کتاب دیار اجدادی نوشتهی فرناندو آرامبورو، داستان تاریخی و هیجانانگیزی است که مخاطب را با خود به دل تاریخ میبرد و در آنجا با جریانهای پنج دهه جنگ پیاپی بین اسپانیا و اتا مواجه میکند. جنگی که درواقع بر سر حقیقت و دروغ شکل گرفت و خونهایی که در نتیجهی برملا شدن رازها و فریبهایی تاریخی ریخته شد. این اثر افتخارات و جوایز بسیاری را کسب کرده است.
دربارهی کتاب دیار اجدادی:
داستان کتاب حاضر ماجرای یک جنگ بر سر اختلافات ایدئولوژیک دو خانواده است اما این اختلاف جرقهای میشود بر یک انبار باروت که سالها بر پایه دوستی و نزدیکی بنا شده بود. با کشته شدن دو تن از افراد، در این جنگ رودررو این انبار شعلهور میشود و دامان خوشیهای این دو خانواده را میگیرد.
کتاب دیار اجدادی (Homeland) چیزی فراتر از روایت جنگهای تاریخی و لشکرکشیهای مرسوم است. این کتاب ما را با 9 شخصیت اصلی روبهرو میکند که فرناندو آرامبورو (Fernando Aramburu) با هنرمندی تمام به آنها، شخصیتهایی منحصربهفرد بخشیده است تا مخاطب در حین خواندن اثر، با هر کدام به یک شکل ارتباط پیدا کند. کاراکترهایی که ایدهها، آرمانها و احساسات خود در داستان حضور دارند و هر کدام، وجهی از شخصیت خواننده را برملا میکنند.
نویسنده در این کتاب از عنصر زمان به زیبایی بهره برده است و ذهن مخاطب را به چالشی جذاب میکشاند. این جابهجاییها که در چند دهه اتفاق میافتند، داستان را از یکنواختی بیرون میآورد اما خواننده با شروع هر فصل روند کلی روایت را به دست میگیرد و دچار سردرگمی نمیشود.
یکی دیگر از تکنیکهای آرامبورو در کتاب دیار اجدادی، تغییر زاویه دید شخصیتهای اصلی رمان در برابر یک واقعه ثابت داستان است. با این حرکت، نویسنده شما را به داوری فرامیخواند تا به خوبی در برابر توجیهات و دلایل هر کدام از شخصیتها تأمل و موضعگیری را در ذهن خود تمرین کنید.
در پایان کتاب، مخاطب به ماهیت پوچ جنگ و اختلافات عقیدتی پی میبرد که یک اختلاف نظر و آرمان چطور میتواند همه جا را به نابودی بکشاند و ارزشها و شادیهای زندگی را از بین ببرد.
اقتباس تلویزیونی از کتاب دیار اجدادی:
یک مجموعه تلویزیونی از اثر تاریخی-ادبی دیار اجدادی، با همین عنوان در اسپانیا ساخته شده است که روایت این جنگ را به نمایش میگذارد.
جوایز و افتخارات کتاب دیار اجدادی:
- برندهی جایزهی منتقدان در سال 2016
- نامزد ادبیات اروپا در سال 2019
- برندهی جایزهی استرگای اروپا در سال 2018
- برندهی جایزهی فرانسیسکو آمبرال برای بهترین کتاب سال در سال 2016
- کتاب برگزیدهی جوزپه توماسی دی لامپدوزا در سال 2018
- برندهی جایزهی ملی روایت در سال 2017
نکوداشتهای کتاب دیار اجدادی:
- ماهرانه... پر از تعلیق... سرشار از جزئیات. (The New York Review)
- داستانی از وفاداری شخصی و قبیلهای... این یک داستان فوقالعاده است، به زیبایی نوشته شده و پر از احساس است. (The Guardian)
- یکی از اولین رمانهای ادبی که مستقیماً به پیامدهای مداوم خشونت فرقهای باسک میپردازد. (Booklist)
- رمانی قدرتمند با شخصیتپردازی ماهرانه. (The Economist)
- یک اثر ادبی انسانی و بهیادماندنی. (Kirkus Reviews)
کتاب دیار اجدادی برای چه کسانی مناسب است؟
به طور کلی رمانهای تاریخی ما را با گذشته و تاریخ جمعی بشر روبهرو میکنند تا بتوانیم از آنچه بر آنها گذشته است بیاموزیم و در اعمال آنها تأمل کنیم. اما به طور خاص کسانی که به سفر به تاریخ دور و نگریستن به سرگذشت انسانهای گذشته علاقه دارند، از این کتاب لذت خواهند برد.
با فرناندو آرامبورو بیشتر آشنا شویم:
این نویسنده اسپانیایی، فارغالتحصیل رشته فیزیولوژی است که مدت زیادی در آلمان به تدریس زبان و ادبیات اسپانیایی مشغول بود و بعد از آن وقت خود را به نوشتن آثار ادبی اختصاص داد. او برای آثاری همچون ماهی تلخ و بازی با لیمو و همینطور دیار اجدادی جوایز ملی و بینالمللی زیادی را دریافت کرده است. آرامبورو یکی از نویسندگان مطرح جنبش «روایت نو» در اسپانیاست.
در بخشی از کتاب دیار اجدادی میخوانیم:
چند دقیقه قبل، دست در دست هم از آن جا رفته بودند. با این سن! عجب زوجی! چقدر به هم میآیند! مردم روستا چقدر پشت سرشان بخندند! یکشنبه بود و هوا ابری. رئال سوسیداد ساعت پنج بازی داشت. بعد از بازی، قرار بود زن دنبالش برود / مثل ماهی تورش بگیرد و داخل سطل بیندازدش.
بیتوری در بالکن را کامل باز کرد.
«اینجا نمیشه نفس کشید. انصافاً دیگه شورش رو درنیاورده بود؟ حتی سوپمون هم بوی عطرش رو گرفته.»
«دقت نکردم. ولی انصافاً خوشگل بود.»
«تو از خوشگلی چی میدونی؟ برو! برو بگیر بخواب و خواب کامیونهات رو ببین.»
میتوانستند خیلی راحت چهارنفری به رستوران بروند. چاتو همان لحظۀ اول این پیشنهاد را داده بود و البته گفته بود نمیخواهد در چیزی که به او ربط ندارد دخالت کند. شابیر هم کمی بعد تلفنی همین پیشنهاد را داد، چون آرانساسو به او گفته بود میخواهد در «قلمروی بیطرف» باشد. پدر و پسر هر دو حاضر بودند با کمال میل حساب کنند، اما بیتوری گفت حرف رستوران را هم نزنید. انگیزهاش چه بود؟ به نظر او، همه در رستوران رفتاری تصنعی دارند و آدمها را باید در خانه شناخت.
چاتو: «خوشت میآد صبح تا ظهر آشپزی کنی؟»
«مگه چه عیبی داره؟ اونوقتها هم که من رو آوردی روستا تا با خانوادهت آشنا شم، مادرت غذا درست کرد. سوپ نخود و مرغ سوخاری بود. هنوز یادمه. بعد هم که غذا خوردیم، توی جمع کردن سفره و شستن ظرفها کمکش کردم. ولی این خانم ترگلورگل یه تعارف هم نزد. خیلی باکلاس و خوشتیپی؟ باشه، ولی دیدی که دارم ظرفها رو برمیدارم، یه دستی میجنبوندی! چقدر باادب!»
بله
























این کتاب با کتابهای دیگری که در خصوص تروریسم نوشته شدهاند متفاوت است چون روایت از دیدگاه افراد مختلف با شخصیت و نگاههای سیاسی متفاوت است. در این کتاب سیاه پلیدی خالص و سپید نور نیست.