وقایع کتاب ناپیدا، رمان جنایی پرطرفدار کارین آلوتگن، در کوچهپسکوچههای شهر استکهلم میگذرد؛ جایی که افراد بیخانمان بسیاری در آن روزگار میگذرانند، افرادی که اگر پیالهی عمرشان به سر بیاید، کسی از نام و نشان آنها خبر نخواهد داشت. با این حال میان این جماعت، زنی زندگی میکند که هویت خود را از قصد پنهان نگه داشته است. او از سایهی گذشته گریخته و بیهویتی را به هویت اصلی خود تبدیل کرده، اما آیا همیشه میتواند به این کار ادامه دهد؟ این کتاب توانست نامزد جایزهی ادگار آلن پو شود.
دربارهی کتاب ناپیدا
پشت چهرهی رنجور افراد بیخانمان معمولاً کوهی از رنجهای گذشته مدفون شده. لباسهای مندرس و وسایل کهنهی آنها بیپولیشان را فریاد میزند و چهرهی استخوانیشان از گرسنگی خبر میدهد. با این حال «سیبیلا» نه تا حالا طعم فقیری چشیده و نه حتی در خانوادهی فقیری به دنیا آمده. برای این زن، بیخانمان بودن یک انتخاب است، انتخابی که جرقهی حوادث شوم کتاب ناپیدا را رقم خواهد زد؛ داستان تحسینشدهای از کارین آلوتگن، نویسندهی رمانهای معمایی.
زندگی سیبیلا به دو شکل میگذرد: روزهایی که زیر آسمان شهر سر میشود و شبهایی که به دعوت مردی رهگذر در هتل به صبح میرسد. او خانهای ندارد و در عین حال هرکجایی که اراده کند خانهی اوست. یک نیمکت شکسته میتواند سالن غذاخوری او باشد و یک زیرشیروانی متروک میتواند به اتاق خواب او تبدیل شود. با این همه حتی یک بیخانمان نیز میتواند علایق خاص خود را داشته باشد. رشتهوقایع بعدی کتاب ناپیدا کارین آلوتگن، از همینجا آغاز میشود.
علاقهی سیبیلا به مهمان شدن در هتل توسط غریبهها، یکجور تفریح است و نه کار هر روز. وقتهایی که این هوس شیرین به سر زن میزند، بلافاصله راهی هتل گراند میشود، جایی که در آن مردهای تنها در انتظار پیدا شدن یک همصحبت هستند. اما اگر سیبیلا خبر داشت که در یکی از همین شبهای پرشور پای او به چه ماجرای شرورانهای باز خواهد شد، هرگز به هتل نمیرفت. در ادامهی کتاب ناپیدا نشر البرز ما نیز همراه زن به این سرنوشت شوم قدم خواهیم گذاشت.

نویسندهی معروف سوئدی، ملکهی جدید داستانهای جنایی
کتابهای کارین آلوتگن از آن دسته رمانهایی هستند که به محض انتشار ردیف اول کتابفروشیها را پر میکنند. این نویسندهی پرافتخار سوئدی برای ایجاد حس ترس و دلهره در دل مخاطبانش به صحنههای خونآلود بسنده نمیکند. نکتهی هراسانگیز داستان لایههای پنهان روانشناختیای است که ذرهذره به بافت ماجرا اضافه میشود.
روایت متناوب و دوگانه و فلشبکهای کوتاه به گذشتهی سیبیلا نیز طعم تلفیق داستان را تند و تیزتر میکند و باعث میشود خواننده صفحات داستان را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. با پیش رفتن هر فصل کتاب ناپیدا کارین آلوتگن پازل گذشتهی پرماجرای سیبیلا کاملتر میشود. چرا زنی به جوانی او باید نیمکتهای شهر را به خانهی اعیانی پدرش ترجیح دهد؟ چرا باید آیندهای را انتخاب کند که هر روز آن معادل با راه رفتن روی پل معلق است؟
جنایت در هتل: میخ آخر کتاب ناپیدا
با شکل گرفتن سوالات تازه در ذهن مخاطب، گره کوبندهی داستان به یکباره از راه میرسد. عاقبت یکی از همان شبهایی که سیبیلا در هتل سر کرد، به شب تیرهبختی زندگی او تبدیل شد. کارین آلوتگن نقطهی اوج هیجان رمان خود را جایی رقم میزند که کسی انتظارش را ندارد.
زمانی که نیرویهای پلیس پیکر بیجان مرد همراه سیبیلا را از اتاق هتل بیرون کشیدند دیگر هیچ شکی نمانده بود که زن علاوه بر بیخانمان بودن یک جانی بالفطره نیز است. چیزی تا فروپاشی کامل قلعهی تنهایی زن باقی نمانده است. به زودی چهرهی او بر صفحهی اول تمامی روزنامهها چاپ خواهد شد و این تازه آغاز ماجرایی است که خرید کتاب ناپیدا را به یک تجربهی ماندنی و مهیج تبدیل میکند.
این کتاب با تلاش نشر البرز به دست شما رسیده و ترجمهی خواندنی آن نیز کاری از امیرحسین مهدیجهت است.
جوایز و افتخارات کتاب ناپیدا
- برندهی جایزهی کلید شیشهای (Glass Key Award) برای بهترین رمان جنایی در ادبیات شمال اروپا
- نامزد نهایی جایزهی بینالمللی خنجر به انتخاب انجمن نویسندگان آثار جنایی
- نامزد جایزهی ادگار آلن پو به انتخاب انجمن نویسندگان معمایی آمریکا
نکوداشتهای کتاب ناپیدا
- رمانهای هولانگیز کارین آلوتگن چندین سر و گردن از دیگر نویسندگان جریان جنایی اسکاندیناوی بالاترند. (نشریهی دیلی میل)
- نویسندهی رمان معمایی ناپیدا، با قدرت و مهارتی چشمگیر و با نگاهی بسیار ملموس و واقعی، ما را به دل زندگی افراد حاشیهنشین میبرد. (روزنامهی هلسینگبوری)
- داستانی گیرا... سرشار از سرنخهای گمراهکننده و جنایات خونین! (ساندی هرالد)
اقتباس سینمایی از کتاب ناپیدا
- سریال ناپیدا یک مجموعه نمایشی دو قسمتی در سبک نوآر اسکاندیناویایی است که با الهام از رمان کارین آلوتگن اقتباس شده است. این سریال کوتاه بریتانیایی در سال 2006 و با بازیگری جوآن فروگات به نمایش درآمد.
کتاب ناپیدا برای شما مناسب است اگر
- طرفدار ژانر تریلر روانشناختی هستید بهخصوص داستانهایی که تصویری از تروماهای گذشته، انزوای اجتماعی و بحران هویتی را در خود دارند.
- به دنبال انتخابی راضیکننده از بین بهترین داستانهای روانشناسی جنایی سالهای اخیر هستید.
- به طور خاص به ژانر داستانی نوآر نوردیک یا همان داستانهای جنایی اسکاندیناوی علاقه پیدا کردهاید.
در بخشی از کتاب ناپیدا میخوانیم
«میدونین، خودم میتونم غذای خودم رو حساب کنم.»
«البته که میتونین. صرفاً فکر کردم بهتره من حساب کنم که بیادبیم جبران بشه.»
«البته، با کمال میل.»
او کمی دیگر از نوشیدنیاش نوشید. گروندبرگ بیشتر از حدی که میشد باور کرد خوب بود. همهچیز اتوماتیک پیش میرفت. همان جا نشسته بود، با ملچوملوچ فیلۀ برهاش را میخورد و تا جایی که میشد دید کاملاً غرق غذا بود. در واقع، در آن لحظه به نظر میرسید که گروندبرگ بهکل فراموش کرده کس دیگری با او سر یک میز نشسته است.
خوب گروندبرگ را برانداز کرد. حدس میزد که حدوداً پنجاهساله باشد. کتوشلوار گرانقیمتی به تنش بود و از آنجایی که بدون هیچ درنگی دو وعده غذا سفارش داده بود، آن هم در رستوران فرانسوی هتل گراند، به نظر میرسید موجودی حساب بانکیاش از حد مطلوب هم بیشتر باشد.
خوب بود. مورد بینقصی بود.
به نظر میرسید به خوب خوردن عادت داشته باشد. گردنش داخل یقهاش جا نمیشد و بالاتر از گرۀ کراواتش از یقه بیرون زده بود.
بله


















