کتاب نه برای سود اثر مارتا نوسبوم، نقدی جدی بر رویکردی است که آموزش را بیش از هر چیز وسیلهای برای رشد اقتصادی و افزایش بهرهوری میداند. نوسبوم با تأکید بر اهمیت آموزش علوم انسانی، ادبیات و هنر، نشان میدهد آموزش واقعی فقط انتقال مهارتهای سودآور نیست، بلکه باید توانایی اندیشیدن، همدلی و مشارکت آگاهانه را نیز در جامعه پرورش دهد.
دربارهی کتاب نه برای سود
در اثر کمرنگشدن هنر و علوم انسانی بحران خاموشی در نظامهای آموزشی شکل گرفته و آنها را به نگاه اقتصادی سوق داده است. مارتا نوسبوم در کتاب نه برای سود معتقد است کشورها در رقابت برای دستیابی به رشد اقتصادی، بهتدریج آموزش را به سمت مهارتهایی سوق دادهاند که مستقیماً بازده اقتصادی دارند و در این مسیر، ظرفیتهایی مانند تفکر انتقادی، تخیل، استدلال مستقل و درک موقعیت دیگران را نادیده گرفتهاند.
چرا دموکراسی به علوم انسانی و هنر نیاز دارد؟
این روند فقط مسئلهای آموزشی نیست؛ بلکه میتواند توانایی جوامع برای حفظ دموکراسی و تربیت شهروندانی مستقل و مسئول را تضعیف کند. نویسنده معتقد است دموکراسی به شهروندانی نیاز دارد که بتوانند مستقل بیندیشند، قدرت و اقتدار را نقد کنند و خود را جای دیگران بگذارند؛ تواناییهایی که آموزش علوم انسانی و هنر میتواند در پرورش آنها نقش اساسی داشته باشد.
نویسنده همچنین تأکید میکند که ادبیات و هنر با تقویت تخیل و همدلی، به فرد کمک میکنند تجربه و آسیبپذیری انسانهای متفاوت از خود را درک کند و آنان را نه بهعنوان «دیگری»، بلکه بهعنوان انسانهایی برابر ببیند. از نظر نوسبوم، نقش علوم انسانی در آموزش فراتر از انتقال دانش فرهنگی است و مستقیماً با کیفیت شهروندی و سلامت دموکراسی ارتباط دارد.
دموکراسی و آموزش؛ راهکارهای عملی و نظری
مارتا نوسبوم با تکیه بر اندیشههای سقراط، ژان ژاک روسو، جان دیویی، رابیندرانات تاگور، دانلد وینیکات و رالف الیسون، الگویی از آموزش را پیشنهاد میکند که در آن پرورش انسان و شهروند، بر آموزش صرفاً اقتصادی مقدم است. در این الگو، تفکر انتقادی از طریق استدلال و پرسشگری، تخیل و همدلی از طریق ادبیات و هنر، و درک وابستگی متقابل انسانها از طریق تجربههای آموزشی و تعامل با دیگران پرورش مییابد.
کتاب نه برای سود: چرا دموکراسی به علوم انسانی نیاز دارد؟ بر اهمیت بازی، آموزش سقراطی و برنامهی درسی مبتنی بر علوم انسانی تأکید دارد تا دانشآموز بتواند هم مستقل فکر کند و هم جهان را از منظر انسانهای متفاوت ببیند.
مارتا نوسباوم در این اثر نشان میدهد ارزش آموزش را نمیتوان فقط با میزان تأثیر آن بر درآمد و رشد اقتصادی سنجید. این کتاب با تکیه بر مباحث فلسفهی آموزش و پرورش و با تمرکز بر نقش علوم انسانی در جامعهای دموکراتیک این پرسشهای بنیادین را مطرح میکند و به آنها پاسخ میدهد: «آموزش قرار است چه نوع انسان و چه نوع جامعهای بسازد؟ و چگونه میتوان این امر را محقق کرد؟»
خرید کتاب نه برای سود انتشارات سروش مولانا برای خوانندهای که میخواهد نسبت میان آموزش، شهروندی، علوم انسانی و دموکراسی را بهتر بفهمد، فرصتی است تا دربارهی اهداف واقعی آموزش و پرورش و پیامدهای حذف تدریجی علوم انسانی از نظام آموزشی تأمل کند. علی مرشدیزاد مترجم اثر حاضر است.
نکوداشتهای کتاب نه برای سود
- مارتا نوسبام با فوریتی پرشور و حرارت و نیز دانشی گسترده به این بحث دیرینه دربارهی آموزش میپردازد... دفاع او از این آرمان ارزشمند، بسیار عالمانه و عمیق است. (نقد کتاب نیویورک تایمز)
- نگاهی جامع به بازار جهانی آموزش عالی و فرصتهای پیش روی دانشجویان امروزی. (واشنگتن پست)
- در شرایطی که جامعه از نظر فرهنگی روزبهروز متنوعتر میشود و دانشگاهها در حال کاهش برنامهها و رشتههای علوم انسانی هستند، این کتاب فراخوانی پرشور برای اقدام و دفاع از علوم انسانی است. (بوک لیست)
کتاب نه برای سود برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای مارتا نوسباوم و مباحث فلسفهی تعلیم و تربیت علاقهمندید.
- دربارهی رابطهی آموزش و دموکراسی و نقش تفکر انتقادی در تربیت شهروندان کنجکاوید.
- میخواهید دربارهی نقش علوم انسانی در آموزش و ضرورت آموزش علوم انسانی برای ساختن جامعهای دموکراتیک مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب نه برای سود: چرا دموکراسی به علوم انسانی نیاز دارد میخوانیم
آموزش برای مردم است. قبل از آنکه طرحی برای آموزش دراندازیم، به این نیاز داریم که مسائلی را درک کنیم که در مسیر تبدیل کردن دانشآموزان و دانشجویان به شهروندان دموکراتیک مسئول با آن روبهروییم، شهروندانی که میتوانند از میان طیف وسیعی از موضوعات دارای اهمیت ملی و جهانگستر، دست به انتخاب بزنند. چه چیزی در زندگی انسان است که باعث میشود حفظ نهادهایی دموکراتیک مبتنی بر احترام برابر و حمایت برابر قوانین تا بدین حد دشوار، و لغزش به درون انواع مختلف سلسلهمراتبها، یا حتی بدتر، پروژههای دشمنی گروهی خشونتبار، تا بدین حد آسان باشد؟ چه نیروهایی گروههای قدرتمند را وامیدارد که به دنبال کنترل و سلطه باشند؟ چه چیزی باعث میشود اکثریتها، چنین فراگیر، بکوشند اقلیتها را خُرد شمارند و آنها را بدنام کنند؟ این نیروها هرچه هستند، آموزش واقعی برای شهروندی ملی و جهانیِ مسئول در نهایت باید در مقابلشان مبارزه کند. این مبارزه باید با استفاده از تمامی منابعی باشد که شخصیت انسانی داراست و کمک میکند دموکراسی بر سلسلهمراتب غلبه پیدا کند.
گاه به ما امریکاییها گفته میشود شرّ در بیشتر موارد بیرون از ما وجود دارد. شاهد این مدعا ساخت لفاظانۀ «محور شرارت» است که ملتِ خوبِ ما را تهدید میکند. برای مردم راحتتر است خود را درگیر «رویاروییِ تمدنها» ی شگرفی ببینند که در آن ملتهای دموکراتیکِ خوب در مقابل دینها و فرهنگهای بَدانگاشتهشدهای از بخشهای دیگر جهان صفآرایی میکنند. اینگونه نگریستن به جهان، با به تصویر کشیدن مشکلات شخصیت خوب که با مرگ برخی از «مردان بد» به پایان میرسد، فرهنگ مردمی را در اغلب موارد تغذیه میکند. فرهنگهای غیرغربی نیز از این روشهای تفکر زیانبار در امان نیستند. مثلاً جریان راست هندو [Hindu Right] در کشور هند از دیرباز این کشور را بهصورت کشوری گرفتار در مبارزهای میان نیروهای خوب و خالص هندوییسم و مجموعهای خطرناک از «عناصر خارجی» به تصویر کشیده است (منظور از عناصر خارجی، مسلمانان و مسیحیاناند اگرچه این دو گروه نیز به اندازۀ هندوها بومی شبهقاره هند هستند).
بله





















