کتاب آنچه باید مدیران جوان بدانند نوشتهی محسن گل پور، ابتدا تعریف اصولی از یک بنگاه اقتصادی را ارائه میدهد و در ادامه به ارائهی مثالها و انتقال تجربیات کاربردی برای همهی مشتاقانی که علاقهمند هستند در عرصه راهاندازی و مدیریت یک بنگاه اقتصادی قدم بگذارند، میپردازد.
یکی از آسیبشناسیهای جدی در حوزۀ کسب و کار، بررسی دلایل تأسیس بیرویهی شرکتها و به دنبال آن انحلال و تعطیلی آنهاست. هم اکنون ایران در بین کشورهای آسیایی از بیشترین شرکت برخوردار است به طوریکه تعداد شرکتهای ثبت شده از یک میلیون و سیصد هزار واحد هم گذشته است. از سوی دیگر در انحلال و غیرفعال بودن شرکتهای تأسیس شده نیز دارای رتبه اول میباشد.
امکان دارد ورشکستگی در یک مغازه خردهفروشی کوچک که نمیتواند اجارهاش را بپردازد و به این دلیل بسته میشود و یا در یک شرکت تولیدی بزرگ که به دلیل نداشتن پول کافی و زیانهای مداوم سالانه رخ میدهد، اتفاق بیفتد.
کلمات زیادی در ادبیات مالی برای ورشکستگی دیده میشود مانند وضع نامطلوب مالی، شکست، وخامت، عدم قدرت پرداخت بدهی و... . اگرچه همه واحدهای تجاری برای دستیابی به موفقیت، برنامهریزی میکنند و کارهای خود را به سمت برنامههایشان هدایت میکنند؛ اما برخی از آنها برای دستیابی به این هدف دست به کارهای خطرناکی میزنند که نتیجهی آن ورشکستگی خواهد شد. مشخص کردن دلیلهای واضح برای ورشکستگی و مشکلات مالی اغلب کار آسانی نیست. اتفاقات زیادی باعث ورشکستگی میشود؛ اما طبق تحقیقات بسیاری که توسط محققین در این زمینه انجام شده، عوامل ورشکستگی را به طور کلی به دو دسته، درون سازمانی و برون سازمانی میتوان تقسیم کرد.
محسن گل پور سال 1346 در تهران به دنیا آمد. او پس از اخذ مدرک مهندسی مکانیک در سال 1369، همزمان با آغاز فعالیتهای صنعتی و اقتصادی به تحصیلات خود در رشته مدیریت ادامه و در سال 2007 به اخذ دکترا در رشته مدیریت توسعه منابع انسانی نائل گشت.
در سال 2008 به دعوت مؤسسه JCCME برای طی دوره مدیریتی ژاپنی، عازم آن کشور گردید. او مجددا در سال 2011 به دعوت مؤسسه AOTS عازم ژاپن شد تا دوره مدیریت در بحران را در این کشور بگذراند. مدیر عامل، رئیس هیئت مدیره و عضویت در هیئت مدیره چندین مجموعه اقتصادی و صنعتی از فعالیتهای حرفهای او طی 25 سال گذشته بوده است. وی همچنین در سال 1394 و 1396 موفق به کسب نشان عالی مدیر سال از وزارت صنعت، معدن و تجارت و دانشکده مدیریت دانشگاه تهران گردید. تألیف چندین کتب مدیریتی، تدریس دورههای مدیریتی و مشاوره به سازمانها، شرکتها و مؤسسات اقتصادی، آموزشی و فرهنگی از دیگر فعالیتهای تخصصی وی در طی این سالها است.
در بخشی از کتاب آنچه باید مدیران جوان بدانند میخوانیم:
25 سال پیش برابر با آبان ماه 1372 من به همراه دو تن از دوستانم که همگی از فارغالتحصیلان رشتههای مهندسی بودیم، تصمیم گرفتیم که کسب و کاری را پس از چندین سال کار در سازمانهای دولتی برای خودمان راهاندازی کنیم، بعد از یک سال کار مطالعاتی و تحقیق در جهت انتخاب محصول و بازار هدف و بررسی طرحها و بازارهای مختلف، با فراهم آوردن مقدمات کار، آن هم با سختی و مشقت فراوان و بدون هیچگونه پشتوانه مالی، شرکتی را با نام مواد مهندسی مکرر با هدف تولید رزینها و فرآوردههای اپوکسی برای اولین بار در کشور بنا نهاده و فعالیت رسمی خود را از فروردین ماه 1374 آغاز نمودیم.
در ابتدای راه، تقریبا همه کارهای اصلی شرکت را بین یکدیگر تقسیم کرده بودیم و به این خاطر، کار به سرعت در اندازههای خود با موفقیت به پیش میرفت، بعد از گذشت سه سال از شروع فعالیتها، با افزایش رغبت بازار به محصولات ارائه شده و همچنین انگیزههایمان برای توسعه، به نظر میرسید که میبایست در کارهای اساسی از دیگران نیز استفاده نماییم. پس باید خودمان را برای تغییر جایگاه و مسئولیت در سازمان آماده میکردیم. اولین گام کسب دانش مدیریت بود، بر همین اساس من به همراه یکی دیگر از شرکا، همزمان با کار در شرکت، تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی "MBA" را آغاز نمودیم. توسعه و رشد سازمان گام به گام نقش ما را از فعالیتهای مهندسی به سوی مدیریت بنگاه سوق میداد. در طی این دوره علاوه بر تحصیلات آکادمیک، دورههای تخصصی را در حوزههای مهندسی و مدیریت به همراه سایر شرکا در کشورهای مختلف از جمله آلمان، کانادا و روسیه سپری نمودیم. هم زمان با اخذ مدرک "MBA" بر اساس تصمیم هیئت مدیره در سن 31 سالگی به سمت مدیر عاملی شرکت منصوب شدم. حالا میبایست علاوه بر توجه به فرآیندهای مهندسی و فنی تولید، در امر برنامهریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل سایر فرآیندهای سازمان نیز ایفای نقش میکردم.
مطالعه و بررسی اتفاقات سیاسی و اقتصادی حاکم و مؤثر بر فضای کسب و کار بنگاه، از دیگر مسئولیتهایی بود که باید به آن توجه میشد. بنگاه نیاز به برنامههای سالیانه داشت و بر این اساس باید با پیشبینی چشماندازهای اقتصادی کشور و همچنین روند توسعه، توقف و یا رکود فعالیتهای بازارهای هدف بنگاههای مرتبط به امر برنامهریزی پرداخته و جهت تصویب در جلسات هیئت مدیره ارائه میگردید. همزمان به عضویت خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی درآمدم، خانه مدیران جلساتی را در بعدازظهر چهارشنبههای هر هفته برگزار میکرد، در هر جلسه یکی از شخصیتهای اقتصادی و با مدیریتی به عنوان سخنران به تشریح نقطه نظرات و یا انتقال تجربیات و دستاوردهای خود میپرداخت و در ادامه، جلسه پرسش و پاسخ بین مدیران حاضر در جلسه و سخنرانان شکل میگرفت. این فرصت موجب میگشت علاوه بر آشنایی با دستاوردهای علمی، مدیریتی و تجربی افراد شاخص در عرصه کسب و کار، باب آشنایی میان مدیران حاضر در جلسه نیز فراهم گردد که این امر خود عامل مؤثری در ارتقاء سطح دانش و مهارت مدیران به شمار میرفت. کار به همین جا ختم نشد، روند توسعه شرکت ایجاب میکرد تا فرایند یادگیری متوقف نگردد.
بله


















