جلد کتاب کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه
۳۹,۹۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه

کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه

کتاب الکترونیک
92 صفحه
EPUB
انتشارات گیوا

برای خواندن کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه

کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه به قلم زهرا قورچیان، دربردارنده‌ی یازده داستان کوتاه و جذاب در باب موضوعات گوناگون است.

درباره‌ی کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه:

یکی از داستان‌ها با نام دختران ناخدا که عنوان کتاب هم برگرفته از همین داستان است، در مورد مرد جوانی‌ست که به عنوان معلم دبیرستان به یکی از شهرهای استان بوشهر به نام هلیله می‌رود. او در آنجا با دانش‌آموزی خاص به نام حبیبو که برخلاف دیگر همکلاسی‌هایش پوستی روشن و چشمانی عسلی داشت، آشنا می‌شود تا اینکه جنگ آغاز می‌شود و حبیبو به جبهه می‌رود...

کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه مناسب چه کسانی است؟

مطالعه‌ی این کتاب به طرفداران داستان‌های کوتاه فارسی و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌شود.

در بخشی از کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه می‌خوانیم:

آلاله به آشپزخانه رفت و شعله‌ی زیر کتری را زیاد کرد. مازیار از اتاق گفت: فردا میرم تهران و از اونجا باید برم هند. آلاله به طرف اتاق رفت و گفت: گفتی میری تهران؟ مازیار گفت: یک مرتبه‌ای شد. برای قرارداد می‌رم. شاید چند روزی طول بکشه. آلاله گفت:‌ای کاش. مازیار گفت‌:‌ای کاش نمی‌رفتم؟ این سفر سرنوشتم رو عوض می‌کنه. آلاله گفت: نه! ‌ای کاش من و مانی رو با خودت می‌بردی تهران. مازیار با تندی گفت: مگه برای تفریح می‌رم. فردا هواپیما پرواز نداره. مجبورم با ماشین خودم برم. آلاله گفت: چه بهتر! دیگه تنها نیستی. مانی خیلی وقته که پدر و مادرم رو ندیده، بذار با تو بیایم.

مازیار پوزخند زد و گفت: من هم سال‌هاست که پدر و مادرم رو ندیدم. آلاله چیزی نگفت. به آشپزخانه برگشت و برای مازیار چای برد. فنجان چای را روی میز وسط گذاشت و به مبل تکیه داد و به مانی لبخند زد. تلویزیون را روشن کرد. مازیار بعد از مدتی که با کشو مدارک ور رفت به سالن آمد. آلاله چای را عوض کرد و نشست. مازیار با یک بغل کاغذ روی صندلی نشست و لب‌تابش را که روی میز ناهارخوری بود، باز کرد. آلاله چای را کنار لب‌تاب گذاشت و مشغول شام آوردن شد. مانی زیرچشمی پدرش را می‌پایید. مازیار بدون این‌که نگاهش کند، گفت: آقا مانی چه خبر؟ مانی به جمله‌ی تکراری مازیار جواب نداد، دوید و به اتاقش رفت.

فهرست مطالب کتاب

رنگین‌کمان
عید و عاشورا
باز هم تنهایی
شادمانه
نمک وآلبالو
صندل‌های قادر
دست بر گریبان زندگی
راهیان آفتاب
فردا دیر است
دختران ناخدا
مرغ بهشت

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه
نویسندهزهرا قورچیان
ناشر چاپیانتشارات گیوا
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات92
زبانفارسی
شابک978-600-451-244-2
قیمت کتاب الکترونیک
۳۹,۹۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات گیوا در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب دختران ناخدا: مجموعه داستان کوتاه

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟