ترا درمن در کتاب چهار ستاره 3: ستارههای شیرین ادامهی ماجراهای گلادیس دوازده ساله را شرح میدهد که به صورت مخفیانه منتقد استاندارد غذاست و این بار باید به دیدار سردبیرش برود اما نمیداند چه کار باید بکند! این رمان سومین جلد از سهگانهای جذاب است که به آشپزی میپردازد.
موضوع کتاب چهار ستاره 3: ستارههای شیرین چیست؟
تابستان دیگر رو به پایان است و گلادیس باید خود را برای شروع مقطع راهنمایی آماده کند ولی مشکلات او تنها به انجام تکالیف مدرسه و دوری از دوستان همیشگیاش محدود نمیشود. او همچنان کم سن و سالترین منتقد نیویورک است و باید وظایف شغل مخفی خود را به موقع به پایان برساند.
گلادیس میداند حسابی به دردسر افتاده است چون سردبیرش اصرار زیادی دارد تا دیداری داشته باشند. او تصمیم میگیرد راز بزرگ خود را با والدینش در میان بگذارد اما روزی که میخواهد این کار را انجام دهد خودش هم غافلگیر میشود. خاله لیدیا از پاریس آمده چون شغل خود را از دست داده و قرار است مدتی با گلادیس و خانوادهاش زندگی کند. لیدیا از راز خواهرزادهاش باخبر است و قرار است به این او در حفظ شغلش کمک کند اما... .
کتاب چهار ستاره 3: ستارههای شیرین (Stars So Sweet) به مراتب داستانی هیجانانگیزتر و دلنشینتری نسبت به دو جلد قبلی مجموعه دارد و شما علاوه بر خواندن داستانهای مربوط به غذا و آشپزی با چالشهای مدرسه نیز آشنا میشوید.
مجموعهی چهار ستاره:
محور اصلی این سهگانهی ترا درمن (Tara Dairman) آشپزی و غذاست؛ با این اوصاف اگر میخواهید مجموعهی چهار ستاره را بخوانید، بدانید که قرار است حسابی گرسنه شوید. گلادیس که استعداد عجیبی در آشپزی دارد در سه رمان به نامهای «منقد کوچک»، «ستارههای تابستان» و «ستارههای شیرین» ماجراهای بسیاری را برای نوشتن نقد برای رستورانها پشت سر میگذارد.
نکوداشتهای کتاب چهار ستاره 3:
- درمن موفق میشود مقدار زیادی غذای خوشمزه را با داستانی جذاب ترکیب کند و به طرفداران مجموعه بدهد. (Kirkus)
- این جلد مخاطبان گستردهتری را نسبت به شمارههای قبلی جذب خواهد کرد، زیرا کمتر در مورد ارزیابی رستورانها و غذاست و بیشتر به نحوهی برخورد با مشکلات میپردازد. (School Library Journal)
کتاب چهار ستاره 3: ستارههای شیرین مناسب چه کسانی است؟
این رمان با داستانی طنز و ماجرای هیجانانگیزی که از آشپزی و غذاها روایت میکند برای نوجوانان مناسب است.
با ترا درمن بیشتر آشنا شویم:
ترا در نیویورک بزرگ شده و علاوه بر نویسندگی به جهانگردی نیز علاقه دارد. او لیسانس خود را در رشتهی نویسندگی خلاق از کالج دارتموث دریافت کرد و به مدت چندین سال به عنوان سردبیر مجله مشغول به کار شد و با نویسندگان مستقل بسیاری همکاری داشت تا اینکه مجموعهی جذاب و خواندنی چهار ستاره از دل همین شغل خلق شد و ترا درمن زندگی خود را به عنوان نویسندهای حرفهای آغاز نمود.
در بخشی از کتاب چهار ستاره 3 میخوانیم:
درهای آسانسور باز شد و گلادیس و خالهاش از آن بیرون آمدند. فیونا آنها را به گوشهای هدایت کرد و گفت: «رسیدیم!»
عبارت سالن غذاخوری کارکنان تصویر سقفهای گچبری شده و فرشهای پولیشی را در ذهن گلادیس مجسم میکرد، اما این اتاق هم شبیه اتاقهای دیگر این ساختمان بود که گلادیس در فصل بهار، در جلسات مالیاتی دیده بود. روی زمین فرشی وجود نداشت و میز و صندلیها از چوب روشن ساده ساخته شده بودند و سقف اتاق هم از سالن ناهارخوری مدرسهی راهنماییاش بلندتر نبود.
اما پنجرههای فوقالعاده زیبایی داشت که قدشان از زمین تا سقف بود. گلادیس به فکر افتاد تا بنویسد، چیدمان اتاق خیلی بیروح است، اما نور طبیعی تا حد زیادی به فضا جان میدهد. حتی دستش هم به سمت دفترش رفت، ولی ناگهان یادش آمد که به آن جا نیامده تا دربارهی سالن غذاخوری نقد بنویسد. با خجالت دستش را از کیفش کنار کشید و پشت سر مسئول رستوران به سمت میزی در گوشهی سالن رفت.
وقتی سر جایشان نشستند، فیونا گفت: «من جسارت کردم و از قبل برای همهمون سفارش دادم. من معمولاً ماهی سالمون انتخاب میکنم. اما غذای مخصوص امروز، استیک شمشیرماهیه که اون هم عالیه. امیدوارم مشکلی با این قضیه نداشته باشی.»
دهان گلادیس آب افتاد، خاله لیدیا را نگاه کرد و انتظار داشت همین هیجان را در چهرهی او ببیند، اما خالهاش همچنان رنگپریده بهنظر میرسید. یادش افتاد که خالهاش در تمام مدتی که در آسانسور بودند ساکت بوده و متوجه شد که از وقتی وارد ساختمان شدهاند یک کلمه هم حرف نزده است. خاله لیدیا به او گفته بود که ممکن است هنوز برای ورود به دنیای مراودههای شغلی بزرگترها آماده نباشد. یعنی حالا داشت وامیداد؟
گلادیس از زیر میز با صندلش به پای خالهاش زد.
بله






















