کتاب خلق و خوی ایرانیان در سه دهه اخیر - جلد اول نوشتهی داود علی بابایی به خلقیات مردم ایران اما نه دوران ایران باستان، نه ایران میانه و نه ایران معاصر بلکه درباره سه دهه کنونی یعنی از سال 1368 به بعد یا همان 27 ساله اخیر که جامعه و مردم در رفتار، آداب و خصایل تغییر ناگهانی کردهاند، پرداخته است.
معمولاً افراد سه دهه اخیر مربوط به نسل دوم و سوم بوده و نسل چهارم را هم تحت تأثیر خود قرار دادهاند. اما به عقیده داود علی بابایی بدون در نظر گرفتن خلقیات ایرانیان در دوران باستان، ایران میانه و ایران معاصر نمیتوان به بررسی خلق و خوی کنونی مردم ایران پرداخت. به بیان او در ایران باستان سه چیز مورد مذمت ایرانیان قرار داشت و پادشاهان، بزرگان مذاهب، شاعران و نویسندگان و حتی مردم طبقات دیگر جامعه یکدیگر را از دروغ گفتن، قرض دادن و گرفتن و نیز رشوه دادن منع میکردند.
در ایران باستان و ایران میانه و حتی ایران معاصر در رابطه با تعارفاتی که میان ایرانیان رسم بوده است فرنگیان بر ما ایراد کردهاند. در حالی که این تعارفات قسمتی از فرهنگ و هویت ملی ایرانیان بوده است.
پس معلوم میشود که هر قوم و ملت و هر گروهی از مردم به جهت علل و اسباب متعدد و مختلف دارای اخلاق و اطواری میشود که چه بسا در نزد خودش پسندیده و مقبول است. در صورتی که مردم دیگری آن را نمیپسندند و نکوهیده و مکروه میشمارند. مثلاً آیا تقصیری بر ما ایرانیان است اگر فرنگیها معمولیترین تعارفهای ما را از قبیل «جانم» و «عزیزم» و «قربانت شوم» و «تصدقت گردم» و «فدایت شوم» را که در حقیقت تعارف محض است و معنی و مفهومی ندارد به معنای تحتاللفظی آن ترجمه میکنند و مایه تعجب و استهزاء قرار میدهند. آیا این عادات و رسوم را که سرتاسر لطافت و ادب است باید مورد طعن و طنز و مسخره قرار داد؟
در آخر به گفته داود علی بابایی مشخص نیست که اصلاً میتوان ایران باستان را با ایران کنونی، ایران میانی و ایران معاصر را با ایران کنونی از نظر خلق و خوی، رفتارهای اجتماعی و عملکردهای فرهنگی در جامعه کنونی و مردم زمان حال مقایسه کرد یا خیر. داود علی بابایی در این اثر به طور عمقی و با تحقیق و تفحصی بسیار به رفتارها، کردارها، و گفتارهای نسلهای موجود در جامعه که در شهر و روستا زندگی میکنند پرداخته و خلأهایی را که از نظر خلقیات در جامعه مشاهده میشود مورد نقد و بررسی قرار داده است.
ایرانیان از جهاتی دارای خلقیات پسندیده و از جهاتی دارای خلقیات ناپسند هستند ولی در کل موارد مثبت و منفی را خلقیات یا خلق و خوی یک جامعه میگویند به خصوص جامعه کنونی ما که کشور در حال توسعه و به عبارتی جهان سومی است.
در بخشی از کتاب خلق و خوی ایرانیان در سه دهه اخیر - جلد اول میخوانیم:
در دوران گذشته یعنی چند دهه قبل جوانان افراد صبور، شکیبا و فروتن بودند و به ندرت سرکشی و طغیان میکردند. ما میدانیم که قبل از انقلاب مشروطه در ساله 1285 هیچ انقلاب و جنبش اجتماعی در کشور بوسیله جوانان و مردم به غیر از جنبش تنباکو رخ نداد و جوانان سر پرشوری نداشتند و به قول معروف سرشان بوی قرمه سبزی نمیداد ولیکن در سه دهه اخیر اینچنین نبود دیدیم از بعد از جنگ جوانان چندین بار در کشور ما دست به سرکشی و طغیان زدند.
متأسفانه در دهههای اخیر جوانان با کوچکترین تنش حالا این تنش سیاسی باشد، اجتماعی باشد، اقتصادی باشد یا افسردگی باشد از کوره در میروند و دست به نزاع و درگیری میزنند. دیگر جوانان امروزه صبوری و فروتنی جوانان دهههای قبل را ندارند و اگر در خیابان ماشینی بیجهت جلوی ماشین دیگری پیچید راننده دو ماشین صبوری خود را از دست میدهند. با کوچکترین تنش بین دو جوان عاقبت به نزاع و درگیری کشیده میشود. میدانیم از سال 1285 تا سال 1332 یعنی 47 سال طول کشید تا جوانان ما سر به شورش در آوردند و از سال 32 تا 42 که جنبش جمعی 15 خرداد در کشور اتفاق افتاد 10 سال میگذشت و از سال 42 تا 57 که انقلاب اسلامی در کشور اتفاق افتاد 15 سال گذشت ولیکن از سال 76 تا 96 (سال کنونی) حدود 20 سال چندین جنبش جمعی و اجتماعی در کشور اتفاق افتاده است که اولین آنها جنبش دوم خرداد سال 76 بود و آخرینش در انتخابات روز 29 اردیبهشت بود که جوانان پا به میدان مبارزه سیاسی گذاشتند و حوادث سال 88 نمونه دیگری از این سرکشی، شورش و طغیان جوانان بود و زمانی بنا بود بنزین کوپنی برچیده شود جوانان شبانه با شورش و سرکشی دست به آتش زدن پمپ بنزینها زدند. گرچه این شورش یک جنبش جمعی بود ولی عصبانیت جوانان نسلهای سوم و چهارم را نشان میداد و روانشناسان نظر دادهاند که جوانان دو، سه دهه اخیر با جوانان چند دهه قبل تفاوت فاحشی دارند. در حالیکه در خلق و خوی ایرانیان این سرکشی و عصبانیت خلاف منش ملی و ایرانی و انسانی میباشد.
بله





















