کتاب بروتوپیا ورود زنان نوشته امیلی چانگ، از نقش و تأثیرگذاری زنها در برهم شکستن انحصار مردانه در دنیای صنعت و فناوری سخن میگوید و تبعیض جنسیتی را در محیطهای کاری مورد هجمه و سؤال قرار میدهد و میکوشد زنان را به مقاومت در مقابل بیعدالتیها و نابرابریها در محیطهای شغلی تشویق کند.
درباره کتاب بروتوپیا ورود زنان:
کتاب پیش رو توسط کارشناسان و خبرگزاریهای آمریکایی بسیاری مورد استقبال و توجه قرار گرفته است و حتی نشریه نیویورکتایمز و سانفرانسیسکو کرونیل این کتاب را اثری فراتر از یک کتاب معمولی میدانند.
امیلی چانگ (Emily Chang) در کتاب بروتوپیا ورود زنان (Brotopia) نقش و تأثیرگذاری زنان در صنعت فناوری در سیلیکونولی را مورد بررسی قرار میدهد، هدف او بزرگ کردن این نقش در کنار مردان است. سیلیکونولی، اسم رایج و غیررسمی منطقهای در حدود 70 کیلومتری جنوب شرقی سانفرانسیسکو است که در حومه سانتاکلارای کالیفرنیای آمریکا قرار دارد.
شهرت این منطقه به علت قرار گرفتن تعداد زیادی از شرکتهای مطرح انفورماتیک دنیا در آن است. در آغاز اسم این ناحیه از چند شرکت تولیدکننده تراشههای سیلیسیمی در این بخش گرفته شده بود که بعدها به سمبلی از وجود شرکتهای بسیار فعال در حوزه فناوریهای پیشرفته در این ناحیه بدل شد. سیلیکونولی شهرهای فراوانی را شامل میشود که مهمترین آنها سنخوزه معروف به پایتخت سیلیکونولی است.
«برای زنانی که در صنعت تکنولوژی مشغول فعالیت هستند، سیلیکونولی یک مکان رویایی لبریز از کمپانیهای موفق، رنگینکمانهای واقعیت مجازی، یونیکورن و آبنباتهای پرینت شده سه بعدی نیست. سیلیکونولی در واقع نه یک آرمانشهر بلکه یک بروتوپیا - سزمین برادرها و مردها - است که در آن مردان به همه چیز علاقه و بر تمام چیزها حاکمیت دارند. زنان که تعدادشان در برابر مردان در سیلیکونولی بسیار بسیار کم است، اغلب در محیطهای کاری مسموم که مالامال از آزارهای جنسی است به کار میپردازند و بسیاری از سرمایهگذاران آنان را به کارهای کثیف مجبور میکنند.»
این قسمتی از نوشتههای امیلی چانگ مجری معروف تلویزیون بلومبرگ و نویسنده کتاب بروتوپیا است. او به دلیل مصاحبههایش با برجستهترین کارآفرینان سیلیکونولی شهرت زیادی کسب کرد. چانگ در این کتاب تنها قسمت کوچکی از تبعیض جنسیتی در این ناحیه را بازگو میکند. این در صورتی است که بسیاری از مردم این ناحیه پیوسته تلاش میکنند چهره خوب و ایدهآلگرایانه و برابری را برای همه افراد به نمایش بگذارند.
چانگ در این اثر میگوید که بسیاری از مدیران ارشد زن شرکتهای بزرگ سیلیکونولی مثل شریل سندبرگ از فیسبوک، سوزان ووجسیکی از یوتیوب و ماریسا مایر مدیر ارشد سابق یاهو برای درهم شکستن قوانین و آداب سیلیکونولی بسیار کوشیدند و به سختی موفق شدند خودشان را به سطح مدیریت ارشد در این شرکتها برسانند. نویسنده در این کتاب بیان میکند که چطور بعضی از زنان همچون سوزان فاولر مهندس اسبق اوبر برای هموار کردن راه فعالیت زنان در سیلیکونولی، برخی اوقات حرفه و حتی جانشان را به خطر انداختند.
نکوداشتهای کتاب بروتوپیا ورود زنان:
- عالی. (San Francisco Chronicle)
- بروتوپیا فراتر از حد قابل قبول است و میتواند یک بررسی مهم در مورد چرایی غلبه مردان در صنعت فناوری - و چگونگی فشار زنان به عقب ارائه دهد. (Financial Times)
- هنگام خواندن بروتوپیا، میتوانید خیلی راحت آن را به عنوان یک فیلم تصور کنید... زنانی که با وجود غیرعادی بودن، تکنولوژی به پیروزی و موفقیت رسیدهاند میتوانند قهرمان فیلم باشند و همچنین دختران جوان یاد میگیرند که با وجود تمام سنگاندازیها چگونه برای خود برنامهریزی کنند. (The Verge)
- بررسی دقیق چانگ درهای وسیعی را به روی شما باز میکند و اجازه میدهد ایدههای جدید در مورد یک صنعت آلوده به گردش درآید و بحثها را برانگیزد. (Kirkus Review)
- بروتوپیا چیزی فراتر از یک کتاب تجاری است. سیلیکونولی قدرت فوقالعادهای بر زندگی امروزی ما به عنوان یک مدینه فاضله (یا کابوس) بعدی دارد. (New York Times)
کتاب بروتوپیا ورود زنان به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب به بخشی از مسائل زنان در حوزه صنعت و محیط شغلی میپردازد و دغدغههای آنان از دیرباز تا کنون را مطرح میکند، پس اگر به این گونه مضامین علاقهمند هستید، این کتاب برای شماست.
درباره امیلی چانگ:
او تهیهکننده و مجری برنامه تلویزیونی فناوری بلومبرگ (متمرکز بر روی تکنولوژی جهانی) است. چانگ در استودیوی بلومبرگ به طور پیوسته درباره مدیران ارشد فناوری، سرمایهگذاران و کارآفرینان سخن میگوید. او در گذشته خبرنگار شبکه سی.ان.ان در لندن و پکن بوده و تاکنون پنج جایزه امی را برای گزارشهای خود کسب کرده است.
در بخشی از کتاب بروتوپیا ورود زنان میخوانیم:
در اوایل سال 1990 بسیاری از دانشگاهها تلاش میکردند چند فرهنگی را در برنامه آموزشی دانشجویان جای دهند و استنفورد این کار را با بنا نهادن یک برنامه به نام "فرهنگ، ایده و ارزش" شروع کرد. این برنامه از دانشجویان میخواست کتابهایی با موضوعات متنوع بهخصوص در مورد زنها و اقلیتها مورد مطالعه قرار دهند؛ آن همچنین میخواست که دانشجویان زندگی خود را صرف مطالعه فقط کتب افلاطون، شکسپیر و کتاب مقدس انجیل نکرده بلکه موضوعات متنوعتری را مورد مطالعه قرار دهند. از طرف دیگر فشار زیادی برای ایجاد تنوع میان دانشجویان و اساتید وارد میکرد. تیل و همکارانش میدیدند که این تلاشها بیفایده است چرا که این برنامه آموزشی یک نوشته توسط اساتید بود که سعی میکردند عقاید ضد دموکراتیک و ضد غربی خود را به دانشجویان تحمیل کنند. گروه تیل معتقد بودند در دانشگاه نباید نژاد و جنسیت مهم باشد. تنها چیزی که باید مهم باشد موفقیتهای قابلاندازهگیری و شایستگیهای علمی است.
آنها همچنین ارزش تنوع و این نظریه که دانشگاهها، شرکتها و دولتها زمانی بهتر عمل میکنند که تعداد کثیری از مردم در برنامه آنها مشارکت داشته باشند را مطرح کردند. از طرف دیگر مجله Stanford Review فمینیسم (برابری میان زن و مرد) را هدف قرار داد. دیوید ساکس مقاله نویس این مجله و کسی که زمانیکه تیل مدیرعامل پیپل بود، مدیر ارشد اجرایی آن بود، صفحه دوازده مجله را به انتقاد شدید از ربودن زنان و تجاوز جنسی که جدیداً اتفاق افتاده بود، اختصاص داد و چندین مطلب مختلف در مورد آن نوشت. او کلمه "تجاوز" را تا حدی بزرگ نوشت که نیمی از صفحه اول را گرفته بود و این موضوع را مطرح کرد که چهطور از اتهامات جنسی جلوگیری کنیم؟ همچنین در یک سرمقاله نوشت " اگر شما در استنفورد مرد باشید و به جنس مخالف علاقهمند شوید ابتدا باید با او رابطه جنسی برقرار کرده و سپس او را ترک میکنید."
بله
















