روایت و روایتگری در سینما
روایت و روایتگری در سینما (Narrative and Narration: Analyzing Cinematic Storytelling)، اثر وارن باکلند (Warren Buckland) است. از آنجا که بحث از روایت و روایتگری در چند دههی اخیر گستردهتر شده، باکلند سعی میکند در اثرش با نگاهی نو به این موضوع، سینماگران و فیلمنامهنویسان را یاری کند تا به بحث روایت به شکلی ملموستر نگاه کنند.
او بیشتر از آنکه بخواهد نظریات جدیدی را در زمینهی روایتگری ارائه کند، به ارائهی چند نظریهی موجود در این موضوع و کاربردشان در فیلمهای سرشناس میپردازد. او بدین وسیله نشان میدهد که موفقیت فیلمها به عناصری ظاهری همچون حضور بازیگران معروف و ستارگان سینمایی بستگی ندارد؛ بلکه این استفادهی درست از روایت است که در سرنوشت آنها تأثیر میگذارد. وی همچنین، ترکیبی ویژه از ابزارهایی که خود خالق روایت هستند را آشکار میکند؛ مثل جای دوربین و حرکت آن، قاببندی نما، نورپردازی، تدوین و طراحی صدا.

باکلند کتابش را به دو بخش تقسیم میکند؛ در بخش نخست به تاریخچهی روایتگری در سینما میپردازد و بیان میکند که سینمای آغازین و صامت در ابتدا داستانگو نبوده است. او با بررسی فیلم پنجره رو به حیاط (پنجرهی عقبی) و یک فیلم صامت عناصر اصلی روایت و عوامل ظهور آن را بیان میکند. پس از آن به سراغ تحلیل فیلمهای آلفرد هیچکاک و جیمزباند میرود و با استفاده از آرای ولادیمیر پراپ نشان میدهد که میان کنشهای فیلمها روابطی غیرعلّی وجود دارد که در ادامه، اسلوب فیلمسازی بر اساس این روابط را آموزش میدهد.
بعد از این موضوع، مخاطب را از میان صفحههای کتاب به میان سکانسهای فیلم پارک ژوراسیک و هتل بزرگ بوداپست میبرد و نحوهی کنترل میزان دسترسی به مخاطب و دو عنصر پیچیدهی روایتشناسی یعنی اظهار و بازتاب پذیری را شرح میدهد.
او در بخش دوم کتاب، در خصوص سینمای فمینیستی و هنری، فیلمهای پازلی و فیلمهای برگرفته از منطق بازیهای ویدیویی، تحلیلهایی جذاب را پیش روی خواننده باز میکند و بدین ترتیب با این پایانبندی، خواننده را در یک تناقض شگفت از میخکوب شدن و انگیزه برای حرکت و تولید روایت، راهی مسیر میکند!
باکلند توانسته است بهخوبی در کتابش نشان دهد که این روایت است که کاراکترها را از جادهی پرپیچوخم فیلم به مقصد میرساند و هر فیلمسازی بدون این وسیله، از تولید یک فیلم موفق عاجز خواهد ماند. کتاب روایت و روایتگری در سینما راز فیلمها را برای خواننده نمایان میکند؛ اینکه فیلمها چطور داستانشان را تعریف میکنند! این کتاب خواندنی در ایران توسط نوید پورمحمدرضا ترجمه و با همکاری انتشارات اطراف در دسترس خوانندگان علاقهمند به حوزهی سینما قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب روایت و روایتگری در سینما
- یکی از لذتهای بزرگ در خواندن کتابِ واضح و مختصر باکلند، تحلیلهای دقیقی است که او از طیف وسیعی از فیلمهای محبوب ارائه میکند؛ واقعاً روشنکننده! (Robert Burgoyne, author of The Hollywood Historical Film)
- کتاب باکلند طیف وسیعی از مسائل مربوط به روایت فیلم را در بر میگیرد که با زبانی شفاف، مختصر و روان، مقدمهای عالی برای این حوزه محسوب میشود. (Miroslaw Przylipiak, University of Gdansk)
- باکلند با استفاده از نمونههای سینمایی عالی و با دقتی فراوان، درک مفاهیم دشوار را برای خواننده آسان میکند. (Richard Rushton, Lancaster University)
- این کتاب ترکیبی زیرکانه از روایتشناسی فیلم است و برای دورههای دانشگاهی در نشانهشناسی فیلم بسیار مفید میباشد. (New Review of Film and Television Studies)
کتاب روایت و روایتگری در سینما برای چه کسانی مناسب است؟
اگر از علاقهمندان به حوزهی فیلمنامهنویسی هستید، اگر دوست دارید که وارد عرصهی سینما شوید و دستی به قلم ببرید یا حتی فیلمها را به تماشا بنشینید و در جایگاه یک منتقد آنها را تحلیل کنید، این کتاب مانند یک فانوس روشن شما را از میان پیچوخمهای مسیر به مقصد میرساند!
در بخشی از کتاب روایت و روایتگری در سینما: فیلمها چطور داستانشان را تعریف میکنند میخوانیم
یک فیلم پازلوار نظیر اثر پروانهای را نمیتوان صرفاً بر حسبِ از نو سازمان دادنِ کنشها و رویدادها توسط روایتگری فهمید. در عوض، این فیلم با استفاده از بنمایهی علمی-تخیلیِ سفر در زمان، نسخههای بدیل و «قریب به واقع» رویدادها و کنشهای روایی را درون جهان داستانیاش ادغام میکند و به این نسخهها همان جایگاهی را میبخشد که به رویدادهای بهاصطلاح واقعی اختصاص میدهد.
در اثر پروانهای، کاراکتر اصلی، اِوِن میتواند در زمان به عقب سفر کند و رویدادهای گذشته را تغییر دهد. اما هر تغییر تأثیراتی اضافی و ناخواسته به دنبال دارد که او باید دوباره با عقب رفتن در زمان، آنها را اصلاح کند. هر بار که او به گذشته برمیگردد، پیامدهای ناخواستهی اضافهای را، خصوصاً برای دوستانش و عشق اولش، کِیلی، به بار میآورد. با جلو رفتن فیلم، اِوِن به سراغ رویدادهای گوناگونی از گذشتهاش میرود و خیلی از آنها را تغییر میدهد و البته هر بار که رویدادی را تغییر میدهد، یک محور زمانی تازه به وجود میآورد. برانیگان هشت سطح از واقعیت را در فیلم شناسایی میکند که هر سطح معرفِ یک محور زمانی متفاوت است (او آنها را در قالب مجموعهای از نمودارها و دیاگرامها نظم میدهد). اِوِن از این محورهای زمانی و پیامدهای ناخواستهای که کارهایش به بار میآورند آگاه است، چون خاطراتِ رویدادهای قدیم و همچنین نسخهی جدید این رویدادها در ذهنش انباشته میشوند. افزون بر اینها، تماشاگر در نخستین نوبت تماشا شاهد مجموعهای از رویدادهاست که عجیب به نظر میرسند.
بله























