کتاب زنان داستان نویس نسل سوم، 65 داستان کوتاه از بانوان داستان نویس پس از انقلاب ایران را دربردارد که جمال میرصادقی آنها را نقد و تفسیر کرده و با تحلیلی موشکافانه از منظر ساختار و معنا به بررسی آنها میپردازد.
دربارهی کتاب زنان داستان نویس نسل سوم:
میرصادقی زمانی که درگیر جلد اول و دوم کتاب «جهان داستان، ایران» بود، به این فکر افتاد که در جلد سوم به زنان داستاننویس نسل سوم (پس از انقلاب اسلامی) نیز بپردازد. او در دو کتاب قبلیاش به داستاننویسانی از نسل اول و دوم ایران پرداخته بود و از هر نویسندهی مطرح در این دو نسل، داستان کوتاهی برگزیده و تفسیری برای آن نوشته بود.
این نویسندگان افرادی بودند که آثار برجستهای را در دوران داستاننویسی مدرن ایران خلق کردند و نام خود را به عنوان نویسندهای مطرح در ادبیات داستانی کشورمان تثبیت نمودند. میرصادقی قصد داشت تا با نوشتن دنبالهای بر کتاب «جهان داستان، ایران» مسیر رشد داستاننویسی ایران نوین را نمایان کند؛ چرا که بعد از انقلاب نیز نویسندگانی پدید آمدند که آثارشان بسیار در جامعهی ادبی بازخورد داشته است و باید از آنها نیز صحبت شود.
بعد از ترتیب مقدمات کار، میرصادقی این واقعیت را دریافت که تعداد داستاننویسان زن نسل سوم بیشتر از نسل اول و دوم است. در حقیقت بعد از انقلاب به طور چشمگیری تعداد زنان داستان نویس افزایش داشته و با مجموعه آثاری که از آنها منتشر شده میتوان جایگاه ویژهای در عرصهی ادبیات نوین داستاننویسی کشور برای آنها در نظر گرفت.
از این رو میرصادقی با انتخاب یک داستان کوتاه مهم از آثار این نویسندگان، به ارزش هنری، معنایی و ساختاری آنها پرداخته است. اساس کار انتخاب این نویسندگان بر این بوده که دستکم یک مجموعه داستان یا رمانی از آنها منتشر شده باشد. از این رو آثار داستاننویسانی که در مطبوعات فعال هستند، در این مجموعه نیامده است. برای انتخاب آثار این کتاب به داستانهای کوتاه نویسندگان توجه شده است و از میان حدود نود مجموعه داستان، شصت و شش داستان از شصت و پنج مجموعه انتخاب شده که از جهان گوناگون مورد قبول میرصادقی بود.
داستانهایی که در این مجموعه آمده، از نظر هنری ارزش و اعتبار یکسانی ندارد اما تمام آنها ویژگیها و تعریفهای کلی داستان کوتاه را دارا هستند و از تنوع خوبی نیز برخوردارند. همچنین اطلاعات کوتاهی از زندگی و آثار این نویسندهها در آغاز هر داستان آورده شده است.
اکثر داستانهای کتاب «زنان داستان نویس نسل سوم» ویژگی مشترکی دارند و به خوبی نیز تفاوت قلم این زنان از نسلهای پیشین و البته نویسندگان مرد مشهود است. میرصادقی این ویژگی مشترک را نوعی آرمانگرایی زنان میداند که برای از میان برداشتن تبعیضها، محرومیتها و رهایی از سنتهایی مرد سالارانه فعالیت و مبارزه میکنند. هشتاد درصد موضوعات داستانهای این کتاب مربوط به بیعدالتیهای میان زنان و مردان، مشکلات زناشویی و قانونهای تبعیض آمیز شرعی و عرفی است.
کتاب زنان داستان نویس نسل سوم به شما کمک میکند تا شناخت بیشتری نسبت به داستان کوتاه مدرن پیدا کنید و همچنین این آثار مهمترین مسائل زنان امروز ایران را بازتاب میدهند که برای هر فرد دغدغهمندی میتواند موضوعی جذاب و قابل تامل باشد.
کتاب زنان داستان نویس نسل سوم مناسب چه کسانی است؟
افرادی که به آثار نویسندگان زن و نقد و بررسی داستان علاقه دارند، از خواندن این اثر لذت خواهند برد. همچنین این کتاب به دوستداران جمال میرصادقی نیز پیشنهاد میشود.
جمال میرصادقی را بیشتر بشناسیم:
او در سال 1312 دیده به جهان گشود. میرصادقی تحصیلات خود را در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به اتمام رسانده است. مجموع آثار او در قالب نقد ادبی، داستان، رمان و... در حدود 43 کتاب ارزشمند است. میرصادقی نویسندهای شناخته شده است و از دورانی که نوشتن را آغاز کرده، رمان و داستانهایش به زبانهای متعددی در دنیا ترجمه شدهاند.
میرصادقی علاوه بر اینکه نویسندهای مطرح و بزرگ است، از استادان داستاننویسی کشور نیز به شمار میآید و در این زمینه شهرت دارد. زمانی که کلاسهای داستاننویسی دانشگاه تهران به پیشنهاد دکتر شفیعی کدکنی برگزار شد، میرصادقی این مسئولیت را قبول کرد. با شروع انقلاب فرهنگی جزوات این کلاس به عنوان یک کتاب با نام «قصه، داستان کوتاه، رمان» منتشر شد. این کتاب با فعالیتهای میرصادقی به مرور کامل شد و در حال حاضر نیز با نام ادبیات داستانی برای مخاطبان عرضه شده است.
اولین داستان میرصادقی در سال 1337 در مجله سخن انتشار یافت و به این ترتیب یکی از بهترین نویسندگان کشور قدم به راه نویسندگی گذاشت. پس از آن نیز در سال 1341 اولین مجموعه داستانیاش منتشر شد. تولستوی، چخوف، بزرگ علوی و... از جمله نویسندگانی بودند که میرصادقی سالها تحت تاثیر آنها بود. آثار میرصادقی علاوه بر ترجمه، داستان و رمان شامل آثار پژوهشی نیز میشود. در سال 1391 فیلمی با عنوان چراغها توسط علی زارع قنات نویی ساخته شد که داستان آن در مورد زندگی جمال میرصادقی است.
برخی از مهمترین آثار این نویسنده پیشکسوت عبارتند از: «اضطراب ابراهیم، زندگی را به آواز بخوان، دختری با ریسمان نقرهای، دندان گرگ، نه آدمی نه صدایی، دوالپا، هراس، راهنمای رماننویسی، عناصر داستان، راهنمای داستاننویسی، زاویه دید در داستان و ...»
در بخشی از کتاب زنان داستان نویس نسل سوم میخوانیم:
صدای گریۀ بچه قطع نمیشد. زن دود را فوت کرد توی هوا. بلند شد و نشست. بچه را گذاشت بین رانهایش. قنداقش را که باز کرد بوی شاش و گه با بوی جمع شدۀ توی اتاق قاطی شد. کهنهها را لای هم پیچید و پرت کرد طرف در. روی پهلو دراز کشید. بچه را خواباند زیر پستانش. پیرزن یکریز حرف میزند. قاشق روغن را توی استوانۀ کوچک فلزی خالی کرد. فتیلۀ وسطش که گر گرفت، قیف فلزی را رویش گذاشت. روبهروی زن دراز کشید و نی را چرخاند به طرفش. زن سرش را به جلو خم کرد و لوله را گذاشت بین لبهایش. توی سوراخ دمید و بعد دود را مکید. بچه پستان را ول کرد و زد زیر گریه. پیرزن دندانهای زردش را نشان داد. یک در میان، توی لثههایی که دیگر چیزی ازشان پیدا نبود.
«چندتا دود که فوت کنی تو صورتش ساکت میشود.»
زن دود را توی دهانش جمع کرد. به بچه نگاه کرد. سرش را به طرف سقف اتاق بالا برد و دود را فوت کرد توی هوا. نگاهش از سقف سُر خورد روی دیوار خاکستری روبهرو. عکس سیاه و سفید مرد با موهای مجعهد و سبیل آویزان نشسته بود زیر شیشۀ ترکخوردۀ قاب. نگاهش را از او کند و چسباند به پردۀ حصیری. توی حیاط سایهای نبود. برگهای نیمسوختۀ درختهای انار تکان نمیخوردند. انارهای ریز و چروکیده افتاده بودند روی خاک خشک باغچهها. لعاب آبی حوض تکهتکه ریخته بود و سیمان سیاه زیر آن دیده میشد.
پلکهای سنگینش را گذاشت روی هم. حس کرد توی سرش بخار جمع شده است. صدای زنگدار پیرزن توی اتاق میپیچید و گوشش را میخراشید. در حیاط به هم خورد. صدای قدمها روی موزاییکهای کف حیاط بلند شد. چشمهایش را باز کرد. دختر آمد توی اتاق.
بله


















