کتاب بازشناختی از مجموعهها و خدمات اطلاعاتی نوشتهی امیر ریسمانباف و رحمت الله فتاحی، ابتدا مروری بر تحولات در مدیریت مجموعههای منابع اطلاعاتی داشته، سپس به بررسی زیربنای نظری مجموعهسازی میپردازد.
در دنیای کنونی، علم اطلاعات و دانششناسی به طرف تواناییهای سطحی از تخصصگرایی درون رشتهای رفته و تمایلات شاخص درون رشته را هر روز بیش از گذشته افزایش میدهد.
مجموعهی پنج جلدی کتابهای بازشناختی از دانششناسی نسخه نوین کتابی است که قبلاً با اسم بازشناختی از دانششناسی: جستارهایی در علم اطلاعات و دانششناسی انتشار یافت، اما حالا با هدف درک بهتر مطالب کتاب اصلی و صرف هزینهی پایینتر برای دوستداران، قسمتهای متفاوت در چند جلد کتاب جدا نوشته شده است.
یگانه تفاوت مجموعه بازشناختی از دانش شناسی تبدیل یک کتاب قطور به چند کتاب کم حجمتر است، عناوین این مجموعه عبارتاند از:
- جلد اول: بازشناختی از علم اطلاعات و دانششناسی
- جلد دوم: بازشناختی از تعامل انسان و اطلاعات
- جلد سوم: بازشناختی از مجموعهها و خدمات اطلاعاتی
- جلد چهارم: بازشناختی از سازماندهی اطلاعات و دانش
- جلد پنجم: بازشناختی از کارکرد اجتماعی نهادهای حرفه
امیر ریسمانباف و رحمت الله فتاحی را بیشتر بشناسیم:
دکتر رحمت الله فتاحی، جزو نویسندگان و پژوهشگران مشهور دنیاست. او تا به امروز کتب بسیاری در زمینهی تنظیم اطلاعات چاپ کرده و حضوری موثری در برگزاری همایشات علمی مختلف ایران و جهان دارد.
امیر ریسمانباف ریاست مرکز اطلاعرسانی شرکت برق منطقهای استان خوزستان را عهدهدار بوده و به همین دلیل تجربهی زیادی در رابطه با کتاب، کتابخانه و اطلاعرسانی در زمینهی مدیریت دانش دارد.
در بخشی از کتاب بازشناختی از مجموعهها و خدمات اطلاعاتی میخوانیم:
نگاهی تاریخی و بسیار کوتاه به سیر تحول کتاب – به معنای وسیع آن - به عنوان تاریخیترین محمل ثبت و ضبط دانش بشری و به عنوان یکی از مهمترین منابع مورد توجه کتابخانهها و جامعه، میتواند سیر تکاملی دانش را نیز به ما بنمایاند.
ثبت اندیشهها، امکان انتقال آن به دیگران را به دست میدهد. سنگنوشتهها، نخستین تلاش انسان برای ثبت اندیشهها بود و بدین ترتیب، با نخستین سنگنوشتهها و الواح گلی، امکانی بالقوه برای ثبت، انتقال، گسترش و ارتقاء دانستهها و آگاهیهای بشر فراهم شد. این موضوع در طول زمان و با ابداع ابزارها و شیوههای تازهتر برای ثبت و انتقال اندیشه دچار تحول شد، بدین معنا که انسانها توانستند ضمن اختراع و توسعۀ نظامهای نمادین برای انتقال معنا به ویژه خط الفبایی و نیز توسعه فناوریهای مربوط به محملهای انتقال پیام و دانش به ویژه اختراع کاغذ و به دنبال آن، ماشین چاپ، محتوای بیشتر و عمیقتری از دانستهها و آگاهیهای خود را در آن ابزارها ثبت و منتقل کنند. به قول ژان کازنو (1364) خط و کتابت به تمدن امکان داد تا با انباشت اطلاعات، تراکمپذیر شود و همین امر باعث شد تا پیشرفتهای آن تسریع شود. به عنوان مثال این کتاب بود که باعث ایجاد طبقهای از دانشمندان شد و به دانش، اهمیت اجتماعی اعطا کرد (نقل در مهدیزاده، 1389، ص. 26).
بله



























