کتاب مطالعات میان رشتهای کتابداری و اطلاع رسانی؛ وضعیت موجود، چشم انداز مطلوب، مجموعه مقالات سومین همایش سراسری اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی ایران (ادکا) است که به بررسی ماهیت میان رشتهای این علم از طریق مرور نظریههای آن میپردازد.
زندگی حرفهای که اکثر اوقات آن را به مثابه فعالیتی برتر، تخصصی، مرتب، و قالبدار تعریف میکنند مانند متنی است که با توجه به تخصصی و فنی بودنش، "فضایی خالی" در فاصله میان دیگر فعالیتها باقی میگذارد که با زندگی روزانه پر میشود و زندگی روزانه نیز خود شدیداً تحت تأثیر محیطها، شرایط، و موقعیتهای بغرنج و رمزآلودی است که در عصر ارتباطات، جوامع دانایی محور، و دنیاهای مجازی حاکم است. محیطهایی که آنها را با همه اختلافها و تعارضهایشان شامل میشود و محل تلاقی، اتصال و فصل مشترک بین آنهاست.
بدین گونه، مطالعه فضای اجتماعی زیست بشر یک عمل میان رشتهای است؛ نه تنها از آن رو که مباحثی را شامل میشود که رشتههای موجود از قلم انداختهاند، بلکه به این دلیل که همچون چسبی تئوریکی عمل میکند و نشان میدهد که این نظامهای فکری، در آخر به یکدیگر مربوط هستند، تا آنجا که زمانی که تلاش دارند این ارتباط را تکذیب کنند.
تعبیر رشته (دیسیپلین) اکثر اوقات دو استفاده عمده دارد: یکی اینکه معطوف به شاخهای از یادگیری یا مجموعهای از دانش است و دوم به نگهداری نظم و کنترل در بین گروههای تحت امر مانند سربازها، زندانیها، یا شاگردان مدرسه اشاره دارد. این دو استفاده و یا کاربرد در گونهای از کاربردهای کهنتر این اصطلاح، از نیمه اول سده پانزدهم به بعد در یکدیگر آمیخته شد.
در این روش، عبارت "رشته" بر نوع مخصوصی از آموزش اخلاقی دلالت داشت که قصد آن به اجرا درآوردن درست آموزش نظم و خویشتن داری بود. این دانسته برگرفته از واژه لاتینی دیسیپلینا است که به یاد دادن شاگردان به دست بزرگترانشان اشاره میکند و الزاماً به دانش تخصصی و پرارزشی توجه میکند که بعضی اشخاص دارای آن هستند و دیگران نیستند. این واژه از زمان دور و دراز در مسئلههای مرتبط به ارتباط بین دانش و قدرت نیز به کار گرفته میشد.
زمانی که از واژه میان رشتهای بهره میبریم بیشتر به گونهای از آگاهی انتقادی از این پیوند نظر داریم. انتقاد از آن سو که مرزبندیهای رشتهای در دانشگاه و بسط و گسترش آن در زمینههای علمی و معرفتی میتواند آسیبهای جدی بر آموزش عالی، مملکت و میزان و نوع تقاضای اجتماعی برای بروندادهای آموزش عالی را در پی داشته باشد؛ و موجب توسعه بیاندازه "تخصص گرایی"، "مدرک گرایی" و گمراه شدن هدفهای عالیه نظام آموزش عالی و نهاد دانشگاه گردد.
در این طور وضعیتی، مسئله رشته به خودی خود به عنوان یک شیء شمرده خواهد شد و ارتباطات و همبستگیهایی که این مسئله با مسئله مورد بحث دیگر رشتهها دارد حذف میشود، همانگونه که ارتباطات و همبستگیهایش با دنیا نیز، که بخشی از آن شمرده میشود، از بین خواهد رفت.
در بخشی از کتاب مطالعات میان رشتهای کتابداری و اطلاع رسانی؛ وضعیت موجود، چشم انداز مطلوب میخوانید:
ریاحی نیا (1378) درکتابشناسی گزیده توصیفی کتابداری 650 عنوان کتاب فارسی تا سال 1377 را در رشته کتابداری و اطلاع رسانی یاد میکند که از این بین به معرفی تنها 149 عنوان که جنبه مرجعیت آنها در رشته بیشتر بوده میپردازد وی در این کتابشناسی برای هر عنوان کتاب اطلاعات کامل کتابشناختی، چکیده توصیفی و محل بازیابی را ارائه داده است.
جمالی مهمویی (1379) در پژوهش خود با عنوان "روابط درون رشتهای و بین رشتهای کتابداری و اطلاع رسانی: مطالعه استنادی" به تحلیل استنادی 240 مقاله تالیفی دارای استناد در فاصله سالهای 1369 تا 1376 در چهار نشریه فصلنامه کتاب، پیام کتابخانه، کتابداری و اطلاع رسانی که جمعاً 1770 استناد را دربر داشتند پرداخت.
یافتههای پژوهش وی نشان داد که 26 درصد از استنادها مقالات مربوط به خارج از حوزه کتابداری و اطلاع رسانی است که در این میان علوم رایانه با 4/7 درصد و علوم تربیتی با 3/63 درصد به ترتیب بیشترین سهم را در ساختار بین رشتهای کتابداری دارا هستند. نیز پژوهش وی نشان داد که از میان زیر شاخههای کتابداری، مقالات مربوط به کتابخانههای آموزشگاهی با 67 درصد استناد غیرکتابداری و اطلاع رسانی، بیشترین وابستگی را به دیگر رشتهها دارا است.
بله
















