کتاب مددکاری اجتماعی مداخله در بحران خودکشی نوشتهی حسین یحیی زاده و حمزه امینی ابتدا شما را با مفهوم بحران، خودکشی و عوامل مؤثر بر آنها آشنا کرده و سپس به نقش مددکاری در پیشگیری، مداخله و دوران پس از خودکشی میپردازد.
خودکشی عملی است که بیشتر جوامع آن را منع میکنند و بسیاری از مذاهب آن را گناه میدانند. برای اکثر کسانی که طبق سنت مسیحی - یهودی پرورش یافتهاند، خودکشی بیشتر یک آیین است نه یک موضوع فلسفی. با این وجود نه در عهد قدیم و نه در عهد جدید خودکشی مستقیماً منع نشده است. تا سالهای 1961 خودکشی در انگلستان جرم محسوب میشد، بدان حد که در بعضی از نواحی آن کشور واکنش نسبت به اقدام به خودکشی عبارت از دار زدن شخص در صورت زنده ماندن بود. البته این تنبیه با روش حیرتانگیزتری که عبارت بود از فرو کردن نیزه در قلب کسی که اقدام به خودکشی کرده بود، جابه جا گردید.
در جوامع و فرهنگهای مختلف، خودکشی به شکلهای مختلفی تعبیر و تفسیر میشود. در اکثر جوامع غربی از خودکشی پیشگیری میکنند و از انجام آن در صورت امکان ممانعت میورزند. در بعضی فرهنگها خودکشی به عنوان عملی افتخارآمیز تلقی میشود. مثل هاراکیری در ژاپن که یک مرگ آبرومندانه و کفاره شخص برای ارتکاب گناه محسوب میگردد. با این حال در سایر فرهنگها عملی ناپسند تلقی میشود.
آمارهای جهانی نشان میدهند خودکشی در دهههای اخیر رو به افزایش بوده و الگوی سنی آن در حال تغییر است. در بین تمامی گروههای سنی، خودکشی هشتمین علت مرگ و میر در جهان است، اما در گروه سنی 15 - 24 سال پس از حوادث و قتل، سومین علت مرگ و میر گزارش شده است.
خودکشی و اقدام به خودکشی یکی از رفتارهای ضد اجتماعی و یک آسیب اجتماعی به حساب میآید که سالیان دراز از روابط عشیرهای و صنعتی تا روابط پیچیده شهرهای امروزی و دنیای صنعتی گریبان گیر بشریت است. این پدیده تهدیدی برای سلامت عموم جامعه بوده و واقعیت هولناکی که در ورای این موضوع پنهان است ضربه عمیقیست که بر پیکر خانواده و جامعه وارد میکند.
در واقع بار سنگین زیانهای مادی و معنوی (انسانی) این پدیده را به هیچ عنوان نمیشود نادیده گرفت. طبق تخمین سازمان بهداشت جهانی سالانه تقریبا یک میلیون نفر در سراسر جهان به علت خودکشی فوت میکنند و 10 تا 20 برابر این رقم اقدام به خودکشی انجام میشود.
به صورت کلی در زمینهی سببشناسی خودکشی میتوان به عواملی مثل اختلالهای روانپزشکی و عوامل روانی - اجتماعی و زیست شناختی اشاره کرد. خودکشی اتفاق کمیابی نیست. میزان خودکشی جوانان نسبت به دهه گذشته دو برابر شده است و آخرین بررسی زمینهیابی دپارتمان سلامت در مورد خودکشی و قتل معلوم ساخته که در انگلستان و ولز سالانه 2000 نفر به علت خودکشی میمیرند.
تحقیقات نشان دادهاند که تقریباً یک سوم مددکاران اجتماعی در طول زندگی حرفهایشان مراجعینی داشتهاند که به خاطر خودکشی فوت کردهاند؛ این آمار فقط کمی پایینتر از روانشناسان است. مواجهه با افرادی که در معرض خودکشی هستند یکی از چالشهایی است، که مددکاران اجتماعی و سایر متخصصان حوزه سلامت روان با آن روبهرو هستند.
در بخشی از کتاب مددکاری اجتماعی مداخله در بحران خودکشی میخوانیم:
فرهنگ ایرانی - اسلامی، خودکشی را امری ناپسند میداند و فرار از انگ و سرزنش دیگران باعث پنهان کردن خودکشی توسط خانواده و نزدیکان افراد تهدید و اقدام کننده و بازماندگان خودکشی کردهگان و در نتیجه ایجاد اختلال و ابهام در آمارها و اطلاعات مربوط میشود. آمارهای نیروی انتظامی، وزارت کشور، پزشکی قانونی، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی و سایر دستگاههای مسئول همخوانی نداشته، گاه تفاوتهای بسیار دارد.
طبق اعلام سازمان بهزیستی، نرخ خودکشی در کشور در سال 1382، شش مورد برای هر یک صد هزار نفر جمعیت بوده است (بیش از 3000 مورد خودکشی موفق در کل کشور، 65 درصد مردان و 35 درصد زنان) که ایران را در رتبه پنجاه و هشتم جهان از نظر خودکشی قرار میدهد. طبق این آمار، خودکشی فقط علت یک درصد از مرگ و میرهای کشور است.
در طی سالهای (1376 تا 1385) خودکشی در چندین استان به صورت پدیده و بحران مطرح بوده است. استان ایلام در طی این ده سال رتبه اول را در کشور داشته است. بالاترین میزان خودکشی در استانهای ایلام و کرمانشاه و پس از آن با فاصله زیادی در استانهای لرستان، همدان، گلستان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویر احمد، آذربایجان غربی و کرمان روی داده است. خودکشی زنان در استانهای ایلام، بوشهر، خوزستان، کهکیلویه و بویراحمد، فارس و کرمان بیش از مردان بوده است.
بله














