اگر در رابطهای ناخوشایند هستید و نمیدانید چه کنید، بورلی استون با کتاب بمانم یا بروم کمکتان میکند بهترین تصمیم ممکن را برای زندگیتان بگیرید. او در این کتاب راهکارهایی ارائه میدهد تا هر زمان در روابط عاطفی و ازدواج، کار، تحصیل یا هر جای دیگری بین دوراهیهای سخت قرار گرفتید، بتوانید عاقلانهترین انتخاب را انجام دهید.
دربارهی کتاب بمانم یا بروم
گاهی رابطهی عاطفی با انسانی دیگر به مرحلهای میرسد که فرد در مورد ادامه دادن آن دچار تردید میشود. به عبارتی، نمیداند که باید بماند یا برود. گرفتار شدن در این وضعیت بسیار سخت و از لحاظ ذهنی، احساسی و فیزیکی آسیبزننده است. تصمیم گرفتن برای تغییر این شرایط، اصلاً کار سادهای نیست و همیشه این ترس و واهمه هست که اگر تصمیم اشتباهی بگیریم چه اتفاقی میافتد و اگر شرایط از این بدتر شود چه؟ هیچگاه نمیتوان بر مبنای یک یا دو عامل برای اتفاقات بزرگ زندگی مثل ترک همسر یا ادامهی ازدواج تصمیم گرفت، اما به تعویق انداختن تصمیم نیز راهکار درخوری نیست و جز رنج بیشتر چیزی بههمراه نخواهد داشت. ما زمانی محدود در اختیار داریم و تا همیشه فرصت نخواهیم داشت که انتخاب کنیم. چطور میتوانیم در این وضع بهترین تصمیم را بگیریم و زندگیمان را تغییر دهیم؟
دکتر بِوِرلی استون (Beverley Stone) روانکاو باسابقهای است و در زمینهی رابطهدرمانی تبحر و تجربهی زیادی دارد. یکی از ویژگیهای درمان او کمک به زوجین برای تصمیمگیری و انتخاب آزادانه است. بنابراین احتمالاً او بهترین کسی است که میتواند پاسخدهند باشد: رابطهی احساسیمان را ادامه دهیم، یا برویم و عطایش را به لقایش ببخشیم؟ کتاب بمانم یا بروم (Stay or Leave?) او، راهنمایی کاربردی برای یاد گرفتن این مهارت است: اینکه اگر در رابطهمان به جایی رسیدیم که بین رفتن و ماندن دودل شدیم، تصمیمی صحیح بگیریم. به همین وضع ناخوشایند و بیهوده ادامه دهیم یا شجاعت پیدا کنیم و با انتخابی درست، وضع را عوض کنیم؟ این کتاب حتی در مورد انتخابهای شغلی، تحصیلی، سبک زندگی و هر موضوع دیگری هم کاربرد دارد و میتوان به آن رجوع کرد.
بورلی استون در کتاب بمانم یا بروم تلاش میکند به ما این شجاعت و قدرت را بدهد که خودمان باشیم. او معتقد است که در نهایت، ما باید همانطور که میخواهیم زندگی کنیم. این امر لدون شک کار سختی است، اما زندگیْ ارزش این کشمکش و جدل دارد. بلاتکلیفی و بیتصمیمی وضعیت بغرنجی است که میتواند زندگی را نابود کند. اما کتاب نامبرده روی این نکته دست میگذارد که ماندن در تردید به زندگیای بیهوده و بیفایده منتج میشود. باید یکبار برای همیشه از این وضع خود را رها کرد. استون برای کمک به این اتفاق، شش گام پیشنهاد میکند:
- قابلِاعتماد باشیم و ریسک اینکه خودمان باشیم را بپذیریم.
- اضطراب را بهعنوان یک تجربهی بنیادین و مثبت انسانی قبول کنیم. یعنی در مقابلش تسلیم نشویم و جا نزنیم.
- زندگیمان را به زندگیای معنادار تبدیل کنیم، نه چیزی که از آن پشیمان شویم.
- مسئولیت شرایطمان را بپذیریم و دیگران را بابتش سرزنش نکنیم.
- به این نکته وقوف پیدا کنیم که همیشه یک انتخاب داریم و آنطور نیست که گیر افتادهایم.
- و با ارزشها و استانداردهای خود زندگی کنیم، نه دیگران.
کتاب بمانم یا بروم ابزارها و تکنیکهایی در اختیارمان میگذارد تا این مراحل را عملی کنیم و در نهایت تغییری بزرگ را رقم بزنیم. این کتاب را نشر شمعدونی با ترجمهی میترا نادری منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب بمانم یا بروم
- خواندن کتاب بمانم یا بروم اکیداً توصیه میشود. (دیپاک چوپرا، نویسنده و درمانگر)
- کتابی ایدهآل برای همهی آنهایی که بهدنبال انگیزهای برای تغییر هستند. با استراتژیهایی مفید، دقیق و کاربردی. (داون فرنچ، بازیگر بریتانیایی)
- راهنمای جدی بورلی استون برای تغییر، درسهایی الهامبخش دارد و به مردان و زنان این امکان را میدهد که خودشان باشند. (آنا فورد، روزنامهنگار انگلیسی)
کتاب بمانم یا بروم برای چه کسانی مناسب است؟
اگر بین رفتن و ماندن، یا انتخاب و رد کردن مُردد هستید، کتاب بمانم یا بروم؟ برای شماست. اگر همیشه تردید دارید با کتاب حاضر میتوانید بر آن غلبه کرده و راه درست را انتخاب کنید.
با بورلی استون بیشتر آشنا شویم
دکتر بِوِرلی استون (متولد 1949) روانکاو، درمانگر، مربی و نویسندهی انگلیسی است که بیشتر در زمینهی «تصمیمگیری» فعالیت دارد. تخصص اصلی استون درمان روابط عاطفی و زوجین است. او کمک میکند طرفین رابطه آزادانه انتخاب کنند و تصمیم بگیرند، تعارضاتشان را حل کنند و توقعاتشان را با هم درمیان بگذارند. او به سازمانها نیز در مورد تغییر فرهنگ و توسعهی سازمانی، تصمیمگیری و اجرای آن مشاوره میدهد.
«جنگجوی درونی» کتاب دیگر بورلی استون است که در آن مفهوم تغییر را در سازمانها و افراد بررسی میکند. او تلاش دارد کمک کند افراد و شرکتها برای تغییر به شجاعت لازم دست یابند.
جملات برگزیدهی کتاب بمانم یا بروم
- جنگیدن برای تبدیل شدن به آنچه میخواهید، سخت است.
- فقط با تصمیمی قاطع میتوانید بیاموزید، پیشرفت کنید و امکانات بالقوه زندگی خود را محقق کنید.
- ترس از دست دادن چیزهایی که دارید، باعث میشود خود را قانع کنید که اوضاع آنقدر هم بد نیست، اما واقعاً هست!
- چرا تغییر کردن تا این حد برایتان سخت است؟ به این خاطر که انتخاب یک چیز، به این معناست که شما چیزهای دیگری را از دست میدهید.
در بخشی از کتاب بمانم یا بروم میخوانیم
خیالپردازیهای ما سراسر پیشبینی فاجعه است، چون ما همیشه به بدترین حالت ممکن فکر میکنیم. (من هرگز با کسی آشنا نخواهم شد، نمیتوانم بهتنهایی از عهده زندگیام بربیایم و...). اما اگر حاضر شوید کمی ریسک کنید، با کسی آشنا خواهید شد و خشنودتر خواهید بود. شما میتوانید از عهده خودتان برآیید و از آرامش و سادگی زندگیتان لذت خواهید برد. خیالپردازیهای فاجعهبار، یا از ترس آسیب زدن به دیگران ناشی میشود یا از ترس عدم تأیید از سوی آنها. درنتیجه به جای اینکه ریسک کنیم و روراست باشیم، کنار میکشیم و هیچ کاری نمیکنیم.
دیوید نمیتوانست به والدینش بگوید که قرار است با جسیکا که دین متفاوتی دارد، ازدواج کند. چون از گفتن مسئله به این مهمی به خانوادهاش میترسید، او هراس داشت که آنها برای همیشه او را طرد کنند. بنابراین تصمیم گرفت که پنهانی با جسیکا ازدواج کند، و فقط دوستانش از این ازدواج باخبر بودند. به این ترتیب، او به خاطر این شرایط از داشتن فرزند خودداری کرد، چون مجبور میشد که باز هم مدام دروغ بگوید. خیلی وقتها دیوید وسوسه میشد که درباره اتفاقهای زندگیاش با پدر و مادرش صحبت کند، اما تصور واکنش احتمالی آنها مانع از این میشد که چیزی بگوید. در نتیجه بعد از فوت مادرش و زمانی که تقریباً پنجاه ساله بود، به این موضوع اقرار کرد. واکنش پدر دیوید هر دوی آنها را شگفتزده کرد. پدرش خوشحال و هیجانزده شده بود که دیوید توانسته کسی را پیدا کند که دوستش دارد، و به او گفت حتماً اگر مادر دیوید زنده بود، او هم خوشحال میشد؛ و گفت تمام نگرانی مادر دیوید این بوده کهای کاش او با زنی ازدواج کند که دوستش داشته باشد و برایش فرزندانی به دنیا بیاورد. چه حیف!... زندگی دیوید به خاطر تصورات فاجعهباری که داشت اینطور به هدر رفته بود.
بله






















