

برای خواندن کتاب یک انقلاب ذهنی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب یک انقلاب ذهنی: روشنگری رادیکال و خاستگاههای فکری دموکراسی مدرن
دموکراسی چطور متولد شد؟ جاناتان ایزرائیل، تاریخنگار و پژوهشگر برجستهی بریتانیایی، در کتاب یک انقلاب ذهنی این تفکر رایج را زیر سؤال میبرد که دموکراسی مدرن با خروش مردم پاریس یا شلیک اولین گلولهها در انقلاب آمریکا شکل گرفت. او در این کتاب جریانهایی را واکاوی میکند که از سالها پیش از وقوع انقلاب فرانسه یا آمریکا، همچون جریانی باریک اما مُصر، صخرههای مهیب اشرافیت و سلطهی مذهبی را ساییده و راه خود را پیدا میکردند تا در نهایت، آزادی را به جوامع اروپایی هدیه کنند.
دربارهی کتاب یک انقلاب ذهنی
جاناتان ایزرائیل در کتاب یک انقلاب ذهنی: روشنگری رادیکال و خاستگاههای فکری دموکراسی مدرن، مسیر تغییروتحول فکری جوامع اروپایی در قرن هجدهم را گامبهگام مورد بررسی قرار میدهد. او نشان میدهد که چطور پیش از وقوع انقلابهای سیاسی در اواخر قرن هجدهم، ابتدا انقلاب ذهنی عظیم و بنیادینی در اندیشهی مردمان اروپا رخ داد که در نهایت همان، زمینه را برای انقلابهای سیاسی فراهم کرد.
نویسنده مقدمهی کتاب را با تبیین چارچوبهای نظری و خاستگاه ارزشهای مدرن آغاز میکند. در این بخش این پرسش مطرح میشود که ارزشهای بنیادین دموکراسی مدرن مانند سکولاریسم، برابری جنسیتی و نژادی و آزادی مطلق بیان و اندیشه از کجا آمدهاند؟
جاناتان ایزرائیل توضیح میدهد که به تعبیر او، برخلاف تصور رایج، این مفاهیم حاصل ناگهانی انقلاب فرانسه یا برآمده از تحولات انتزاعی پس از سال 1945 نبود، بلکه محصول یک جریان فکری مخفیانه به نام روشنگری رادیکال بود که بعدها جنبهای علنی پیدا کرد.

روشنگری رادیکال و دو راه متفاوت برای پیشرفت
با معرفی جریان روشنگری رادیکال، جاناتان ایزرائیل در فصل اول کتاب یک انقلاب ذهنی، به مفهوم پیشرفت در قرن هجدهم میپردازد و شکاف عمیقی را به تصویر میکشد که بین دو راهکار متعارض به چشم میخورد.
راهکار اول، جریان رادیکال بود. اندیشمندانی همچون باروخ اسپینوزا، آدرین هلوسیوس، تام پین، دنی دیدرو و بارون دولباخ را میتوان از سکانداران آن دانست که معتقد بودند ماده و ذهن جوهری یگانهاند. آنها دستیابی به پیشرفت واقعی را فقط در صورتی ممکن میدانستند که از طریق دگرگونی بنیادین جامعه، لغو سلسلهمراتب طبقاتی، نفی خرافات مذهبی و روی آوردن به دموکراسی سکولار حاصل شود.
جاناتان ایزرائیل از دیگر رویکرد اندیشمندان زمانه بهعنوان جریان میانهرو و دوگانه-انگار یاد میکند. میتوان متفکرانی همچون ولتر، آن روبر ژاک تورگو، آدام فرگوسن، آدام اسمیت و ادموند بورک را از چهرههای شاخص این جریان دانست که پیشرفت را فرایندی تحت هدایت مشیت الهی میدانستند.
آنان به حفظ سلطنت مشروطه و سلسلهمراتب اجتماعی باور داشتند و با برابریخواهی رادیکال سرسختانه مخالفت میکردند. در این بین کانت هم تلاش داشت با بهرهگیری از تفکیک عالم پدیدار از ذات فینفسه بین این دو جریان پل بزند، ولی در نهایت موفق نشد شکاف عملی و مفهومی بین آنها را پر کند.
انقلاب آمریکا و خاستگاه دموکراسی مدرن
تا اینجا با دو رویکرد متعارض روشنگری که در تلاش برای بهبود وضعیت دنیا بودند آشنا شدیم. حالا نویسنده در فصل دوم کتاب یک انقلاب ذهنی، عواملی را مورد بررسی قرار میدهد که به تشدید شکاف بین دموکراسی و سلسلهمراتب اجتماعی دامن میزدند. یکی از این عوامل، انقلاب آمریکا بود. متفکران رادیکال، از جمله دیدرو و میرابو، انقلاب آمریکا را به سبب انگیزههای فلسفی آن میستودند؛ اما از کاستیهای آن مانند تداوم بردهداری و ظهور اشرافیت غیررسمی انتقاد میکردند.
رادیکالها همچنین دموکراسی مستقیم را مصداق بارز عوامفریبی میدانستند و در نتیجهی همین موضوع، الگوی مدرن دموکراسی نمایندگی را طراحی کردند. قسمتی از محتوای این بخش از کتاب هم به بررسی خاستگاههای رادیکالیسم و جنبشهای میهنپرستی دموکراتیک در هلند، آلمان و دانمارک اختصاص دارد.
اقتصاد، قدرت و مسئلهی عدالت
در فصل سوم کتاب یک انقلاب ذهنی، جاناتان ایزرائیل ابعاد اقتصادی برابری و نابرابری را زیر ذرهبین قرار میدهد. در این دوران اقتصاددانان میانهرو قوانین بازار را منطبق بر قوانین طبیعی و الهی میدانستند. آنان معتقد بودند دستیابی به پیشرفت بدون نیاز به تغییر سلسلهمراتب قدرت و ثروت هم میسر خواهد بود.
این درحالی است که متفکرانی همچون دیدرو نشان دادند که آزادسازی بیقیدوشرط بازار، فقرا را به قحطی دچار کرده و ثروتمندان را به احتکار تشویق میکند. آنها خواهان ایجاد تعادل ثروت بودند تا با حذف امتیازات موروثی و نظارت دولتی، محرومان نیز امکان تلاش برای دستیابی به درآمدی بهتر را داشته باشند.
سپس کتاب در فصل چهارم، جنگ و نظامیگری را از منظر دو جریان گفته شده بررسی میکند. میانهروها و سنتگراها جنگ را اجتنابناپذیر میدانستند و به آن به چشم ابزاری برای حفظ قدرت نگاه میکردند. کانت هم در این زمینه به جبههی آنها تمایل بیشتری نشان میداد و با دموکراسی مستقیم مخالف بود و معتقد بود که قدرت اجرایی شاهان را باید حفظ کرد.

ازسویدیگر، رادیکالها در جنگ چیزی بهجز جاهطلبی شاهان و خرافات مذهبی نمیدیدند. به تعبیر آنها جنگ هیولایی بود که از خون و مالیات مردم عادی تغذیه میکرد بیآنکه فایدهای برایشان داشته باشد. استدلال آنها بر دستیابی به صلح واقعی و پایدار استوار بود و بر لغو سلطنت و اشرافیت پافشاری میکردند. خود این نظریه هم بر این مبنا شکل گرفته بود که مردم آزاد هرگز به جنگهای تهاجمی دست نمیزنند.
اوج نبرد فکری در تاریخ عصر روشنگری
فصل پنجم کتاب یک انقلاب ذهنی را میتوان یکی از جذابترین قسمتهای آن در نظر گرفت. جاناتان ایزرائیل در این بخش شالودهی اخلاقی و تعارض فلسفی بین دو رویکرد رادیکال و میانهرو را بررسی میکند. رادیکالها کاملاً اخلاقیات را از الهیات و معجزات و پاداشهای اخروی تفکیک میکردند و آن را میراث عقل محض میدانستند. برای آنها معیار اخلاق، خرد سکولار و نفع عمومی بود. میانهروها این دیدگاه را زمینهساز رواج بیبندوباریهای اخلاقی میدیدند و نویسنده در این بخش این تعارضات را بادقت واکاوی میکند.
در فصل ششم، اوج نبرد فکری دهههای 1770 و 1780 را شاهد هستیم. آثاری مانند کتاب نظام طبیعت دولباخ در این دوره محبوبیت قابلتوجهی پیدا کردند و این، مخالفان اسپینوزایی را بیشازپیش از کوره به در برد.
ولتر سالهای پایانی عمرش را صرف مبارزه با این تفکرات کرد تا ثابت کند بدون باور به یک خدای خالق و نظمدهنده، جامعه دچار فروپاشی خواهد شد و متقابلاً رادیکالها نیز خداباوری او را حاصل سازشی محافظهکارانه با استبداد میدیدند. درنهایت در آخرین فصل از کتاب هم نویسنده به جمعبندی توضیحات خود میپردازد.
پیوند تاریخ اندیشه سیاسی و فلسفه در یک پژوهش تاریخی
مهمترین ویژگی کتاب یک انقلاب ذهنی اثر جاناتان ایزرائیل، پیوند عمیقیست که بین تاریخ اندیشههای سیاسی با فلسفه برقرار میکند. نویسنده با استناد به شواهد تاریخی، تحولات سیاسی بزرگی را از نظر میگذراند که حاصل یک جرقهی ناگهانی نبودند؛ بلکه زاییدهی یک انقلاب تدریجی بودند که بهمرور در ذهن و قلب جوامع مختلف اروپایی راه باز میکرد.
او در این کتاب مفهوم پیشرفت را از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داده و شما را برای درک هر چه بهتر چرایی شکل گرفتن تحولات پیشگفته، به چالش میکشد تا بتوانید بین شرایط کنونی و روح انقلابی اروپای قرن هجدهم، پل بزنید.
پس اگر به پژوهشهای تاریخی علاقه دارید و کتابهای تاریخ اندیشه و فلسفهی سیاسی شما را در خود غرق میکنند، خرید کتاب یک انقلاب ذهنی نشر بیدگل را به شما پیشنهاد میکنیم. این کتاب با ترجمهی مزدا موحد در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب یک انقلاب ذهنی
- کتاب یک انقلاب ذهنی جاناتان ایزرائیل، از مفهوم روشنگری و تأثیر آن بر جهان مدرن، بازاندیشی خیرهکنندهای را ارائه میکند. (مجلهی Choice)
- کتاب جاناتان ایزرائیل بهروشنی نشان میدهد که ارزشها و آرمانهای روشنگری تا چه حد زنده و پویا هستند. (آلن اپرلی از نشریهی European Legacy)
کتاب یک انقلاب ذهنی برای شما مناسب است اگر
- به مطالعهی تاریخ سیاسی اروپا، فلسفه سیاسی و تحولات فکری قرن هجدهم علاقه دارید.
- کتابهای مرتبط با پژوهشهای تاریخی و فلسفی را دوست دارید.
- از مطالعهی تاریخ اندیشههای سیاسی و بررسی سیر تحول دیدگاههای اجتماعی و اخلاقی لذت میبرید.
در بخشی از کتاب یک انقلاب ذهنی: روشنگری رادیکال و خاستگاههای فکری دموکراسی مدرن میخوانیم
انقلابهای دموکراتیک اواخر قرن هجدهم در حوزۀ اقیانوس اطلس بیگمان ناشی از تغییر «ساختاری» بنیادین و پیچیدهای بود، در واقع «انقلابی» تمامعیار بود، اما به گفتۀ مورخان و فیلسوفان قرن نوزدهم و بیستم فهم آن بسیار دشوار است. مسلماً اشتباه تاریخنگاری این فرض بوده که تحولاتی که از طریق نیروهای اجتماعی قدرتمند هدایت شده باید تغییرات آشکار و دگرگونیهای چشمگیری در ساختار اجتماعی و وضع جامعه - بهمنزلۀ هدف اصلی - ایجاد کرده باشد. ظاهراً این برداشت اشتباه است و گویا سردرگمی و سرخوردگی مشهود در تاریخنگاری انقلاب فرانسه (و نیز ضدانقلاب بریتانیا) در نیم قرن اخیر یا پیش از آن را توجیه میکند.
تغییر ساختاری راستین پیش از 1789 اغلب نادیده گرفته شده است، چون «انقلابی فکری» بود؛ تحولی فکری که تغییر فرهنگی عظیمی به دنبال داشت و انقلابی بنیادین قبل از انقلابهای عملی بود. نقطۀ قوت روشنگری رادیکال نظامی ایدئولوژیک بود که پاسخگوی نارضایتیها و نیازهای دیرین و طبیعی بخش بزرگی از جامعه بود، بهویژه در کشورهای اروپایی هممرز با اقیانوس اطلس، ولی فقط محدود به این بخش نبود. ضعف بزرگش این بود که باید با باورها و نگرشهای سنتی رایج و همچنین نهادها و اقتدار رژیم باستانی مبارزه میکرد. اکثر مردم اروپا نیز همانند بریتانیا، همانگونه که هیوم مدام تأکید میکرد، باور داشتند که بنیادینترین ویژگیهای جامعه از سنت، ایمان و باورهای کهن سرچشمه میگیرد و ربطی به «عقل» یا اصول فلسفی ندارد. جالب است که برابریخواهی دموکراسیمحور روشنگری رادیکال پس از سال 1770، که در قرون هجدهم و نوزدهم از جمله در بریتانیا و آمریکا بسیار مردود و محکوم میشد، در میان مورخان مدرن نیز اقبال نیافت.
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
یک انقلاب ذهنی
فصل اول: پیشرفت و دو راهکار متعارض روشنگری برای بهبود وضع دنیا
فصل دوم: دموکراسی یا سلسلهمراتب اجتماعی؟ شکاف سیاسی
فصل سوم: مسئلۀ برابری و نابرابری: ظهور علم اقتصاد
فصل چهارم: نقد روشنگری بر جنگ و جستوجوی «صلح پایدار»
فصل پنجم: تعارض میان دو نحلۀ فلسفۀ اخلاق
فصل ششم: ولتر در برابر اسپینوزا: روشنگری بهمثابۀ دوگانگی بنیادین نظامهای فلسفی
فصل هفتم: نتیجهگیری
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب یک انقلاب ذهنی: روشنگری رادیکال و خاستگاههای فکری دموکراسی مدرن |
| نویسنده | جاناتان ایزرائیل |
| مترجم | مزدا موحد |
| ناشر چاپی | نشر بیدگل |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| نخستین انتشار | 2009 |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 229 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-313-099-1 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۲۷۰,۰۰۰ تومان €5.49 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله


















