کتاب بهترین خودت باش - جلد اول: مدیریت ذهن نوشتهی نرگس فولادلو، با ارائهی راهکارها و تمرینهای کاربردی به شما کمک میکند تا با شناخت حقایق درونی خود بهتر از گذشته زندگی کنید و علت رفتارهای ناکارآمدتان را کشف نمایید.
دربارهی کتاب بهترین خودت باش - جلد اول: مدیریت ذهن :
در میان نظام جهان هستی انسان پیچیدهترین آفریده است. بحرانهای محیطی و وجود استرس و اضطراب بر کارکرد ذهن انسان اثر گذاشته و در بیشتر موارد نمیتواند راهحل مناسب و روشنی برای آنها پیدا کند. همچنین تغییرات سریع و آشکار در جوامع امروزی موجب دگرگونیهایی مانند افسردگی و خشونت شده است.
بر این اساس میتوان گفت در دنیای امروز بیشتر انسانها دارای شخصیت آسیب دیده هستند. همهی ما با خصوصیات ژنتیکی خاصی به دنیا میآییم. والدین و اطرافیان و محیط با القای الگوهای خود و نوع واکنشهای رفتاری خاص بر جسم، ذهن، احساسات، باورها و ارزشها و رفتارهای ما اثر میگذارند و باعث میشوند تا با الگو و قالبهای مشخصی به دنیا نگاه کنیم و واقعیتهای تشکیل شدهی جهان را با عینکی که بر چشم زدهایم، مشاهده کنیم.
بدون شک برای رهایی از درد، رنج، استرس، مشکلات روحی و روانی، باید به خودشناسی بپردازیم. شناخت خود، یعنی به صلح رسیدن با درون و بیرون، یعنی پذیرش (آنچه که هست)، یعنی مشاهده خود و دنیای بیرون بدون فیلتر هویت فکری، یعنی قبول کردن خود بدون مقایسه، سرزنش، قضاوت!
برای خودشناسی اولین گام خودآگاهی است. باید بدانیم گذشتهی ما چگونه بوده؟ اکنون در چه موقعیتی هستیم و چه میکنیم؟ و از آینده چه انتظاری داریم؟ انسان از ابعاد مختلفی تشکیل شده و برای داشتن حال خوب، آرامش، سلامت، موفقیت و خوشبختی نیازمند تعادل در این ابعاد وجودی است.
کتاب بهترین خودت باش (Be the best of yourself)، به شما کمک میکند تا با شناخت خود، چهار احساس مهم موفقیت، سلامتی، خوشبختی و آرامش را درون خود رشد و پرورش دهید و در زندگی به تعادل و یکپارچگی برسید.
کتاب بهترین خودت باش - جلد اول: مدیریت ذهن برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب را به افرادی که میخواهند خودشان را بهتر بشناسند و به صلح درونی برسند، توصیه میشود.
در بخشی از کتاب بهترین خودت باش - جلد اول: مدیریت ذهن میخوانیم:
چرا ما بینشمان را نسبت به مقصودمان از دست میدهیم؟ چرا ما بینشمان را نسبت به تصویر ذهنیمان از دست میدهیم؟ چرا ما دست به انتخابهای اشتباه میزنیم؟ چرا میگوییم قصد داریم کاری را انجام دهیم و ناگهان کار دیگری را انجام میدهیم، اولین دلیلش، استرس نام دارد، هنگامیکه شما یک شکارچی در زندگیتان میبینید، مثلاً یک شیر یا گربهی وحشی، سیستم اعصاب اولیهی مغز خود را فعال میکنید که سیستم عصبی جنگ یا گریز نام دارد، در لحظهای که سیستم عصبی جنگ یا گریز فعال میشود، شما مقدار بسیار زیادی از انرژی را بسیج میکنید تا خودتان را در برابر تهدیدی که در محیط خارجی اطرافتان وجود دارد، آماده سازید.
این بسیار انطباقی است اگر شما توسط یک شیر تعقیب شوید بهتر است که انرژی داشته باشید. بنابراین وقتی این اتفاق برایتان میافتد شما از حالت تعادل خارج میشوید، مردمک چشمتان گشاد میشود، ترشح بزاقتان افزایش مییابد و خون پیامی به اندامهایتان میفرستد که شما یا فرار میکنید یا مبارزه میکنید و یا مخفی میشوید، این سه گزینه برایتان وجود دارد، فرار کردن، جنگ متقابل و یا پنهان شدن، همان کارهایی که مردم انجام میدهند.
بله
























ببینید مطالب کتاب خوبه، از صد میشه تا هشتاد به مطالب علمی نمره داد
ولی چنتا مسئله مهم هست. اولا نثر کتاب اصلا... روان نیست، انگار گوگل ترنسلیت استفاده شده با اینکه نویسنده ایرانیه، و بینهایت غلط املایی و نگارشی داره، جوری که پدرتون درمیاد تا کتاب رو تموم کنین، مال من درومد.
و اینکه اطلاعات کتاب از هر دری سخنی به صورت سطحیه، همون مثال معروف اقیانوس یه سانتی. به نظر من این ۶۰۰ صفحه رو میشد تو ۱۵۰ صفحه مفید نوشت.
به هر حال غیر از یهسری چیزا راجع به مغز که هنوز اثبات نشده علمی و در اوایل کتاب هست (به اصطلاح عموم متافیزیکی)، بقیه موارد خوبی توش هست.
نمیدونم کی جرأت میکنم جلد دوم رو شروع کنم بخونم...