معرفی و دانلود کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟
برای دانلود قانونی کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟
برخلاف تصور ما انسانها، گربه بودن کار سختی است. اینکه جذاب و بامزه باشید، اما همه بخواهند از دم شما کار بکشند و برای پاک کردن سطوح از آن استفاده کنند، سرنوشت جالبی نیست. کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟ نوشتهی الهام مزارعی داستانی کودکانه و تخیلی است که ما را با آقای گربه آشنا میکند. ایشان از طریق دم پشمالوی خود روزگار میگذارند، خانهها و شیشهها را با دم خود تمیز و پاک میکند، اما زندگی برای یک گربهی شاغل آسان نیست و داستان دم گربه به چه درد میخورد؟ برای کودکان تعریف میکند که آقای گربه به چه دردسرهایی دچار شد!
دربارهی کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟
«با دم یا بی دم؟» مسئله این است! آقای گربه در کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟ یک دم دراز دارد، مانند همهی گربههایی که هنوز به گربهی دم بریده تبدیل نشدهاند. ایشان چند روزی است که از شغل آشغالگردی استعفا داده و دیگر نمیخواهد محل کارش در سطل زباله باشد. او مصمم است شغلی آبرومند و سطح بالا برای خود پیدا کند؛ شغلی مثل «رئیس اداره». آقای گربه آگهی استخدامی برای ریاست اداره را در روزنامه میخواند، سریع کت و شلوار خود را میپوشد تا سرنوشت آن اداره را دگرگون کند؛ اما در همان لحظه مشکلی اصلی از شلوار بیرون افتاد: دم!
جناب آقای گربه یک دم بسیار دراز و پشمالو دارد و نمیتواند با وجود این عضو مزاحم و اضافه که به دنبالش راه افتاده، به رئیس اداره تبدیل شود! در همین لحظات تصمیم اشتباهی میگیرد؛ تصمیمی که داستان طنز دم گربه به چه درد میخورد؟ چیستی آن تصمیم و وقایع پس از آن را برای ما روایت میکند. الهام مزارعی کودکان و نوجوانان را با آقای گربه همراه میکند تا شاید بتوانند به این گربهی بیچاره کمک کنند.
دم گربه دوای هر دردی است
آقای گربه نمیتواند دم خود را مخفی کند. او چارهای ندارد جز اینکه یک آگهی منتشر کند و از نیازمندان به «دم گربه» بخواهد با او تماس بگیرند. شاید حالا دارید با خودتان فکر میکنید که هیچکس به دم گربه نیاز ندارد و مگر این همه پشم چه کاربردی هم دارد؟ که در همان لحظه تلفن خانهی آقای گربه زنگ میخورد. یک شرکت از او خواهش و تمنا میکند که سریع بهسراغشان برود و آنها را از دردسری که در آن قرار گرفتهاند نجات دهد!
داستان بانمک و کودکانهی دم گربه به چه درد میخورد؟ آقای گربه را با همان کت و شلوار پاره شده که دم از آن بیرون افتاده، به آن شرکت میفرستد. او که تصور میکرد قرار است مدیر و رئیس شود، متوجه میشود که این شرکت، مخصوص نظافت مکانهای مختلف است و برای نظافت کردن، چه چیزی از دم یک گربهی پشمالو بهتر است؟
امیدواریم تصور نکنید آقای گربه قرار است یک نظافتچی معمولی و سطح پایین باشد، قطعاً نه! جناب گربه قصر ملکه و تالارهای باشکوه و مکانهای مهم را تمیز میکند. او بهترین دم دنیا را دارد! یکی از مکانهایی که آقای گربه به آنجا احضار شده، عمارت شاهزادهای پر از ادا و بداخلاق است! تمام خانهی او مملو از قارچ است و آقای گربه باید آنجا را تمیز کند. در آن سمت خیابان قصری باشکوه وجود دارد که متعلق به یک شاهزاده خانم دروغگوست. شاید در نگاه اول تصور کنید کل این ساختمان مجلل از جنس شکلات است، اما بعد متوجه خواهید شد که این شکلاتها جزو چیزهایی هستند که آقای گربه باید آنها را تمیز کند و عمارت را برق بیندازد!
خلاصه که آقای گربه در دردسر بزرگی افتاده است. قصهی کودکانهی دم گربه به چه درد میخورد؟ در هر صفحه بیشتر از قبل به ما نشان میدهد که دم یک گربه تا چه اندازه میتواند مفید باشد. البته الهام مزارعی اوضاع را از این حد هم بدتر و جناب گربه را به چالشی تازه وارد میکند.
داستان دم گربه به چه درد میخورد؟ به قلم الهام مزارعی در انتشارات هوپا برای کودکان به چاپ رسیده است.
کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟ برای شما مناسب است اگر
- به داستانهایی که شخصیت اصلی آنها یک گربه است، علاقه دارید.
- میخواهید بدانید یک گربهی پشمالو که نمیتواند دم خود را در کت و شلوار پنهان کند، باید به چه کاری مشغول شود.
- کودک یا نوجوان 9 تا 13 سال را میشناسید که به داستانهای طنز و فابل (قصههایی که از زبان حیوانات روایت میشوند.) علاقه دارند.
در بخشی از کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟ میخوانیم
«ساکت! ساکت! ساکت!»
رئیس دادگاه کلهی گرد و کچلش را خاراند. خمیازهی بلندی کشید، چشمهای سیاهش را مالید و چکشش را روی میز بزرگ چوبی کوبید: «خب، آقای گربه! این شاهزادهخانمهای محترم میگن که شما عمارت زیباشون رو به گند کشیدین و باعث وحشت و فرار بچهها شدین.»
آقای گربه، میغُرمیغُر کرد: «دروغه آقای قاضی! اونها اصلاً شاهزاده نیستن! اونها جادوگرن و میخوان بچههای شهر رو تبدیل به کنه کنن.»
آقای قاضی شاهزادهی بستنی را به جایگاه آورد. شاهزادهی بستنی پشت میز چوبی عسلیرنگ ایستاد و همانطور که گلولهگلوله اشک میریخت، گفت: «آقای قاضی! به منِ مهربون و خواهرهای کوچولوی نازم میآد که جادوگر و عجوزه باشیم؟ اصلاً کی تا حالا دیده که یک گربه راست بگه؟ شما باورتون میشه؟»
آقای قاضی دستمالی از جیبش درآورد، آن را به شاهزادهخانم داد و گفت: «نه شاهزادهی مهربون. باورمون نمیشه.»
آقای گربه داد زد: «دروغ میگه! نقش بازی میکنه! میتونید از بچههایی که اینجان بپرسید.»
همانوقت تمام بچههای حاضر در دادگاه از روی صندلیهای چرمی مشکی بلند شدند و گفتند: «نه! ما فقط آینههای چرکولو رو دیدیم که صورت این شاهزادهخانمهای مهربون رو زشت نشون میداد و این گربه هم با دُم سیاه و دودیاش اونجا وایستاده بود.»
آقای گربه با شنیدن حرف بچهها گوشهایش سیخ شده بود. نمیدانست همان روزِ حادثه، شاهزادهی بستنی بهمحض فرار بچهها و قبل از آنکه کاملاً بیهوش شود، چوب جادوییاش را در هوا چرخانده و...
اَجی پور، مجی زور، لا ترجی کور!
گرد جادویی نامرئیای تمام شهر را پوشانده و وارد مغز بچهها شده، تا آنها چیزهایی را بگویند که عجوزهها میخواهند.
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: من با این دُم چیکار کنم؟!
فصل دوم: شرکت تمیزممیز
فصل سوم: شرکت چیچی بشور و چیچی برقانداز
فصل چهارم: شرکت نقاشی ساختمانهای جنزدهی رؤیایی
فصل پنجم: کارخانهی عجیبوغریب خودرو
فصل ششم: ادارهی پلیس مدرسههای سبزشدهی کنار بزرگراه
فصل هفتم: سازمان ورزشهای سنتیِ سنتیِ کمی امروزی
فصل هشتم: سازمان هوافضای ته ته کهکشان راه گربهایش
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب دم گربه به چه درد میخورد؟ |
| نویسنده | الهام مزارعی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۳۹۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 128 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8025-11-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان سرگرم کننده کودک، کتابهای داستان و رمان طنز نوجوان، کتابهای کودک 9 تا 12 سال |

















