امین عظیمی در کتاب صفحهی اصلی زندگی را انتخاب کن! به شما میآموزد چگونه زندگی خود را با تصمیمگیری، برنامهریزی و اقدام درست و به جا بسازید. آموختن این مهارت و ساختن زندگی آینده، آن هم در دوره نوجوانی میتواند شما را به موفقیتهایی بزرگ و باورنکردنی برساند.
دربارهی کتاب صفحهی اصلی زندگی را انتخاب کن!
شما میخواهید خودتان و زندگیتان را بهبود ببخشید و این حتما به این معنا نیست که دارای مشکلی هستید، بلکه این یک نیروی غریزی برای بهبود و پیشرفت دائمی است که در درون همه وجود دارد. اگر تصمیم دارید تغییراتی در زندگی خود ایجاد کنید، باید بخش بزرگی از تصمیمهای گذشته خود را مورد بازبینی قرار دهید و کارهایی انجام دهید که 95 درصد مردم حاضر به انجام آن نیستند.
کتاب صفحهی اصلی زندگی را انتخاب کن! کمک میکند تا با آگاهی بیشتر و قبول مسئولیت فردی، تصمیمهایی در زندگی بگیرید که برای شما بهتر باشد؛ یعنی انتخاب آن کفه ترازوی فرضی تصمیمگیری که به احتمال زیاد باعث رضایت و شادی بیشتر خواهد شد.
تصمیمگیری مثل نفسکشیدن طبیعی است چیزی که شما دقیقاً انجام میدهید! مغز شما بالاخره یک راهحل را انتخاب میکند، حتی اگر هیچ کاری هم نکنید؛ یعنی مغز شما پیشنهاد کرده که خودت را عقب بکش بالاخره یک اتفاقی میافتد و این خودش یک تصمیمگیری است؛ یعنی تصمیم بگیرید که تصمیمی نگیرید...!
به عبارتی سیستم مغز شما برای هر شرایطی راهحل دارد و شما قرار است در این کتاب یاد بگیرید که چطور این سیستم تصمیمگیری را آمادهتر کنید. کتاب حاضر به شما میگوید چگونه از همین الان که در سنین پرشور و آیندهساز نوجوانی خود هستید، درست و اصولی تصمیمگیری کنید و تمام عمر از نتایج تصمیمات و اقدامات خود بهرهمند شوید؛ زیرا تصمیمات، عادتها و رفتارهای شما در نتیجه زندگی شما را شکل میدهند. امید است صفحه اصلی زندگی خودتان را تنظیم کنید و موفقیتها را در واقعیت تجربه کنید.
کتاب صفحهی اصلی زندگی را انتخاب کن! مناسب چه کسانی است؟
این اثر میتواند به زندگی امروز نوجوانان شکل و جهت ببخشد و آیندهی آنها را بسازد؛ به شرط اینکه آن را به دقت مطالعه کنند و آنچه را که میآموزند به کار بگیرید.
در بخشی از کتاب صفحهی اصلی زندگی را انتخاب کن! میخوانیم:
یک انسان موفق را در نظر بگیرید مثلا من پروفسور مجید سمیعی را مثال میزنم که داستانهای موفقیت و علاقهاش به علوم اعصاب را از زبان خودش در رسانهها دیده و شنیدهام.
اگر در طولانیمدت به هر دلیلی نیازهای اساسی دکتر سمیعی برآورده نشود، ممکن است مثل هر انسانی دچار اضطراب پرخاشگری و حتی مرگ شود. حال سؤال اینجاست ایشان همیشه در صحبتهایشان میگویند نیت و هدف من این بوده که تا امکان دارد به علوم اعصاب کمک کنم و روشهای جدید درمانی برای جراحی مغز اختراع کنم و چون خیلی از این کارها به انجام رسیده، حال خوبی دارم و امیدوارم تکرار شود و درکل از زندگیام احساس رضایت دارم.
یعنی اینکه اگر به فرض ایشان همین الان فوت هم شوند، اثری از خود به یادگار گذاشتهاند و این دقیقا در مورد بحث ما نیز هست که ما چگونه اثری میخواهیم از خود بهجا بگذاریم؟ برای همین نیاز است در رابطه با بحث بسیار مهمی به نام ارزشها صحبت کنیم. اینکه اگر همین الان من بمیرم چه اثری از خودم به جای گذاشتهام؟ حالا نه اینکه حتما اثر فیزیکی باشد یا مثل دکتر سمیعی اختراع خاصی، بلکه هرگونه اثر ماندگار ذهنی، عاطفی و... مدنظر است.
بله


















