فلونت آمیون و خوزه خوان بورگس لانسرو، مدیران شرکت اسپانیایی ویگون، در کتاب مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم به اهمیت سرمایههای انسانی در رشد و توسعهی شرکتها پرداختهاند. نویسندگان این اثر توضیح میدهند که طبق چارچوبهای مدیریت انسانگرایانه، کارکنان در اولویت هستند و برنامهریزیها و اهداف سازمان حول محور آنها میچرخد. همچنین در ادامه بیان میکنند که چرا این شیوهی مدیریتی کارآمد و ثمربخش است.
دربارهی کتاب مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم
تمامی کارمندان یک سازمان، جزو سرمایههای آن به حساب میآیند. این افراد با ارائهی خدماتی ارزنده در رشد و پیشرفت محیط کار نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. کتاب مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم (Humanistic Management to Achieve a Healthy Organization) به همین موضوع پرداخته است. نویسندگان این کتاب، فلورنت آمیون (Florent Amion) و خوزه خوان بورگس لانسرو (Jose Juan Burgos Lancero)، ضمن شرح اهمیت این شیوهی مدیریتی، چرایی آن را مطرح میکنند و در ادامه توضیح میدهند که اگر در محیطهای کاری، عمدهی توجه به نیروهای انسانی معطوف باشد، بالارفتن میزان بازدهی امری حتمی است.
در واقع، نیروهای یک سازمان مهمترین عامل رشد و ترقی آن هستند و کیفیت و میزان خروجی را تعیین میکنند. درنتیجه اگر از مهارت، توانایی، تجربه و خلاقیت کارکنان در زمان و مکان درست استفاده شود، تأثیر بهسزایی در پیشرفت شرکت ایجاد میشود؛ اما اولین قدم برای دستیابی به چنین جایگاهی، درک این نگرش است که کارمندان، عامل این پیشرفتاند و لازم است که رویکرد انسانگرایانهای نسبت به آنها اتخاذ کرد. در چنین شرایطی است که سازمان، دارای محیط کاریای سالم با بالاترین میزان بازدهی میشود.
علاوه بر کارمندان، کتاب پیشرو به چگونگی برخورد با محیطها و افرادی که خارج از سازمان قرار دارند نیز پرداخته است. در واقع باید توجه داشت که نحوهی تعامل با کسانی چون سرمایهداران و مشتریان هم در حفظ بقای سازمان حائز اهمیت است. مدیران موظفاند که پاسخگوی نیازهای این افراد باشند. در غیر این صورت در دنیای رقابتی امروز، بهسرعت کنار گذاشته خواهند شد.
لازم به ذکر است که کارمندان هم مسئولیتهایی در قبال سازمان دارند که مهمترین آن، احساس تعلق به محیط کار است. اگر کارکنان، پیشرفت شرکت را هدف قرار دهند و نقش خود در این روند را بهخوبی درک کرده باشند، میتوانند در منافع آن هم شریک شوند. تنها در چنین موقعیتی است که هر دو طرفین سود میبرند.
نویسندگان این کتاب که هردو از مدیران ارشد شرکت ویگون در اسپانیا هستند، بهطور اختصاصی به بررسی روند کار این شرکت پرداختهاند. درنتیجه تمام مثالها، به شرکت ویگون بازمیگردد و عملکرد مسئولین آن را شرح میدهد. شعار این شرکت، «ویگون، ارزش زندگی» است. و در همین راستا با کارمندان آن، بهمثابه سرمایههایی ارزشمند رفتار میشود. نویسندگان کتاب معتقدند که مدیریت انسانگرایانه، یکپارچگی و رشد این سازمان را رقم زده. این کتاب، راهنمای مدیران سازمانهاست تا از طریق اصلاح تعاملات درون سازمانی و برون سازمانی، به محیطی سالم و تأثیرگذار دست یابند. در این راستا نویسندگان تمامی نظریاتی را که در راستای یکپارچهسازی شرکت ویگون بهکار گرفته شده شرح دادهاند، بلکه کمکحال سایر سازمانهایی باشد که با چالشهای مدیریتی مواجهاند.
روانشناسی مثبت سازمانی، شیوهها و مهارتهای رهبری، ارزیابی میزان شایستگی کارمندان، درنظر گرفتن مهارتها و تواناییهای آنها، همزیستی مسالمتآمیز مدیران و کارکنان در راستای هدفی مشترک و شرح مشکلات موجود در این مسیر، شماری از مباحث کتاب مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم است.
این کتاب با ترجمهی طاوس احمدی و دکتر سید علی سجادی، توسط انتشارات رهام اندیشه منتشر شده است.
کتاب مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به کسانی که از سمتهای مدیریتی برخورداند، در بخش منابع انسانی کار میکنند، افرادی که خواهان افزایش بازدهی محیط کار هستند و کسانی که تصمیم دارند سازمان خود را در مسیر رشد قرار دهند، توصیه میشود.
با نویسندگان کتاب مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم بیشتر آشنا شویم
فلورنت آمیون، مدیرعامل شرکت ویگون در اسپانیا و خوزه خوان بورگس لانسرو، مدیر منابع انسانی و توسعهی سازمان همین شرکت است. این دو نفر تجربیاتی را که از فعالیت در این شرکت به دست آوردهاند، در اثری تحتعنوان کتاب «مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم» گردآوری کرده و با متقاضیان به اشتراک گذاشتهاند.
در بخشی از کتاب مدیریت انسانگرایانه برای دستیابی به سازمان سالم میخوانیم
در حال حاضر، در بالای درب ورودی دفاتر ویگون اسپانیا، متن زیر قرار دارد که مأموریت شرکت را شرح میدهد:
«ما از طریق ارائه خدمات و محصولات پزشکی–جراحی با ارزشافزوده بالا، به کیفیت زندگی بیماران اهمیت میدهیم و علاوه بر آن، بهعنوان سازمانی انسانگرایانه و از نظر اقتصادی پایدار هستیم.»
همانطور که مشاهده میشود، چهار گروه ذینفعی که ویگون اسپانیا به آنها خدمت میکند، در متن بالا منعکس شده است و 30 ماه پس از راهاندازی مدل، میتوان گفت که هر یک از کارکنان، "چرایی" (فلسفه وجودی) شرکت خود را میداند؛ آگاهی دارند که از آنها چه انتظاری میرود و از تعلق داشتن به شرکتی "متفاوت" لذت میبرند که از مشتریان خود مراقبت کرده و شرکت فوق به جامعه و به آنها بهگونهای که گویی سهامدار هستند، اختصاص داده شده است.
بااینحال، سازمانها، درست مانند مردم، همیشه به دنبال ماندن در منطقه امن خود هستند، بنابراین رسیدن به این وضعیت جدید، آسان نبوده است. اگرچه، موقعیتها یا محیطهای دردناکی وجود دارد که به تغییر دعوت میکنند، اما طبیعی است که آنچه شناخته شده و آشنا باشد را ترجیح دهیم تا اینکه بخواهیم با تغییر کنار بیاییم. ضربالمثلی اسپانیایی بسیار شبیه به ضربالمثلی انگلیسی وجود دارد که میگوید: «شیطانی را که میشناسید بهتر از شیطانی است که نمیشناسید.» این ایده که در سازمانها رواج دارد، اغلب این باور را ایجاد میکند که هرگونه تغییر در شیوههای کار، مدیریت یا هدایت سازمان علاوه بر سایر اشکالات، به معنای ورود به منطقه ناامنی، عدم اطمینان و وحشت است. این زمان تغییر، باعث شکایت و نارضایتی میشود. این وظیفه کمیته راهبری است که علیرغم ناملایمات داخلی، در مسیر باقی بماند. همانطور که پیتر دراکر بهطور خلاصه آن را بهعنوان «جذب عدم قطعیت»، معرفی نموده است.
بله


















