سید مهدی میرصادقی فوزی در کتاب صبر، کلید طلایی در بازگشت به زندگی دوباره تجربیات شخصیاش درباره بیماری اعتیاد و چگونگی ابتلایش به این مشکل را برای شما بازگو میکند و سپس نحوه ترک کردن و پایبندیاش به آن را شرح میدهد.
درباره کتاب صبر، کلید طلایی در بازگشت به زندگی دوباره:
اعتیاد یکی از بزرگترین معضلاتی است که سلامتی جوامع بشری را تهدید میکند و مشکلات متعدد زیستی، روانی و اجتماعی به بار میآورد. استفاده از مواد مخدر یکی از عواملی است که میتواند بنیان خانوادهها را سست کند و فرهنگ و جامعه یک کشور را به سمت فروپاشی اخلاقی هدایت کند.
در جمهوری اسلامی ایران هم اعتیاد به عنوان بلایی خانمان سوز شناخته میشود که زندگی گروه بزرگی از مردم را تحت تاثیر خود قرار میدهد و آسیبها و تهدیدات آن بر فرد و جامعه به طور روزانه در حال پیشروی و شمار قربانیان آن به خصوص در میان جوانان در حال افزایش است.
آقای سیدمهدی میرصادقی فوزی یکی از همین جوانانی است که بخشی از بهترین ایام زندگی خویش را درگیر اعتیاد به موادمخدر بوده است. وی همانطور که در جایجای این کتاب اشاره کرده؛ با پایگذاشتن به این دنیای به ظاهر فریبنده، در زمان مصرف و اعتیاد فعالش، بسیاری چیزها از جمله: امید، اعتماد، اعتبار اجتماعی و …را از دست داده است. او بارها تا نزدیکی مرگ پیش رفته، امّا خواست خداوند بر این بوده که دگرباره به این دنیا برگردد و زندگی تازهای را آغاز کند.
میرصادقی یکی از دلایل عمدهی موفقیت خود در ترک اعتیاد را شرکت مرتب در برنامههای انجمن معتادان گمنام و پایبندی به اصول قدمهای دوازدهگانه این انجمن و تبعیت از آنها میداند. او همچنین اعتقاد دارد؛ حضور مستمر در جلسات، باعث تعامل و ارتباط بیشترش با افرادی شده که علاوه بر مشکل مشابه، درک مشترکی از مسائل داشته و مانند او با مشکلات درمانی مواجه بودهاند.
اگر خواندن این اثر برای شما مفید و اثربخش بود، به دیگران نیز پیشنهاد دهید، تا جامعهای عاری از هرگونه اعتیاد داشته باشیم و روزی برسد که هیچ معتادی روی زمین نباشد و هیچ شخصی به خاطر این بیماری، درحال عذاب نباشد.
کتاب صبر، کلید طلایی در بازگشت به زندگی دوباره مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این کتاب به تمامی افراد پیشنهاد میشود؛ چراکه در داشتن جامعهای به دور از اعتیاد کمک شایانی خواهد کرد.
در بخشی از کتاب صبر، کلید طلایی در بازگشت به زندگی دوباره میخوانیم:
زمانی بود که به لطف خداوند بزرگ توانسته بودم به بهبودی برسم و بیماری خود را درمان کنم و یک زندگی بدون مصرف و عاری از هرگونه مواد مخدر، محرک و دارویی را تجربه کنم و کاملاً به دور از دغدغه و وسوسهی هرگونه مادهی مخدری باشم و با تمامکردن کارکرد قدمهای دوازدهگانه برای بار اول و به کارگیری آن در تمام امور زندگی به صورتی خدامحور عمل کنم و به سلامت عقل برسم. هر روز به دنبال یادگیری، رشد و پیشرفت از لحاظ روحی، روانی و احساسی و افکاری باشم و میدانم که اعتیاد شوخیبردار نیست و با زدن به جادهی خاکی و انحراف از مسیر بهبودی دچار لغزش خواهم شد، زیرا افرادی را دیدم و با آنها برخورد داشتم که با داشتن چندین سال پاکی که حتی عدد و مقطع پاکی آنها دو رقمی هم بود، دچار لغزش شده بودند.
به خاطر بسپارید منِ معتاد زمانی دچار لغزش خواهم شد که احساس توانایی مصرف مواد در من ناگهان فوران کند، بهگونهای که احساس کنم فقط برای یکبار هم که شده قادر به مصرف هستم، در حالیکه مصرف یکبار زیاد و هزار بار آن کافی نیست، اما من چنان خودم را به نقطهی عجز رساندم و ذهنم را به گونهای شرطی کردم که مصرف مواد مخدر یعنی مرگ و خودکشی تدریجی، که با این روش احتمال اینکه دچار لغزش بشوم، خیلی پایین بود، پس یک سری خط قرمزهایی برای مسیر بهبود مشخص کردم. انجامندادن کارهایی از قبیل بیناموسی، خوردن حق دیگران، غیبتکردن، قضاوتکردن، مقایسهکردن و هر کار بد دیگری را که باعث از بینرفتن آرامش درون میشود، در اولویت بهبودی قراردادم. درضمن چون ذهن من بیمار است به اولین چیز که برای آرامش درون فکر میکنم، مصرف و پرکردن خلأ درونی خود با چیزی از بیرون است که میتواند افراط و تفریط در هر کاری باشد.
بله














