کتاب دانش عمومی روانشناسی برای دانشجویان سایر رشتهها نوشتهی آروین آذرگین، میکوشد موضوعات و مسائل فراوانی که در علم روانشناسی وجود دارد را برای افرادی که فرصت مطالعات درست و طولانی در این حوزه ندارند، تا حد ممکن به زبان ساده شرح دهد.
دربارهی کتاب دانش عمومی روانشناسی برای دانشجویان سایر رشتهها:
ساحت روان آدمی، دنیایی بسیار اسرارآمیز و پیچیده و شناخت آن، علاوه بر آن که از جهت کسب دانش ارزشمند است، عامل کسب شناخت شما از خود و دیگر همنوعانتان خواهد بود. چنین دانشی شما را در بهتر شدن شرایط روانی خود، درک اطرافیان و ایجاد روابط مناسب با آنان کمک میکند. دانش روانشناسی با تمام زوایای زندگی شما ارتباط دارد. آگاهی، تفکر، یادگیری، احساس و عاطفه و هیجان، رفتارهای ارادی یا غیرارادی و حتی جهان خواب و رویا، تمامی آنها در این علم مورد ارزیابی عمیق قرار میگیرند. با رشد فناوریهای گوناگون و پیچیدهتر شدن زندگی انسانی، اهمیت روانشناسی در حل مشکلات بشری روزافزون شده است.
برخی عقیده دارند در عصر کنونی هر فیلسوفی باید روانشناس هم باشد. دلیل چنین دیدگاهی شاید این است که فلسفه بیش از هر علمی با اندیشه و قواعد آن سر و کار دارد؛ مصدر و خاستگاه اندیشه، نفس یا ذهن است و آن علمی که بیش از دیگران به مسالهی ذهن میپردازد، روانشناسیست.
از زمان حکمای هفتگانه و پس از آن سقراط، یکی از بزرگترین مسائل فلسفه شناخت خویشتن بوده؛ بنابراین شناخت نفس یا ذهن انسانی مسئلهی بزرگ و مورد علاقهی فلسفه و روانشناسی به شمار میرود. در این زمینه از نظر برخی، روانشناسی با دیدگاههای تجربی خود حد و مرزی برای فرضیههای انتزاعی فلسفی فراهم میآورد. به طوری که شاید بدون این حد و مرز، فرضیههای فلسفی خیالی و متعصبانه جلوه کنند. در واقع هر دیدگاه فلسفی دربارهی ذهن باید دارای محتوای واقعیتنگر بوده و از تجارب علمی دانش روانشناسی سود ببرد. دانش کاربردی و درست همواره باید ناظر به واقعیت باشد.
در سالهای اخیر بسیاری از فعالیتهای فلسفی از تحقیقات روانشناسی سود بردهاند؛ از جمله: فلسفهی ذهن، فلسفهی روانشناسی، فلسفهی اخلاق، فلسفهی هنر، فلسفهی اگزیستانس و نظریههای شناخت.
در حالت کلی، تمامی زیرشاخههای علوم انسانی، از جمله انسانشناسی، جامعهشناسی، ادبیات، هنر، تاریخ و جغرافیا، علوم سیاسی و اقتصادی نیاز دارند تا برای شناخت انسان و ویژگیهای ذهنی و رفتاری او به علم روانشناسی رجوع کنند. این علوم، همگی با انسان سروکار دارند و آشنایی با ظرافتها و پیچ و خمهای وجودی آدمی، برای متخصصان آن از ضروریات است و آنها را در طرحریزیها، آفرینشها، ارائهی نظریهها و راهکارها یاری میرساند.
نویسنده در این کتاب سعی کرده است، مفاهیمی بنیادین در روانشناسی را معرفی کرده و مورد بررسی قرار دهد. افزون بر این، تا حد امکان به بیان، تشریح و نقد برخی از بزرگترین مکاتب و نظریههای روانشناختی پرداخته که در طول 150 سال اخیر، تأثیر فراوانی بر نگرش جهانیان نسبت به سرشت بشر و در نتیجه افکار و تحقیقات پژوهشگران علوم انسانی داشتهاند.
کتاب دانش عمومی روانشناسی برای دانشجویان سایر رشتهها برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمامی افراد بهخصوص دانشجویان رشتههای علوم انسانی بسیار جذاب، ضروری و سودمند است.
در بخشی از کتاب دانش عمومی روانشناسی برای دانشجویان سایر رشتهها میخوانیم:
اولین قدم در پژوهشهای علمی از جمله روانشناسی، طرح یک فرضیه است. فرضیه اظهار نظری است در مورد رابطهی میان پدیدهها که بتوان آن را آزمود و درستی یا نادرستی آن را تعیین کرد. بسیاری از مواقع، فرضیه از دل نظریه استخراج میشود. نظریه یعنی مجموعهای از گزارههای مرتبط با هم در مورد پدیدهای معین که درستی آن کمابیش مورد تایید قرار گرفته است. برای مثال، بر اساس نظریهی شناخت درمانی باورها و شناختی که انسان از خودش، دیگران، جهان بیرون و آینده دارد، در وضعیت ذهنی و روانی او، در احساسات و هیجانات، و در رفتارش تاثیرگذار است.
با توجه به این نظریهی متداول و مشهور، میتوان یک فرضیه به این شرح مطرح کرد: «با اصلاح باورهای افراد مبتلا به میگرن میتوان میزان درد ادراکشدهی آنها را کاهش داد» سپس در صورتی که آزمایشهایی با شرایط خاص بر روی این افراد صورت گرفته و روشهای درمانی شناختی در مورد آنان اعمال شود، اگر نتایج به طرز معناداری نشان از تاثیر روش در کاهش درد ادراکی داشت، فرضیه تایید و در غیر این صورت، رد میشود.
امروزه متداول است که فرضیهها و آزمایش آنها مبتنی بر وجود یک مساله یا مشکل طرح میشود. یعنی قرار است پژوهشهای علمی در راستای کاهش درد و رنج انسان یا افزایش بهروزی او انجام گیرد. انجام آزمایش برای آزمودن فرضیهها، به دلیل کنجکاوی یا صرفاً گسترش قلمرو علم در اولویت بعدی قرار دارد.
علم باید اطلاعات جدید و مفید را به شکل دادههای قابل تصدیق در اختیار ما قرار دهد. به این معنی که دیگر افرادِ با صلاحیت نیز بتوانند با تکرار یک آزمایش، نتایج مشابه به دست آورده و مشاهدات تکرار شوند. از این گذشته، یکی از شرطهای یک نظریهی علمی این است که ابطالپذیر باشد. یعنی امکان داشته باشد شرایطی برقرار شود که نادرستی آن نظریه مشخص گردد. به عنوان مثال، موضوع بحثبرانگیز «قانون جذب» که در روانشناسی غیرعلمیِ عامهپسند مطرح شده و طرفداران زیادی دارد، یک ادعای غیرعلمی است.
بله













