کتاب نفوذ استراتژیک دشمن به ابعاد و گسترهی نفوذ آمریکا در ایران و ویژگیهای آن میپردازد و نحوهی مقابله در برابر آن را شرح میدهد. این اثر همچنین در ادامه، روشها و راههای متفاوت نفوذ دشمن را تحلیل و بررسی میکند.
دربارهی کتاب نفوذ استراتژیک دشمن:
در حوزه سیاسی، جنگ نیابتی از طریق تروریستهای صهیونیستی - تکفیری برای انهدام عمق راهبردی ایران و مقابله با پیشروندگی انقلاب اسلامی در منطقه، در حوزه اقتصادی از طریق جنگ اقتصادی و تحریمهای ظالمانه و تضعیف اقتصاد ملی با هدف ممانعت از پیشرفت کشور به ویژه در حوزهی علم و فناوری و همچنین در تنگنا قرار دادن مردم به لحاظ معیشتی که اثرات آن حتی پس از برجام ادامه دارد و در حوزه فرهنگی از طریق جنگ نرم (جنگ روانی و ادراکی) با هدف تغییر نگرش و باورهای مردم است. ناکامی آمریکاییها در مواجهه سخت و نرم با انقلاب اسلامی، سبب شده که در آخرین سناریو، تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی از طریق نفوذ پیگیری شود.
بر این اساس به نظر میرسد که خطر نفوذ در حال حاضر از هر زمان دیگری بیشتر است و در صورت موفقیت احتمالی نفوذ در ارکان و کارکردهای اقتدار ملی، انقلاب اسلامی ایران با خطرات بزرگی مواجه شود. از اینرو شناخت نفوذ راهبردی دشمن، ابعاد و ویژگیهای آن و نحوه مقابله در برابر آن موضوعات مهمی است که باید به آنها پرداخته شود.
کتاب نفوذ استراتژیک دشمن برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به مطالعه در حوزهی علوم سیاسی علاقهمند هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب نفوذ استراتژیک دشمن میخوانیم:
نظریهپردازن غربی به شکل صریح کلمه، از واژه نفوذ در ادبیات سیاسی به علت بار منفی آن استفاده نمیکنند بلکه آن را در قالب دیپلماسی عمومی معرفی مینمایند. با بررسی دقیق تعاریف مربوط به دیپلماسی عمومی، غربیها و روشهایی که در کشورها نفوذ میکنند، میتوان گفت که دیپلماسی عمومی ابزار مهمی است، برای نفوذ که غربیها از به کار بردن این واژه ابا دارند. دیپلماسی عمومی چیز جدیدی نیست، این عبارت برای نخستین بار در آمریکا در سال 1965 توسط ادموندگولین رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتس همراه با تأسیس مرکز برای دیپلماسی عمومی به کار گرفته شد، در طول زمان معنا و کاربرد این واژه دچار دگردیسی شد. این مرکز در یکی از اولین بروشورهای خود دیپلماسی عمومی را تأثیرگذاری بر نگرشهای عمومی برای شکلدهی و اجرای سیاستهای خارجی و شامل ابعادی از روابط بینالمللی میداند که فراتر از دیپلماسی سنتی است.
اسنو از جمله افرادی است که معتقد است «دیپلماسی عمومی برای فرا رفتن از پروپاگاندا، دربرگیرنده ارتباطات دوسویه است» همچنین بیان میکند که «دیپلماسی عمومی از آن جهت میکوشد مردم را اقناع کند تا به گونهای خاص بیندیشند، شبیه پروپاگاندا است؛ اما از سوی دیگر، چون به حرفهایی که مردم نیز میزنند گوش فرا میدهد، اساساً با پروپاگاندا متفاوت است».
بله


















