کتاب هنر اسلامی نوشتهی عفیف بهنسی است که به بررسی مؤلفههای هنر اسلامی میپردازد. نویسنده که مناطق مختلف اسلامی را از نظر گذرانده، اظهار دارد که با وجود یکپارچگی تمدن اسلامی، هنرهای اسلامی متفاوتی وجود دارد. او همچنین در کتاب خود نقش فرهنگهای مختلف و تلفیق آنها با هنر اسلامی را مورد بررسی قرار میدهد.
دربارهی کتاب هنر اسلامی
در مواجه با هنر تمدنهای مسلمان و کشورهای اسلامی اساساً با هنری یک پارچه روبرو نیستیم؛ بنابراین آنچه امروزه از هنر اسلامی میبینیم، در واقع هنر تمدنهای مسلمان با تفکر و زیباشناسی خودشان است. تمدنها و فرهنگها در هنگام مجاورت و برخورد بافرهنگی دیگر وارد شکل جدیدی میشوند که از هردو بخش قبلی یعنی فرهنگ خودی و فرهنگی دیگر تشکیل شده است. کتاب هنر اسلامی (با نام اصلی الفن الاسلامی) نوشتهی عفیف بهنسی (Afif Bahnassi) این تفاوتها را که در بخشهای مختلف خودنمایی میکند مورد بررسی قرار داده و آنها را ریشهیابی میکند. این کتاب در بررسی خود با توجه به بُعد مسافت و گذشت تاریخ، در تمامی مناطق، از هند گرفته تا اندلس (اسپانیا) را در بر میگیرد.
آنچه اهمیت دارد درک این نکته است که در هنر اسلامی این تنوع و رنگارنگی هنری در میان تمدنها خود به بخشی از ویژگی هویت اسلامی بدل شده است. کتاب هنر اسلامی مسجد را اولین مکانی در نظر میگیرد که خلاقیت هنرمند مسلمان را شکوفا کرد؛ چراکه مسجد ماندگار است؛ درواقع به دلیل قداست همواره پابرجا خواهد بود و هنرمند باید مکانی ابدی را طراحی کند. هنرمندان درصدد ایجاد ارتباط صور معماری و روشهای هنری با مفاهیم فکری و عقیدتی خود برآمدند و این امر، در اذهان و قلوب آنان نافذ گشت و رشد و نمو کرد. بدین ترتیب طبیعت معماری و هنر جدید اسلامی شکل گرفت که در ابتدا از مسجد آغاز شد و سپس بدون درنگ، بهصورت شکلهای ابداعی مختلفی مانند خط، تصویر و همچنین بهصورت اشکال معماری، مثل مدرسه، مهمانخانه، بیمارستان و کاروانسرا و... گسترش و توسعه یافت.
کتاب هنر اسلامی نوشتهی عفیف بهنسی دارای ده فصل است که در فصل اول به تأسیس هنر اسلامی، جایگاه آن در میان هنرها و هنر اعراب پیش از اسلام، ظهور اسلام و پس از آن میپردازد. در فصل دوم به فلسفهی هنر اسلامی، معنا در این هنر و منع و ممنوعیتهای هنر اسلامی نگاهی میاندازد که بیشتر نگاه نویسنده به هنر در مناطق عربی است. نویسنده در فصل سوم به شهرهای اسلامی مهم میپردازد که نقش مهمی در هنر اسلامی داشتهاند. سه فصل بعدی کتاب هنر اسلامی به مساجد در بخشهای مختلف اسلامی اختصاص دارد. در فصل هفتم شهرهای نظامی و هنرهای مربوط به کاخهای اموی و عباسی، هنر کاخ سازی در مصر و... مورد بررسی قرار میگیرد. فصل بعدی به هنرهای تصویری اختصاص یافته است: کاشیکاری، نقاشی، پیکرتراشی، خطاطی و مینیاتور. فصل نُهم به هنر نقش عربی اختصاص دارد؛ عفیف بهنسی نقوش هندسی و گیاهی را بهعنوان نقش عربی معرفی میکند و در فصل آخر نگاهی اجمالی به سایر هنرها میاندازد.
کتاب هنر اسلامی با ترجمهی محمود پور آقاسی توسط انتشارات سوره مهر عرضه شده است.
کتاب هنر اسلامی مناسب چه کسانی است؟
کتاب هنر اسلامی به علاقهمندان به معماری و پژوهش هنر توصیه میشود.
با عفیف بهنسی بیشتر آشنا شویم
عفیف بهنسی زادهی 1928، مورخ، هنرمند و استاد دانشگاه، متولد دمشق، سوریه بود. در تمام مقاطع تحصیلی در دمشق تحصیل کرد و از دارالمعلمین آنجا مدرک گرفت. او در سال 1950 مجوز حقوق و دیپلم علوم اداری را از دانشگاه دمشق دریافت کرد و در مؤسسهی آندره لوت پاریس به تحصیل هنر پرداخت و در مؤسسه لوور تاریخ هنر خواند. وی در سال 1964 دکترای خود را در رشته تاریخ هنر از دانشگاه پاریس-سوربن با درجهی بسیار ممتاز گرفت.
در بخشی از کتاب هنر اسلامی میخوانیم
مستشرقین در تحقیقات خود، در مورد هنر اسلامی، در صدد برآمدند تا چگونگی تحول و رشد هنر اسلامی را از میان هنر کلاسیک که هنر اساسی و پایهای است، بیان نمایند و اصول هنر اسلامی را به هنر قدیم ارتباط داده و اینطور عنوان کردند که تحول مستقل هنر اسلامی به عنوان یک هنر مستقل، در واقع به منزله سقوط و اضمحلال آن به شمار میرود و آن را با موضوع سیاست و اقتصاد بهطور قطع مرتبط میدانند.
حقیقت این است که هنر عربی اسلامی، متأثر از حرکات و فعالیتهای داخلی، خود را از ارزشهای قدسی میداند و این فعالیت فکری و هنری، پایه و اساس هنر عربی است. ارزشهای قدسی هنر اسلامی را یاری کرده است و بدین خاطر است که میبینیم هنر، بهتدریج از به تصویر کشیدن اشیاء منصرف میشود و بدون شک، این نوعی تأثیر قدیمی و بیگانه است و نسبت تصویر اشیاء بر مبنای مفهوم معنوی با مفهوم ریاضی غربی آن متفاوت است. ما این خصوصیت را در مینیاتور میبینیم، یا تصویر رمزی اشیاء که بعداً متحول گردید و بهصورت یک رمز باارزش بزرگی درآمد که ارزش مطلق (خدای تعالی) از آن جمله است.
رمز و استعاره در هنر، اصطلاحی است که مستشرقین برای بیان و تفسیر این دوره انتقالی از تشبیه به تجرید، از آن استفاده کردهاند. اتینگهاوزن معتقد است که: «زندگی موجود در تابلوها و امور حسّی، بیانگر نوعی زندگی رمزی است.» وی در ادامه میگوید: «این هم نظری است که این هنر دارای وظیفه دینی نیست و در حماسه و اشعار دراماتیک مورد استفاده قرار نمیگیرد، چه، در غیر این صورت، این هنر دارای اهمیت ناچیزی است.»
باید تأکید نمود این سخن امکانپذیر است که شعر عربی به جهت محتوای رویایی، از جهت صور و خیالپردازی، که احساس انسان عرب را غنی نمود، مطرود گشته اما هنر در نزد عرب، چیزی مانند یک صفت ظاهری یا اعتباری نیست، بلکه نوعی حرکت داخلی است که انسان را با خالق خود مرتبط میسازد.
بله

















