کتاب اینک و اینجا به کوشش وحید مهدیخانی، مجموعه گفتوگوهای نویسنده برجسته و پرفروش، اکهارت تله با افراد مختلف است. محور این مصاحبهها بر تعالیم و آموزهها و درک وی از جهان هستی میچرخد و این سخنران مشهور تجربیاتش را با شما در میان میگذارد.
درباره کتاب اینک و اینجا:
اکهارت تله (Eckhart Tolle) سالیان بسیاری است که به کشورهای گوناگون میرود و دورههای معنوی برگزار میکند و برای تعداد زیادی از طرفدارانش به سخنرانی میپردازد. وحید مهدیخانی تلاش کرده است با گردآوری 15 گفتوگو از این نویسنده مشهور، افراد بیشتری را با او آشنا نماید و اصل آموزههای اکهارت تله را بیان کند تا هم افرادی که با این تعالیم آشنا نیستند، مطالبی را بیاموزند و هم آنهایی که او را میشناسند، نکات جدیدی را یاد بگیرند.
کتاب اینک و اینجا (Here) به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به آثار اکهارت تله علاقهمند هستید یا دوست دارید به شناخت بهتری از خود و دنیای پیرامونتان دست یابید، این کتاب را بخوانید.
با اکهارت تله بیشتر آشنا شویم:
او در آلمان دیده به جهان گشود ولی در سالهای نخست جوانی به انگلستان مهاجرت کرد تا به ادامه تحصیل بپردازد؛ بعد از فارغالتحصیلی، در دانشگاه کمبریج مشغول به کار شد. اکهارت در آستانه 30 سالگی به بیماری سختی دچار شد، این موضوع تحولات جدی در زندگی او ایجاد کرد و دیدگاهش را نسبت به خیلی از موضوعات تغییر داد.
در بخشی از کتاب اینک و اینجا میخوانیم:
پس روند کار این است: بازگشتن به معصومیت اصیل و در عین حال، بسیار عمیقتر و با آگاهیِ کامل، واردِ آن شدن. ما از هزاران سال رنج وحشتناک میآییم، تقریباً کل تاریخ ثبت شدۀ بشری. اگر واقعاً با شیوهای بدون تعصب به آن نگاه کنید، طوری که گویی آن را هرگز قبلاً ندیدهاید، چارهای جز پذیرفتن این مطلب ندارید که تا حد زیادی، هشتاد تا نود درصد آن، تاریخِ دیوانگیِ آسیبشناختی است، رنجی که انسانها برای خودشان ایجاد کردهاند و البته آن را بر دیگران تحمیل کردهاند.
ج. آر: و اکتشاف آن از طریق مهاجرت به سوی جهانی نو.
اکهارت: بله، بنابراین بخش مهم روند بیداری، تشخیص دیوانگی در تاریخ بشری است که به طور جمعی خودش را تا امروز کشانده است و در وقایع جهان خودنمایی میکند. همچنین آگاه بودن از دیوانگیِ درون خود: زمینههای کژکاری قدیمی که دوباره و دوباره شکل میگیرد و ایجاد رنج میکند؛ بنابراین وقتی ببینی که دیوانه هستی، دیگر کاملاً دیوانه نیستی. در لحظهای که حقیقتِ دیوانگی را تشخیص میدهی، سلامت عقل از راه میرسد. دیدن دیوانگی یک چیز منفی نیست.
ج. آر: حداقل، شخص از انکار و نفی کردن بیرون است.
اکهارت: بله، به همین دلیل است که در فیلم «ذهن زیبا» که در مورد یک نابغۀ ریاضی است که نوعی کژکاری ذهنی داشت، ذهن او در نواحی خاصی رشد کرده بود اما او همچنین یک دیوانه بود. بینندۀ فیلم این را نمیداند تا وقتی که شخصیت داستان تشخیص میدهد که بسیاری از تجارب او توهمی هستند. در آن لحظه، بهبود یافتنِ او شروع میشود. او هنوز شفا نیافته است اما شفای او آغاز گردیده است؛ زیرا او دیوانگی خودش را تشخیص داده است. آن تشخیص فقط میتواند از سلامت عقل که همان آگاهیِ شرطی نشده است، حاصل گردد.
بله























