آیا میدانستید رسیدن به استقلال مالی در حین داشتن یک شغل مستقل، از آنچه فکرش را کنید راحتتر است؟ کتاب از شغل آزاد تا آزادی اثری جذاب و خواندنی به قلم وینسنت پوگلیز است. با خواندن این کتاب خواهید آموخت که چگونه شغلتان، میتواند تعیینکنندهی مرزهای استقلال شما در زندگی باشد.
درباره کتاب از شغل آزاد تا آزادی:
چه حسی دارد اگر هر روز صبح بیدار شوید و دقیقاً همان کاری را انجام بدهید که عاشقش هستید؟
وینسنت پوگلیز (Vincent Pugliese) در اثری که پیش رو دارید، موضوع کار و حرفهی شغلی را در نسبت با مسائل مهمی نظیرِ آزادی، هویت و استقلال فردی بررسی نموده است. به واقع او با مطرح کردن این پرسش که کار آدمی، چطور بر ساخته شدن هویت او تأثیر میگذارد، آموزههایی بیاندازه ثمربخش جهت ساختن زندگی باکیفیت به خوانندگان ارائه میدهد.
پوگلیز هرگز ادعا ندارد که میخواهد با کتابش به شما اصول ثروتمند شدن را بیاموزد و یا روشهای سرمایهگذاری را برایتان تشریح کند. کتاب او بر پایهی این ایدهی ساده نوشته شده که کار شما میتواند مایهی تعالی شخصیت شما شود. او با بیان این واقعیت که اکثر افراد کاری را انجام میدهند که علاقهای به انجام آن ندارند، نشان میدهد که بین احساس نارضایتی درونی و شغل فرد رابطهای مستقیم وجود دارد.
نویسندهی کتاب از شغل آزاد تا آزادی (Freelance to Freedom)، از مخاطبین خود دعوت میکند که با جسارت به بازاندیشی دربارهی شغل خود بنشینند و از انجام کاری که علاقهی حقیقیشان است، ابایی نداشته باشند. به باور پوگلیز، کارهای آزاد یا فریلنسیگ، برخلاف آنچه عموماً گفته میشود، نه تنها پرخطر و ضررآفرین نیستند، بلکه راههایی فوقالعاده برای کسب استقلال و رضایت درونیاند؛ ضمن اینکه میتوانند در عرصهی اقتصادی نیز بسیار پرثمر باشند. خلاصهی کلام اینکه با مطالعهی کتاب حاضر، قطعاً در نگرش خود نسبت به موضوعات کاری و اقتصادی تغییر عقیده خواهید داشت.
این اثر دو بخش اصلی دارد. در بخش نخست آن نویسنده از تجربیات شخصیاش در مسیر رسیدن به شغل آزاد مورد علاقهاش میگوید و در بخش دوم به راهکارها و مراحلی را در جهت بازنگری و رسیدن به حرفه مورد علاقهتان میپردازد.
در نکوداشت کتاب از شغل آزاد تا آزادی:
ست گادین، کارآفرین برجسته و نویسنده موفق کتاب قبایل، درباره این اثر میگوید: «شجاعانه، صادقانه، مستقیم و قدرتمند. در این کتاب درسهای مفیدی وجود دارد.»
کتاب از شغل آزاد تا آزادی مناسب چه کسانی است؟
کسانی که در زمینه شغلی و کاری خود سوالات و مشکلاتی دارند، میتوانند از آموزههای این کتاب استفاده کنند. هم چنین اگر نسبت به رها کردن زندگی کارمندی و راه انداختن کسب و کار شخصی خود دودل هستید، این اثر میتواند به شما در تصمیمگیری درست کمک کند.
با وینسنت پوگلیز بیشتر آشنا شویم:
او پیش از هر چیز یک شوهر برای همسرش الیزابت و یک پدر برای سه پسرش اندرو، نولان و دیلان است. وینسنت پوگلیز بیش از بیستوسه سال عکاس حرفهای نشریات بوده است. او در رزومه کاریاش افتخار عکاسی از چهار رئیسجمهور آمریکا، عکاسی از مسابقات اصلی ورزشی شامل سوپرجام، مسابقات نهایی بیسبال، فینال اناچال 301، جامحذفی انسیایای 302 و هر مسابقه مهمی را دارد. کارهای وینسنت در اکثر روزنامهها، مجلات و نشریات آنلاین در سرتاسر جهان چاپ شده است. در حال حاضر، پوگلیز صاحبان بیزینسهای کوچک و شغلهای مستقل را بهسمت یک زندگی مستقل از نظر زمانی و مالی هدایت و مربیگری میکند.
جملات برگزیده کتاب از شغل آزاد تا آزادی:
- بیست سال دیگر بابت کارهایی که نکردهای بیشتر افسوس میخوری تا بابت کارهایی که کردهای.
- همه معتقدند بدهکاری امری عادیست. من کسی را نمیشناختم که زیر بار قرض نباشد. پدربزرگم همیشه میگفت در زندگی روی دو چیز حساب کن: یکی مرگ و یکی مالیات. اما من میگویم روی سه چیز: مرگ، مالیات و قسط.
- پیشنهاد من این است که پولتان را کنترل کنید تا به جایی نرسید که پول، شما را کنترل کند. اما برای رسیدن به آزادی واقعی باید کنترل زمان دست خودتان باشد.
- یکی را به من نشان بدهید که فکر میکند پول خوشبختی میآورد و آنوقت من هم یکی را به شما نشان میدهم که هیچوقت پول نداشته و همیشه خوشبخت بوده است.
در بخشی از کتاب از شغل آزاد تا آزادی میخوانیم:
این اواخر یک کنفرانس تلفنی با یک مولتیمیلیونر داشتم. درآمد او بهقدری زیاد است که همه اطرافیانش به او غبطه میخوردند. اما میزان استرسش هیچ تفاوتی با همان افراد دوروبرش ندارد. به نظر شما عجیب نیست؟ آن مولتیمیلیونر صبحها همان ساعتی بیدار میشود و سر کار میرود که بقیه افراد سمت قطار صبحگاهی هجوم میبرند. زمانش را بالا و پایین میکند تا بتواند ساعتی را به باشگاه برود. باید برنامهریزی کند تا بتواند برای شام به خانه برگردد و کنار خانوادهاش باشد. البته شکی نیست که مسافرتها، خانه و ماشینهایش از سایرین باکلاستر و البته پرخرجتر هستند.
اما چرا زندگیاش او را کنترل میکند؟
او تلاش میکند تا هر روز بیزینسش را رشد بدهد و بزرگتر کند. همین هم باعث میشود هر روز سر کار برود. نسبت به افرادی که برایش کار میکنند احساس مسئولیت میکند و اگر زیاد سر کارش حاضر نشود ممکن است بیزینسش به خطر بیفتد و متأسفانه هیچ علاقه دیگری در کنار بیزینسش ندارد.
دوست دارد سبک زندگیاش منعطفتر باشد، طوریکه بتواند زمان بیشتری را با خانوادهاش بگذراند و کارهایی را که دوست دارد انجام دهد. اما متأسفانه گیر کرده است. این مرد درآمد بالایی دارد اما آنجوری که دلش میخواهد نمیتواند از این درآمد لذت ببرد. ترس، در حال واردکردن آسیب است. وزنش در حال بالارفتن است و روابط خانوادگی و اجتماعیاش در معرض خطر.
بسیار پیش آمده که افرادی با درآمد زیر شش رقم مشکلی مشابه همین مشکل را داشته باشند، البته با کمی تفاوت.
فقط یکی از هزاران خانوادهای که همین مشکل را دارند مثال میزنم چون میدانم مشت نشانه خروار است. وقتی درآمد این خانواده افزایش پیدا میکند مخارجشان هم بیشتر میشود. چیزهایی که قبلاً لوکس بهنظر میرسیدند حالا دیگر به نوعی نیاز تبدیل شدهاند. لباس، خانه، کلاسهای بچهها، مسافرتها. دیگر مثل قبل هیجانانگیز نیستند. فکر حذفکردن هرکدام از اینها یک ازخودگذشتگی بزرگ است. بنابراین تنها انتخابی که برایشان میماند این است که بیشتر پول دربیاورند.
از همه مهمتر، زن دوست دارد شغلش را کنار بگذارد تا با بچههایش در خانه وقت بیشتری را صرف کند اما استطاعت این را ندارند که حقوق زن حذف شود. بنابراین برای متعادلکردن دخلوخرج، مرد باید زمان بیشتری سر کار بماند و این یعنی او زمان کمتری را با خانوادهاش میگذراند. پس هنگامیکه میبیند دوستانش در خانه هستند و با بچههایشان وقت میگذرانند اما او باید بچهاش را به مهد کودک ببرد و خودش هم سر کار برود، دچار چالشی درونی میشود. هرکدام از این مثالها نشان میدهد که آنها سخت درگیر کمبود زمان هستند. احساس میکنند مثل بقیه کارمندهای مقروض در تله افتادهاند.
بله
























با اینکه نویسنده آمریکایی هستش امامشکلاتی که مطرح میکنه برای من که در ایران زندگی میکنم هم قابل لمسه، شاید این شباهت در مسائل دشوار زندگیه که باعث جذابیت کتاب برای من شده.
در راستای موضوع این کتاب، کتاب" کار جانبی " اثر کریس گیلبو را پیشنهاد میکنم.