شماری از شناختهشدهترین فعالان حوزهی تئاتر ایران، در مقالات کتاب به نو کردن ماه به واکاوی وضعیت درام ایرانی در چهار دههی اخیر پرداختهاند. از میان نویسندگان این کتاب میتوان به نامهایی چون خسرو حکیمرابط، رضا شیرمرز و ناصح کامگاری اشاره کرد.
درباره کتاب به نو کردن ماه
تئاتر در ایران هنری نوظهور و نوبنیاد به شمار میرود. صحنهی نمایش در معنای مدرن کلمه، نخستین بار در عصر انقلاب مشروطه بود که در ایران برپا گشت. درامنویسی مدرن نیز در همان دوران در مملکت ما آغاز شد. این در حالی است که هنر تئاتر در مغربزمین سابقهای بس دور و دراز داشته است. از این واقعیت میآموزیم که تحولاتی که در عرصهی درام ایرانی رخ داده و آن را به جایگاه کنونی رسانیدهاند، ظرف مدت زمانی اندک، و اغلب به شتاب حادث شدهاند. این نکتهای بس حائز اهیمت در آسیبشناسی هنر تئاتر در ایرانزمین است. مقالاتی که در کتاب به نو کردن ماه گرد آمدهاند، جملگی همین دغدغه -یعنی آسیبشناسی تئاتر ایرانی- را بازنمایی میکنند. این مقالات به قلم برخی از سرشناسترین فعالان حوزهی هنرهای نمایشی، از جمله چهرههایی چون فرهاد ناظرزادهی کرمانی، عزتالله مهرآوران، علی شمس و پیام لاریان، نگاشته شدهاند.
کتاب به نو کردن ماه از هجده نوشتار مجزا تشکیل شده است. برخی از این نوشتارها در قالب مقاله، برخی در فرم یادداشت، و برخی نیز در قالب گفتوگو میباشند.
تأثیر سانسور بر وضعیت نمایشنامهنویسی در ایران، جای خالی ادبیات نقادانه در فضای درام معاصر، تاریخ ادبیات نمایشی از آغاز تا امروز و سیر تطور ادبیات نمایشی ایران پس از انقلاب اسلامی، از جمله موضوعاتیاند که در مقالات کتاب پیش رو مورد بحث و تأمل قرار گرفتهاند.
درباره مجموعه کتاب آواژ
سردبیری مجموعهی کتاب آواژ بر عهدهی محمدرضا قلیپور، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، است. آثاری که ذیل این مجموعه به انتشار میرسند، وضعیت هنر و ادبیات در ایران امروز را مورد نقد و بررسی قرار میدهند. در هر یک از این آثار، مخاطب یادداشتها و مقالاتی از بزرگان عالم هنر و ادب، و گفتوگوهایی با چهرههای فرهنگی شاخص در دورهی معاصر خواهید بود. دو کتاب «نویسنده نمرده است» و «به نو کردن ماه» از جمله عناوینِ متعلق به مجموعهی کتاب آواژند.
کتاب به نو کردن ماه مناسب چه کسانی است؟
فعالین حوزهی ادبیات نمایشی مخاطبین اصلی کتاب به نو کردن ماه به شمار میروند.
در بخشی از کتاب به نو کردن ماه میخوانیم
و در برابر آن توهم که «نمایش چیزی نیست جز مشتی گفتوگو» باید گفت آری و نه! گفتوگو هست اما نه هر گفتوگویی. گاهی حتی گفتوگو هم نیست... صوت است. صوت خالص... حتی صوت هم نیست. سکوت است. تصویر است، تصویر خالص صحنهای: جلوهی بیرونی دلهرهها، اضطرابها و کابوسهای درد و رنج، فریاد در سکوت. فریاد همروزگاران، فریاد فلسفی ِ همهی روزگاران؛ و در این «کار» همچون هر کار هنری دیگر مهم آن نیست که «چه» میگویی {گرچه بسیار هم مهم است} مهم آن است که «چگونه» میگویی.
گفتن، بهمعنای هنری، درحقیقت همان «چگونه گفتن» است. اعلام یک اندیشه نوعی «گفتن» است، اما تبدیل همین اندیشه به گوشت و خون، به تجربهای انسانی و انتقال آن به مخاطب نوعی دیگر از «گفتن». بنابراین، در هنر نمایش، برای ساکنان کوچه «حرف» و گرفتاران آن توهم که از آن سخن رفت آنچه که عمده میشود، کلام است و «اندیشه» یعنی همان «چه» گفتن و نه «چگونه» گفتن. و تازه این «چه»ای که گفته میشود، خود جای حرف و سخن فراوان دارد و بهراستی هم در این حوالی، در میدان اندیشه «کدام قله، کدام اوج!؟» آدمهایی کوچک بر سکوهایی کوچکتر. پس بگذریم و برویم به همان حاشیه... همان پایینهای سکوی نمایش.
باری... هنگامی که بسیاری از تصمیمگیرندگان به نمایش از این منظر بنگرند طبیعیست که دایره بسته میشود، کار به سطح میخزد، اندیشه شعار میشود و آن سکوی معهود انحصاری (بسیاری از پیشکسوتان و حتی جوانان ِ صاحب اندیشه و هنرمند پشت در ماندهاند) شخصیتها جامعیت انسانی خود را از دست میدهند، «دنیا» تقسیم میشود به دنیای نیکان و بدان، سطحیگری و سطحینگری بر صندلی جلوس میکند دنیای فریبندهی ملودرام و دوستان ِ تشنهی «گفتن» و بعضیهاشان با عرض معذرت، تشنهی شهرت نیز در صف به انتظار عروج بر سکو.
بله























