ایلچی لی یکی از برجستهترین اساتید طب سنتی و مدیتیشن کشور کره و از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز در کتاب میخواهم 120 سال زندگی کنم از رازهای دیرینهی طول عمر، شادابی، طراوت و همچنین تحول با شما صحبت میکند. تمرینهای ارائه شده در این اثر فوقالعاده میتواند شما را به سوی یک زندگی کامل و طولانی مدت رهنمون کند.
دربارهی کتاب میخواهم 120 سال زندگی کنم:
آیا میتوانید 120 سالگی خود را تصور کنید؟ شاید این ایده با خواندن عنوان کتاب میخواهم 120 سال زندگی کنم (I've Decided to Live 120 Years) تصور شما را به سوی خود جلب کرده باشد. ممکن است شما 90 یا حتی 100 سال زندگی را عجیب تلقی نکنید، اما 120 سال زندگی را دور از واقعیت میدانید و ایدهای کاملاً پوچ به نظرتان برسد؛ بنابراین، ممکن است این سؤال را از خود بپرسید: «شاید نویسنده کتاب اکسیر جوانی را کشف کرده باشد؟»
دانشمندان و پژوهشگران عرصه فیزیولوژی بر این باورند که همه موجودات زنده میتوانند تا شش برابر دوره رشد خود، عمر کنند. از این رو، اگر دوره رشد انسان را 20 سال در نظر بگیریم، نتیجه خواهیم گرفت که عمر 120 سال برای انسان نمیتواند دور از دسترس باشد. اگر چه شرایط محیطی، عوامل ژنتیکی و ارثی بر میزان طول عمر تأثیرگذارند؛ اما تأثیر بسزایی ندارند. تغذیه سالم، ورزش، ترک مواد مخدر و الکل و... بیشترین تأثیر را بر طول عمر دارند.
دلیل ایلچی لی (Ilchi Lee) برای نوشتن کتاب حاضر این است که هرکسی میتواند با یک حس، هدف و چشمانداز برای زندگی شخصی خود در کل زندگی و نه صرفاً در نیمه اول زندگی کند. با خواندن این کتاب، سه چیز مهم را درباره خود و زندگی خود خواهید آموخت: اول اینکه، نیمه دوم زندگی زمان زوال و پسرفت نیست و میتواند دوران طلایی شما باشد و به طرز حیرتانگیزی پرتحرک و امیدوارکننده باشد. همه چیز به این بستگی دارد که برای زندگی خود در دوران سالمندی چه اهدافی را دنبال میکنید. در کتاب میخواهم 120 سال زندگی کنم، لی به شما کمک میکند تا اهدافی را برای خود برگزینید تا به بالاترین حد خود دستیابید.
دوم اینکه، شما میتوانید با افزایش سن، سلامتی خود را کنترل کنید. هنگامیکه بهطور فعال، فرآیند پیری خود را مدیریت میکنید، اصول و روشهای مشخصی را برای ایجاد آرامش و آسودگی خاطر خواهید آموخت. این کتاب در خصوص افزایش طول عمر یا برنامهای در جهت جوان ماندن نیست، اما با مطالعهی آن به نکاتی دست خواهید یافت که به شما کمک میکند، زندگی طولانیتر و سالمتری داشته باشید.
سوم اینکه، شما به نوبه خود میتوانید بر آیندهی کل گونههای انسانی و این کره خاکی و همچنین بر زندگی افراد پیرامون خود تأثیرگذار باشید. شما میتوانید به تولد یک فرهنگ جدید که در تاریخ بشر بیسابقه است، کمک کنید. همهچیز به این بستگی دارد که چه ارزش و هدفی را دنبال میکنید و چه سبک زندگی را برای دوران کهنسالی خود در پیش میگیرید.
کتاب میخواهم 120 سال زندگی کنم مناسب چه کسانی است؟
ایلچی لی این کتاب را برای افراد بالای 40 سال نوشته است، آنهایی که نیاز دارند تا دربارهی نیمه دوم زندگی خود تأمل کنند؛ اما این اثر میتواند برای هر شخص و صرفنظر از سن که خواهان زندگی معنادار و پرتحرک باشد، سودمند باشد.
ایلچی لی را بیشتر بشناسیم:
الی سئونگ هیون با نام مستعار ایلچی لی، در سال 1950 در چئونان کره جنوبی متولد شد. پدرش یک معلم بود، با این حال او بیان میکند که در دوران مدرسه با اختلال تمرکز مواجه بوده است. او برای غلبه بر این اختلال به آموزش جسمی و ذهنی و برای کمک به آرامش ذهن بیقرار خود به ورزش رزمی تکواندو روی آورد و سرانجام کمربند مشکی دان چهار را بدست آورد و یک باشگاه هنرهای رزمی افتتاح کرد. لی آموزش تکواندو را زیر نظر استاد کوکی کون در سال 1972 گذراند.
وی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه دانکوک در سال 1977 با مدرک کارشناسی در رشته آسیب شناسی بالینی و تربیت بدنی، یک کلینیک بهداشتی افتتاح کرد که طبق گفته خودش به خوبی انجام شد. ایلچی لی، معلم با بصیرت و یک استاد برجسته است که سنت جسمی - ذهنی کره باستان را جهانی کرد و راهی روشن را به سمت الگوی جدید طول عمر و تسلط بر زندگی ترسیم کرد. لی از طریق تجربهی شخصی، داستانهای جذاب، حکمت یک عمل جامع باستانی کرهای و تحقیقات فعلی در مورد طول عمر، به مردم نشان میدهد که چگونه در هر سنی بدون پشیمانی زندگی کنند.
جملات برگزیده کتاب میخواهم 120 سال زندگی کنم:
- تغذیه، یکی از عوامل اصلی در افزایش طول عمر است.
- زندگی واقعی همان چیزی است که خواستههای ما را پوشش میدهد.
- کسانی که بدون بیداری از نفس واقعی خود حرکت میکنند، بدون رسیدن به تکامل، خواهند مرد.
- هنگامیکه میزان طول عمر خود را انتخاب میکنید، باید برای آنچه میخواهید در طول ادامه زندگی به دست آورید، برنامهریزی کنید.
در بخشی از کتاب میخواهم 120 سال زندگی کنم میخوانیم:
نیمه اول زندگی، یک هدف مشخص دارد؛ موفقیت. به همین دلیل است که اکثر مردم دربارهٔ چیزهای دیگر، نگرانی ندارند و فرصتی نیز برای پرداختن به مسائل دیگر ندارند. تنها کاری که آنها باید انجام دهند این است که در محیطهای اجتماعی ازجمله خانواده، مدرسه و محل کار، راه پیش روی خود را طی کنند. مشکلات، بعد از بازنشستگی شروع میشود. تلاش برای دستیابی به موفقیت که آنها در نیمه اول زندگی خود، انرژی و وقت خود را صرف آن میکنند در نیمه دوم زندگی رنگ میبازد. در تعریف نیمه دوم زندگی، الگوی مشخصی وجود ندارد، اما مسیری که بشریت در نیمه اول طی میکند واضح و مشخص است؛ البته این جاده فقط تا زمان بازنشستگی وجود دارد، اما پس از آن، جادهٔ وسیعی که بتوانند آن را طی کنند، وجود نخواهد داشت؛ بنابراین، کسانی که خود را با شرایط کاملاً جدید بازنشستگی وفق میدهند، دربارهٔ چگونگی زندگی و شرایط فعلی خود ضرر میکنند. در حال حاضر، زندگی پس از بازنشستگی بخش مهم زندگی هر یک از ما محسوب میشود.
دورهای که متوسط عمر انسان 60 تا 70 سال بود، زندگی پس از بازنشستگی، مسئلهٔ مهمی به حساب نمیآمد. اگر 20 تا 40 درصد مردم جامعه 20 تا 40 سال از زندگی خود را در بیکاری و بدون هدف و فعالیت معناداری سپری کنند، به لحاظ فردی و اجتماعی آسیبزا خواهد بود. من معتقدم که برای حل این مشکل، وجود یک الگوی همهجانبه برای ادامهٔ زندگی در نیمه دوم ضروری است. بهترین الگوی زندگی که ما میتوانیم از آن پیروی کنیم، بیانگر این است، حال که ما نیمه اول زندگی خود را صرف دستیابی به موفقیت کردهایم، بنابراین نیمه دوم زندگی خود را به اموری غیر از آن اختصاص دهید.
بله























