



برای خواندن کتاب شرح زندگی من و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب شرح زندگی من
کتاب شرح زندگی من به قلم وحید معینی فر، ماجرای جوان کارگری به نام اشکان را روایت میکند که در خانوادهای فقیر و معتاد چشم به دنیا گشوده بود. او به دلیل مشکلات خانوادگی نتوانسته به دانشگاه برود و در جامعه با مشکلات فراوانی ناشی از فقر روبهرو میشود و اتفاقات و فراز و فرودهای متفاوت و تلخی را در زندگیاش تجربه میکند.
در بخشی از کتاب شرح زندگی من میخوانیم:
این بلایی بود که گرسنگی و بیکاری بر سر اعتقادات ما آورده بود. این شکافهایی بود فیمابین ما و کسانی که عدهاشان بسیار کمتر و البته پرسروصداتر از ما بود. مثلاً تلویزیون را که روشن کنی، زنان و مردان خوشپوش را نشان میدهد. در بیلبوردها و تراکتها و پوسترهای تبلیغاتی همینطور. حتی رنگهایی که در سیستمهای رنگی بشریت تعریف شدهاند. مثلاً آیا شما دیدهاید که رنگ یک کت را به رنگ لباسهایی که ما میپوشیم رنگ کنند؟ اصلاً نام این رنگ چیست؟ من اگر بخواهم رنگ کفشم را برای شما توصیف کنم از چه واژهای استفاده کنم؟ رنگ کفش من به رنگ «گویی زمانی قهوهای بوده!» است. هیچ واژهای برای توصیفش نیافتم، جز همین. آری. این است زندگی ما. هیچ واژهای توصیفمان نمیکند. هیچ لنزدوربینی ثبتمان نمیکند و هیچ رنگی رنگمان را بیان نمیکند.
تمام اینها، بلایی بود که کمکم و بدون آنکه حتی خود مرزی بین آنها پیدا کنیم اتفاق میافتاد. مرز بین خوشبختی و بدبختی را میگویم. هرچند که آن چیزی که من خوشبختی خود میدانم برای بسیاری چیزی جز زندگی نکبتبار و بدبختی نیست. تنها چیزی که یادم میآید این است که تمام امید رسیدنم به خوشبختی یعنی خوابیدن در یک اتاق کوچک با چهار، پنج مفلوک مثل خودم و کار کردن از صبح تا شب برای یکی که همه چیزت را بدزدد. هرچند روندش از مدتها قبل آغاز شده بود. روزی که نتوانستم پانصد هزار تومانم را پس بگیرم. الباقی پولم هم به زودی آنچه که مرا به این زندگی نکبت بار کشید، خرج شد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب شرح زندگی من |
| نویسنده | وحید معینی فر |
| ناشر چاپی | انتشارات شواتیر |
| سال انتشار | ۱۳۹۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 108 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-6849-26-5 |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان افزودن به کتابخانه |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب شرح زندگی من
این سوال را از خودتون بپرسید. به نظرتون کی بیشتر از همه تو
که خانوادهای بسیار ضعیف و معتادداره، اما همواره در تلاشه که از راه حلال کسب درآمد کنه، از سواد کافی و مدرکی قابل قبول برخوردار نیست و جز کارگری کاری ازش ساخته نیس، گاهی در پیدا کردن کار هم به مشکل برمیخوره، اما در بدترین شرایط هم امید و تلاشش و
ممنون
مثلا اگر اینقدر تیره است که باید از نگاه فردی که خودکشی کرده داستان را خواند اگر شخصیت امید به تغییر دارد و نباید خودکشی کند که اصل هم باید چنین باشد چرا امیدی دیده نمیشود
آیا قرار است صرفا فردی که زندگی مشابه شخصیت داستان را دارد کتاب را مطالعه کند که در آن صورت مناسب است خاطراتش ثبت شده است
بله













کی گفته که ما همیشه باید کتابهای مثبت بخونیم یا کتابهای برتر روبخونیم (منظور من این نیست که این کتابها خوب نیستن و نرید سراغشون بلکه خودم از طرفدارهای این دست ولی و کتابام) گاهی باید کتابهای منفی خوند توی عمق این کتابا رفت و حتی احساس یاس و ناامیدی کرد چون اینطوریه که چیزهایی رو درک خواهی کرد که با خوندن صدتا کتاب مثبت نمیتونی درک کنی.
این داستان درمورد اینه که یه آدم تا کجاها میتونه پسرفت کنه این کتاب دقیقا نقطه مقابل کتاباییه که میگه اینجوری برنامه بریز واسه زندگیت و سرمایه گذاری کن، بفکر آینده باش و.... شاید این کتابا بهت انگیزه بدن ولی نمیتونن تو رو به موفقیت برسونن ولیاین دست کتابا بهت نشون میدن که در برابر زندگی خوب این شیوه زندگب هم هست و یه تلنگری بهت میزنن که به خودت بیا اگه افسار زندگیتو تو دستت نگیری اونوقت زندگی مثل یه اسب سرکش یه جوری زمینت میزنه که نتونی از جات بلند شی.