عادل عطائی کاریزی در کتاب معماری خلاقیت محور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به بحث دربارهی تأثیر و علل ضرورت وجود کانون پرورش فکری کودک و نوجوان پرداخته و شرح میدهد که محیط چطور میتواند بر رشد عاطفی، شناختی و جسمانی کودکان تأثیر مثبت یا منفی بگذارد. او در این کتاب، با توجه به معتبرترین نظریات علم روانشناسی، از رشد کودک سخن به میان میآورد و برنامهای دقیق و عملی برای بهبود فضا در جهت ارتقای خلاقیت کودک ارائه مینماید.
دربارهی کتاب معماری خلاقیت محور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
کودکان نمایندهی دو نسل پیشین و آینده خود هستند و مانند پلی میان این دو، ارتباط برقرار میکنند. از همین رو، بهترین روش در جهت تغییر و فرهنگسازی یک جامعه، سرمایهگذاری بر کودکان آن جامعه و آموزش آنهاست. با تربیت درست کودکان و نظارت دقیق بر رشد آنها میتوان فرهنگ یک جامعه را از انحطاط نجات داد و آن را به مرور زمان به سمت و سوی درست راهنمایی کرد.

رشد در کودکان به پنج دسته تقسیم میشود: رشد حرکتی، جسمی، عاطفی، شناختی و اجتماعی. برای تربیت درست کودک باید بر تمامی ابعاد رشد تمرکز کرد و برنامهای دقیق و منسجم برای آنها داشت اما چطور چنین چیزی مقدور است؟ تربیت کودک در چه بستر و به شکلی میتواند صورت بگیرد؟ و بهترین برنامه برای تربیت کودکان چیست؟
از آنجایی که کودک بخش اعظمی از روز خود را در مدرسه میگذارند، یکی از بهترین بسترها برای رشد و پرورش کودکان، مدارس هستند. محیط مدرسه میتواند کودک را به درس علاقهمند کند و یا او را برای همیشه از درس و فراگیری علم بیزار نماید. اما یک مدرسهی خوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد و محیط آن چطور میتواند بر تمامی ابعاد رشد کودک تاثیر بگذارد؟
عادل عطائی کاریزی در کتاب معماری خلاقیت محور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به سؤالات بالا پاسخ میدهد و برنامهای دقیق برای بهره جستن از ابعاد رشد کودکان ارائه میدهد. او معتقد است محیط تأثیر به سزایی در رشد و روحیات کودک دارد و محیط یک مدرسه باید مطابق با نظریات روانشناسی طراحی گردد.
به طور کلی میتوان گفت معماری خلاقیت محور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از سه بخش تشکیل شده است. نویسنده در بخش اول کتاب از ابعاد رشد کودک سخن میگوید، انواع آن را نام میبرد، عوامل تأثیرگذار در رشد را برمیشمارد و ویژگیهای کودک در هر سنی را شرح میدهد. بخش دوم کتاب دربارهی نقش مدارس در رشد و پرورش کودک است. عادل عطائی کاریزی در این بخش اهداف آموزشی از دورهی پیش از دبستان تا متوسطهی دوم را توضیح میدهد، الگوهایی برای سازماندهی کلاسها ارائه مینماید و با دیدی انتقادی به ضعفهای نظام آموزشی کنونی در ایران میپردازد. او در این بخش به تفصیل دربارهی تأثیر معماری مدارس در رشد جسمی، اجتماعی و خلاقیت... کودکان سخن میگوید. بخش سوم نیز حاوی نمونههایی از شیوهنامههای آموزشی متفاوت در سر تا سر جهان است.
کتاب معماری خلاقیت محور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کوشش انتشارات آقائی چاپ و روانهی بازار شده است.
کتاب معماری خلاقیت محور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب برای روانشناسان و مربیان حوزهی کودک و نوجوان مناسب و کاربردی خواهد بود.
در بخشی از کتاب معماری خلاقیت محور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میخوانیم
امروزه آموزشوپرورش در کشور ما عمدتا در محیط داخلی قابل تحقیق بوده و بر این منوال تصور تعلیم به نحو قطعی با یک فضای بسته بهصورت کلاس همراه است. اما این قطعیت در سنت تاریخی مکانهای آموزشی چندان مشاهده نمیشود. الگوی معماری مدارس سنتی ایران حاکی از استمرار تعلیموتربیت در فضای باز و نوعی کارکرد فعال آموزشی برای حیاط مرکزی آنهاست. این خصوصیت با رویکرد جدید در برخی از مدارس مدرن نیز مشاهده میشود. بنابراین به نظر میرسد انحصار آموزش در فضای داخلی و عدم توجه به قابلیت عملکردی فضای باز، که بر مدارس رایج ایران حاکم است، از یک سو نسبت به ارزشهای حیاط در الگوی مدارس قدیمی غفلت میورزد و از سوی دیگر از دریافتهای نوین در مورد ایجاد فضای باز خلاق و سازنده بیبهره است. در مدارس مدرن نوعی طرز تلقی پیشرفته نسبت به فرایند ادراک و احساس کودکان به هنگام یادگیری باعث ظهور محیطی فعال و سرشار از امکانات تجربه مشاهده و ارتباط انسانی شده است. در این محیط از فضای باز توسعه امکان تعادل دانش آموزان با یکدیگر و با محیط طبیعی استفاده میشود. به این ترتیب کلاس درس به فضای باز امتداد یافته و تسهیلات حیاط در خدمت تعلیموتربیت قرار میگیرد.
همین تجربه در ایجاد محیط زنده و آکنده از تعامل انسانی در مدارس سنتی ایران، همچون مدرسه چهار باغ اصفهان، نیز قابل حصول به نظر میرسد. الگوی معماری که در مدارس قدیمی تا حد زیادی محیط تعلیم و تریت را به یک کانون اجتماعی و یک اجتماع انسانی نزدیک میسازد. عنصر حیاط که در مدارس قدیمی ناظر بر وجه اقامتی این مدارس بود، در محیط آموزشی معاصر نیز میتواند عامل تحریک و پویایی آموزشوپرورش شده و مدرسه را از یک آموزشگاه صرف به یک کانون حیات جمعی مبدل سازد.
بله
















