شناخت اساطیر هر قومی، مهمترین راه برای شناخت روحیات مردم آن قوم است. یلنا یوگنیونا لوکیوسکایا در کتاب اسطورههای اسلاوهای شرقی، اطلاعاتی جذاب و خواندنی دربارهی باورهای کهن و اساطیری مردمان روسیه و اوکراین امروزی ارائه میکند.
درباره کتاب اسطورههای اسلاوهای شرقی:
در یک تعریف مختصر و کلی، اسطوره به دستهای از باورهای ابتدایی اطلاق میشود که مردمان فرهنگهای نخستین به وسیلهی آنها به سوالات خود در باب معنای زندگی و نظام آفرینش پاسخ میدادند.
این باورها در بدو امر سادهدلانه و حتی کودکانه به نظر میرسند؛ اما برای اسطورهپژوهان و فرهنگشناسان و به طور کلی، برای متفکرینی که در این زمینه دست به تحقیق و تفکر زدهاند، اسطورهها مخزنی گرانبها از معارفی زیبا و ژرفند، و کار شناخت آنها نیز کاریست دشوار و جدی.
واقعیت این است که اسطورههای هر ملت و سرزمین، بیانگر طیف وسیعی از اطلاعات دربارهی مردمِ آن سرزمیناند؛ اسطورههای ایرانی به ما میگویند که برای مثال، مردمان ایران زمین به چه نظام اخلاقیای گرایش داشتند، نگاهشان نسبت به طبیعت و ساکنین سرزمینهای دیگر خصمانه بود یا دوستانه، و یا مثلا در میان فضائل و رذائل، کدام را برتر و کدام را پستتر تلقی میکردند.
علاوه بر اینها، اسطوره ارتباط تنگاتنگی با تاریخ دارد. چه بسیار داستانهای اسطورهای که ریشههای حیقیقیشان در روایتهای تاریخی از بین رفته و یا فراموش شده است... بنابراین شناخت اساطیر بسیار فراتر از صرف خواندن قصههایی با موجودات فراواقعی و خیالیست.
در کتاب اسطورههای اسلاوهای شرقی، شرحی موجز و جالب توجه از باورهای اسطورهای مردمِ اسلاو توسط یلنا یوگنیونا لوکیوسکایا (E.E Levkievskaia) ارائه شده است.
در این کتاب ابتدا با دستهبندی دقیق اسلاوها آشنا میشوید، و میخوانید که چه تفاوتهای جغرافیایی و فرهنگیای میان اسلاوهای شرقی، غربی و جنوبی وجود دارد. سپس اطلاعاتی جالب و خواندنی دربارهی بسیار از کاراکترها و داستانهای اسطورهای در فرهنگ اسلاوهای شرقی (مردم روسیهی امروزی) کسب میکنید.
در نهایت، پس از پایان کتاب، تصویری تقریبا روشن از قومی خواهید داشت که ذهنیت مردمانش، در پارهای از موارد بیاندازه به ما ایرانیان نزدیک است.
کتاب اسطورههای اسلاوهای شرقی برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به اسطورهشناسی مخاطبین اصلی این اثرند.
در بخشی از کتاب اسطورههای اسلاوهای شرقی میخوانیم:
در آستانه قرن دهم زمانی که روسیهی باستان مسیحیت را پذیرفت اسلاوهای شرقی مسیر پر پیچ و خم تاریخی را هموار کرده و در فاصله قرنهای چهارم تا ششم بود که از قبیلههای اسلاو جدا شده بودند.
از همین رو آیین کفرکیشی و اسطورهها فرصت چندانی برای گسترش و ثبت نداشت و پس از ورود مسیحیت به روسیه و پذیرش آن در جایگاه دین رسمی، چهرههای دینی اعلام کردند باورهای کفرکیشی و مرتبط با اسطورهها خارج از قوانین دینی است. به همین دلیل قربانی کردن برای بتها و هرگونه باور و آیین درباره آنها با مجازات شدید مواجه میشد.
البته این واکنشها را میشد کاملا فهمید، چرا که تصورات اسطورهشناسی و باورهای مسیحیت را نمیتوان در یک کفهی ترازو قرار داد. براساس این احکام بود که اسطورههای اسلاوی رشد نکرده و ناتمام باقی ماندند. این تفاوت را میتوان اولین تفاوت بین اسطورههای اسلاوها و اسطورههای یونان و رُم باستان و نیز دیگر اسطورهها دانست.
بله
















