کتاب کابل جادویی نوشتهی نسیم کارخانه و رمضان صادقی مقدم با ارائه راهکارهایی کاربردی به شما کمک خواهد کرد تا در مسیر موفقیت گامهای مستحکمی بردارید.
یک کابل سیمی را در نظر بگیرید که شامل سیمهای بسیار باریک و کوچکی است که روی هم قرار گرفتهاند. هر کدام از آنها به تنهایی نازک و ضعیف هستند؛ اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، مجموع آنها از بخشهای تشکیل دهنده بسیار قویتر است و آن کابل حتی از آهن هم محکمتر میشود.
نظم و انضباط شخصی و نیروی اراده هم این گونه است. برای داشتن ارادهای آهنین، ضروری است که کارهای به ظاهر کوچکی انجام دهید تا احترام و اهمیت خودتان به نظم و انضباط شخصی را نشان دهید. این کارهای کوچک، اگر هر روز انجام شوند، مانند همان کابل سیمی روی هم قرار میگیرند و در نهایت نیروی درونی بسیار زیادی را برای شما به ارمغان میآورند. وقتی قدرت ارادهتان را آزاد کنید، بر دنیای شخصیتان تسلط پیدا کرده و در واقع، اژدهای درونتان را بیدار میکنید.
اگر به طور پیوسته نظم و انضباط شخصی و تسلط بر خود را تمرین کنید، هیچ مانعی وجود نخواهد داشت که نتوانید از آن بالاتر یروید، شما میتوانید بر تمامی چالشها و آشوبهای زندگیتان غلبه کنید. نظم و انضباط شخصی توانایی ذهنی لازم را برایتان به ارمغان میآورد و در برابر مشکلات زندگی میتوانید از آن بهره ببرید.
به گفتهی آبراهام لینکلن: «اکثر مردم به همان اندازهای خوشبختی را تجربه میکنند که خودشان میخواهند.» پس موفقیت برای هر فردی مفهومی خاص دارد. برای عدهای، دستاورد مالی است. برای برخی امکان دارد یک تحسین باشد. برای ورزشکاران جایزه و قهرمانی و برای برخی شاید تنها داشتن یک حال خوب، سلامتی و یا شادمانی موفقیت محسوب شود. در هر حال هر مفهومی که برای شما دارد، باید همهی عادات مردمان موفق را به خاطر داشته باشید. چرا که اینها در هر زمینه و یا هر مفهومی از موفقیت کاربرد دارند.
در بخشی از کتاب کابل جادویی میخوانیم:
مسیر موفقیت افراد دو گروه ناموفق و محدود بالا به یک جا ختم میشود. آنها دیگران و شرایط و حوادث و حتی خدا را مقصر شکستهای زندگی و محدودیتهای ذهنی خود میپندارند.
حتما شما هم آدمهایی را دیدهاید که رازهای موفقیت را به کار نگرفتهاند و طبق نقشه راه پیش نرفتهاند و چه بسا اصلا تلاشی در جهت تغییر شرابط انجام ندادهاند و با رضایت اعلام میکنند که خدا نخواست. خدا به ما نداد. خدا ما رو مستحق ندانست. گویی خدا هم با ایشان تعارف دارد!
این که خوب است بسیاری افراد در همان آغاز با تصمیم قدرتمندی همه چیز را به خدا میسپارند و مسئولیت را از دوش خود خلع میکنند و رو به درگاه الهی میگویند: هر چه خدا بخواد.
دوستان ما ایمان داریم که بدون اذن و اراده خدای رحمان برگی بر زمین نخواهد افتاد اما "توکل و سپردن کارها به او" باید اخرین اقدام ما باشد و همه کارها را تا لحظه رسیدن به هدف پیش رفته باشیم.
خدای رحمان در قران میفرمایند: «انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» [سوره رعد آیه 11] خداوند سرنوشت هیچ قومی «ملّتی» را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنها خود تغییر دهند.
پس دوست عزیز اگر امکانش هست تنبلیهای خودت را پای سرنوشت و خواست خدا و والدین و دولت و هیچ عامل بیرونی نینداز، لطفا.
یادت باشد خدا فقط برای کسانی میخواهد که خودشان هم بخواهند و برای رسیدن به آن هرچقدر لازم است تلاش کرده باشند.
بله
























