کتاب نوآوری در برنامه ریزی آموزشی مدارس و سازمانها نوشتهی مرتضی سمیعی زفرقندی، علاوه بر دانش نظری، قابلیت و مهارت لازم را برای برنامهریزی و تهیه برنامه آموزشی در سطح ملی، استانی، منطقهای و مدرسه فراهم میآورد.
پیشرفت هر کشوری به صورت همه جانبه و پایدار وابسته به نظام آموزشی و پژوهشی آن کشور است و مهمترین عامل توسعه و پیشرفت کیفی و کمی آموزش و پرورش ابتدایی، متوسطه و عالی به شمار میآید. جهان امروز، عصر فناوریهای جدید اطلاعاتی و ارتباطی، عصر مجازی و دنیای فرا صنعتی است، رهاورد این تحولات برای برنامهریزی آموزشی، تفکرات خلاق و کیفیت بخشیدن پیوسته به برنامههای آموزشی است. جامه عمل پوشیدن چنین تفکری مستلزم توجه به مفاهیم و جنبههای کیفی آموزش وپروش، تفکر استراتژیک، نگرش سیستمی، مشارکتی، تعاملی و فراکنشی است. تحولات جهانی، آموزش و برنامهریزی آموزشی را هم دستخوش تغییر کرده است. در این میان برنامهریزان آموزشی رسالت پراهمیتی را بر دوش دارند که بایستی با نگرش سیستمی و فراکنشی و بهرهگیری از الگوهای جدید و کاربرد گسترده ابزارهای مبتنی بر فناوریها در پی استقرار برنامههای آموزشی نوآورانه، با کیفیت و فراگیر باشند. تا امکان تحقق آرمانها و اهداف آموزش و پرورش در عصر حاضر فراهم گردد. با این حال به نظر میرسد، اهداف مهم برنامهریزی آموزشی از گذشته تا کنون شامل موارد ذیل کماکان از ضرورت و اعتبار لازم در جهان برخودار است:
- فراهم آوردن فرصتهای مساوی برای آموزش و پرورش همه مردم
- افزایش کارایی و بهرهوری آموزش و پرورش
- از بین بردن نا برابریها و ایجاد شرایط عدالت اجتماعی
در بخشی از کتاب نوآوری در برنامه ریزی آموزشی مدارس و سازمانها میخوانیم:
بر اساس نظریه اثباتی در مطالعه جوامع انسانی، مبنای کار باید روشهای علمی به ویژه روشهایی که در علوم تجربی و فیزیک استفاده شده قرار گیرد.
نظریه اثباتی برنامهریزی با چگونه انجام شدن برنامهریزی سر و کار دارد. به عبارت دیگر در این نظریه امکانات برنامه مورد توجه قرار میگیرد و در عین حال بر روش مثالی تاکید بسیار دارد. به این صورت نظریه برنامهریزی تا حد نظریه تصمیمگیری عقلانی نزول مرتبه مییابد. شیوههای عقلانی برنامهریزی به صراحت و آگاهانه به ساختبندی رسمی منطق استدلالی انسان مربوط است.
برنامهریزی عقلانی موجب رشد انسان میشود، در این دیدگاه اعتقاد بر این است که حتی کوششهای برنامهریز که منجر به هیچ عملی نشود نیز موجب رشد انسان خواهد شد.
در نظریه انتقادی در مورد چگونگی انجام کار پاسخ درستی ارائه نشده است، نظریهپردازان این دیدگاه بر رهیافتهای مبتنی بر علوم. فناوری در برنامهریزی بدبین هستند. پیشنهاد این دیدکاه "عمل سیاسی" است. عمل سیاسی در قلمرو برنامهریزی بدون چارچوب نظری و روششناسی موجب اثرات متناقض میگردد.
بله

















