کتاب اکتساب پنهان (خشت اول وفاداری) نوشتهی ساناز چراغی، علاوه بر آنکه نشان میدهد چگونه الگوها و طرحوارههای زیربنایی، زمینهساز مشکلات درون روانی و ارتباطات بین فردی میشود، شیوهی درمان را برای افرادی که از این طرحوارهها استفاده میکنند و همچنین برای درمانگران و مشاوران شرح میدهد.
دربارهی کتاب اکتساب پنهان (خشت اول وفاداری):
زندگی گذشته و تجربیات دوران کودکی، نقش مؤثر و پررنگی در ایجاد مشکلات و تعارضات زناشویی ایفا میکند. برخی از تجربههای منفی دوران کودکی میتواند سلامت روان را در نوجوانی و بزرگسالی تحت تأثیر قرار داده و مشکلات فردی را در آینده توسعه دهد. در واقع زخمهای عاطفی دوران کودکی، تجربههای ناخوشایندی هستند که حتی با گذر زمان مرهم پیدا نخواهند کرد و روح و روان شما را خدشهدار میکنند.
بنابراین، بسیار مهم است که به فرزندانتان کمک کنید تا احساسات خود را مدیریت و بر ترس از آنها غلبه کنند. شما باید بدانید عوامل متعددی که در زندگی گذشته فرد ریشه دوانده است در بروز بسیاری از پدیدهها، از جمله پدیدهی خیانت نقش بهسزایی دارد. بنابراین، پرورش کودکان و مسئلهی انعکاس رفتار آنها در زندگی فردی و گروهی بسیار حائز اهمیت است. به بیانی دیگر، در دوران کودکی، شما تا حدودی تعریف میکنید که چه کسی هستیم و چطور زندگی میکنید.
در کتاب حاضر، از دیدگاه طرحواره به پدیدهی آسیبرسان خیانت در روابط زناشویی نگاه خواهد شد چرا که نقش طرحوارههای ناسازگار و آسیبرسان در بروز تعارضات بسیار پررنگ است. زوجینی که با این پدیدهی آسیبرسان روبهرو میشوند، احساس امنیت عاطفی و اعتماد خود را از دست میدهند، دچار واکنشهای هیجانی شدیدی شده و با طیفی از مکانیسمهای روانی نظیر انکار، شوک، خشم و افسردگی روبهرو میشوند.
مطالعات نشان میدهد که عوامل متعددی از جمله اعتیاد، فقر اقتصادی، عوامل روانی نظیر سبکهای دلبستگی ناایمن، عدم مهارت حل تعارض و گفتگوی مؤثر در ایجاد تعارضات زناشویی نقش بهسزایی دارند. خیانت نیز یکی دیگر از عواملی است که به تعارضات زناشویی دامن میزند و به عنوان یکی از رویدادهای آسیبزا، میتواند از هم پاشیدگی زندگی زوجین را به دنبال داشته باشد؛ به بیانی دیگر، افشای پیمانشکنی و خیانت در زناشویی با فشار روانی و هیجانهای منفی شدیدی همراه است که میتواند بر روحیه و عملکرد فرد اثر گذاشته و مانع از این شود که فرد روال طبیعی زندگی را دنبال کند.
کتاب اکتساب پنهان (خشت اول وفاداری) برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر برای مشاوران، رواندرمانگران و روانشناسان بسیار سودمند و کاربردی است.
در بخشی از کتاب اکتساب پنهان (خشت اول وفاداری) میخوانیم:
بسیاری از مراجعان در اولین جلسهی مشاوره این سؤال را مطرح میکنند که چرا «خیانت» در رابطهای رخ میدهد؟ تفکر عمومی در رابطه با این سؤال حاکی از آن است که مشکلی در رابطه یا طرف «خیانتکار» وجود دارد. پاسخ به این سؤال طیف گستردهای از افکار را به سمت ما سوق میدهد. اغلب فکر میکنیم که فرد خیانتکار در یک رابطه، دارای آسیبهای جدی در گذشته است. مثلاً ممکن است دارای مشکلات حل نشده و یا اختلال عملکرد در مواردی باشد. همچنین ممکن است فکر کنیم که این موضوع ناشی از کمبودهایی است که در رابطهی زوج ایجاد و موجب احساس نیاز به درک جنسی و صمیمیت خارج از رابطه اصلی شده است و یا حتی در بهترین حالت هم تصور میکنیم که این امر ناشی از نارساییهای احساسی و یا عدم توجه لازم زوجین به یکدیگر است؛ اما باید گفت که همیشه دلایل اصلی بروز خیانت در روابط، نمیتواند مواردی باشد که به آن اشاره شد.
گاهی فردی که مرتکب این خطا میشود، دچار اختلال در دلبستگی است و بعضاً دیده شده است که فرد خیانتکار به دلیل آسیبی که در دوران کودکی دیده است، تلاش میکند از هیجان رابطهی جنسی نامشروع و انحراف در رابطهی عاشقانه به عنوان ابزاری برای فراموشی آن آسیب استفاده کند و نیز ممکن است فرد خیانتکار به ناچار و شاید به اجبار در رابطهای قرار گرفته باشد که از نظر او بسیار ترسناک و غیرقابل تحمل است، بنابراین سعی میکند تا با استناد به این احساسات در درون خود، دلیل موجهی برای خیانت و یافتن شریک جدید، قبل از پایان رابطه فعلی بیابد. ممکن است اولین رابطه افراد فاقد شور و حرارت احساسی و جنسی باشد بنابراین فرد خیانتکار برای پر کردن این خلأ دست به خیانت بزند.
بله














