کتاب معنادهی، معنانگری با نگرش روانشناسی هستی: گشتالت تراپی (معنا درمانی) نوشته پروین زبرجد، به گشتالت درمانی در روانشناسی میپردازد و توضیحاتی درباره این شاخه از رواندرمانی و تاریخچه آن ارائه میکند.
معمولاً درباره مراجعه به روانشناس برداشتی دوگانه وجود دارد. در آمریکا، تراپی بین خانمهای طبقه مرفه رایج شد و آنان روی مبل دراز میکشیدند و با روانپزشک خود صحبت میکردند، در حالیکه اگر مردم عادی به روانپزشک مراجعه میکردند، گفته میشد که مشکل دارند. بیشتر افراد حال خود را بروز نمیدادند، زندگی باید میگذشت و هر کس میتوانست خودش را جمعوجور کند، کافی بود، اگر هم مشکلی بود میتوانست به پزشک یا کشیش مراجعه کند.
این نظر هنوز هم رایج است، ولی کمکم اکثریت مردم به تأثیر تراپی و نقش درمانی آن در مواقع مواجهه با درد باور پیدا میکنند. بخش دولتی بهداری و سلامتی بیشتر کشورها امکاناتی در این زمینه فراهم کردهاند. روانشناسی دیگر فقط در اختیار طبقات بالا نیست و نیاز به مخفی کردن درد نیست. مراجعه به روانپزشک برای اغلب افرادی که در دورههایی از زندگی مشکلاتی در روان خود دارند قابل قبول بوده و این پیشرفت بزرگی است.
گاهی حتی تراپی مد شده و شاید برای خودپرورشی و خودآموزی هم استفاده شود، یا برخی بخواهند پس از مراجعه به مداواگر، خود برای یادگیری درمان دیگران در دوره آموزشی ثبت نام کنند.
مد شدن تراپی باعث ایجاد انتظارات غیرواقعی "که میتوان انسانهای بدبخت را خوشبخت کرد" شده است. مداوا ضرورتی شده که انسان گرفتار جامعه مدرن، بهعنوان مراجع و بیمار سردرگم را خوشحال کرده، میتواند او را از سردرگمی نجات دهد تا او را از مسئولیت اجتماعی و احساس گناه رها کند. تراپی مثل فرمول برای رفع بدیها مطرح میشود و در غیر اینصورت قابل استفاده نیست و کاربردی ندارد.
کتاب معنادهی، معنانگری با نگرش روانشناسی هستی (Meaning Meaningfulness) بر اصل انتقال بیطرفانه ارزشها، تئوریها، روش و نوع تکنیک استوار است. امروزه گشتالتتراپی کار سیستماتیکی رواندرمانی است که به فرهنگ و وابستگی فرهنگی توجه و انتظارات رواندرمانی مدرن را تأمین میکند و در مداوای ناراحتیهای مختلف روانی نقش دارد و شرایط تغییر در جامعه در شکلگیری شخصیت را مدنظر دارد.
معنادرمانی - گشتالتتراپی، تراپی با نگرش روانشناسی هستی و نیاز به مجموعهای از واژههای کلیدی و توصیف هماهنگ آنها برای روانشناسان و رواندرمانان علاقهمند، علت نگارش این کتاب است، تا امکان آشنایی با مفاهیم و چشمانداز آنها فراهم شود.
گشتالتتراپی (Gestalt Therapy) در آمریکا رشد و ترویج یافت و به دلیل تفاوتهای فرهنگی - اجتماعی آن کشور، درک آن برای دیگر ملل مشکل بود. روشهای درمانی روانشناسی آمریکایی به دلیل معضلات و آیینهای فرهنگی و اداری خاص هر جامعه در شاخصهای بیماری و سلامتی مخصوصاً حالتهای روانی، در جوامع اروپایی قابل استفاده نیست.
خواندن کتاب معنادهی، معنانگری با نگرش روانشناسی هستی به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب میتواند به پزشکان، روانپزشکان، مشاوران و روانشناسان در مداوای کلینتهای با مسائل روانی در شرایط متفاوت اجتماعی و شکلگیری شخصیت در دوراهیهای زندگی کمک کند.
در بخشی از کتاب معنادهی، معنانگری با نگرش روانشناسی هستی میخوانیم:
تراپی در سطح تئوری روانی یعنی سیستم اطلاعات هماهنگ و علم مربوط به آن، و چگونگی تأثیرات بیرونی و عملکرد انسان، افکار، احساسات و تصوراتش بر شکلگیری شخصیتی، سلامت و بیماری روانی را هدایت میکند. تئوریهای بسیار متفاوت روانی و روشهای مختلف زیادی وجود دارد و نمیتوان درستی یا نادرستی تئوری را ثابت کرد، ولی میتوان یک نظریه را قابل استفاده فرض کرد و آن را پس از امتحان، تائید یا تکذیب نمود.
رواندرمانی میخواهد انسان را حمایت کند و روی برخورد و عملکرد درونی و بیرونی او با جهان اثرگذار باشد و به همین دلیل اثبات پدیدهای تئوری و فرضیهای خاص ضروری میباشد. روان درمان نمیتواند یک روز یک تئوری و روز بعد تئوری دیگری را استفاده کند، چون سردرگمی به بار میآورد. چنانکه نمیتوان یک روز از نقشه دانمارک و روز بعد از نقشه برزیل برای پیدا کردن راه پاریس استفاده کرد، فرد باید نقشهای انتخاب کند که راه مقصد را نشان دهد.
برای نتیجه گیری مناسب از تئوری روانی، انتخاب یک تئوری ضروری است. لنز خاصی که پدیده خودآگاهی را با ارزشهای کلی هماهنگ کند، میتواند مسیری را در زندگی نشان دهد، در غیر اینصورت تناقض بین دو مشکل ایجاد میکند. هماهنگی این دو سطح و روش کاربردی آن، برای کارآیی مطلوب مهم است.
بله


















