کتاب یاس سپید مجموعهای از سرودههای عاشقانهی یاسمن عزیزی مقدم است که به سادگی احساسات و عواطف خودش را به رشته تحریر درآورده.
نوشتن، مثل سفر زایشی دارد و رویشی و این حرکت، زائیدهی قلم که نه روح شاعر است. پویشی به نقطهی آغاز شناخت. این عنایت صاحب قلم است به روح و احساس. شعر شما را از اندیشههای ساکن و متعفن رها میکند. تفکر جاری میسازد؛ در مسیر حیات و نوید زندگی. نه به زبان واژه که به معنا.
نوشتن یعنی گفتن؛ یعنی امر؛ یعنی نهی؛ یعنی زندگی از برای مرگ که این دو اسطوره مکمل هماند. مرگ، محصول چگونه زیستن است که ما را وادار به عاقبتاندیشی میکند. این نه پیام من که قرآن است. قرآنی که ما را به کیمیای با ارزش وجود شناخت میدهد؛ و این ارزش لیاقت میخواهد. تربیت میخواهد. صبر میخواهد.
در بخشی از کتاب یاس سپید میخوانیم:
بیتو چون غباری به هوا آواره
نگاهم اما به لاهوت آسمان گرم
بی تو شکست شاخهی خشک سرنوشت
آبستن حوادث شده صفحهی خیال زندگی
بی تو ندامت به صحرای شورهزار تن
بخت سیاه عمر شرر ریخت به کامم
بی تو رهگذر کوچه جاهلی
تراوش شعر ناب مستی به شروع نوشتن
بی تو ققنوس به فکر سوختن
بالوپری نیست به رخصت پرواز
بی تو باورم نیست گل زرد خزان را
چشم به راه بهاری دلپذیر و بارانی
بی تو در وسعت بیداد عطش
گذشت موسم حج و باز جاماندم
بی تو هجوم شکستن بود در آزمون انتظار
سرسپردهام من هر چه میخواهی بکن
بله

















