جلد کتاب کتاب آوازهای خاموش
۳۶,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب آوازهای خاموش

کتاب آوازهای خاموش

نویسنده: محمد عزیزی
ناشر: نشر روزگار
کتاب الکترونیک
151 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب آوازهای خاموش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب آوازهای خاموش

کتاب آوازهای خاموش مجموعه‌ای از 8 داستان کوتاه به قلم محمد عزیزی، درباره‌ی مسائلی پیرامون تنهایی‌ها، نگرانی‌ها و وحشت انسان از دستاوردهای زندگی مدرن در برابر از دست دادن زندگی سنتی است.

فضای مورد روایت داستان‌های این اثر به صورت رئال و سوررئال هستند و متناسب با موضوع و درونیات قهرمانان، با هم درمی‌آمیزند.

در بخشی از کتاب آوازهای خاموش می‌خوانیم:

پسر بچه مثل یک ترکه بید، لاغر و باریک است و طاقت کار کردن در کویر را ندارد. مادرش، «خاتون» فقط همین یک پسر را دارد، شوهرش دو سه سال پیش با یک دل درد ساد مرده و او را تنها گذاشته. این است که خاتون، از پسرش دل مى‌کند و توکلت على الله، او را همراه این کاروان سرگشته، به دیارى غریب، به سوى «معدن» مى‌فرستد.
پسر حرکت مى‌کند و قلب خاتون آشوب مى‌کند و بغضش مى‌ترکد:
«آى سفر کردى سفر اول تو
خدا باشد نگهدار قد تو»

پسر، پا سست مى‌کند اما کاروان او را با خود مى‌برد. روزها و شب‌ها طى طریق مى‌کنند. پسر مریض مى‌شود و در خواب مى‌ماند. کاروان بى‌خبر از او مى‌رود و پسر، وحشت‌زده و ناتوان در میان کویر مى‌دود. به دنبالش برمى‌گردند و زمانى پیدایش مى‌کنند که خاک و شن تا گلویش بالا آمده و خفه‌اش کرده است... دو سه ماه بعد، وقتى کاروان رو به دیار خود برمى‌گردد، همه در این اندیشه‌اند که با خاتون چگونه روبرو خواهند شد؟...

و ما، در آخرین لحظات، خاتون را مى‌بینیم که اسپند دود کرده، سر راه کارون ایستاده و دارد شاباش مى‌گوید. لنگ لنگان به استقبال پسرش مى‌دود!...
«خب؟!»
رو مى‌کنم به زنم [یادم رفت بگویم که زنم مشاور ادبى من است. اولین خواننده آثارم و ضمناً دقیق‌ترین و موشکاف‌ترین آن‌ها. و راستش، آن‌قدرها که من به نظرات زنم اهمیت مى‌دهم، به نظرات منتقدین ادبى و حتى تحلیل‌گران سیاسى اهمیت نمى‌دهم! بگذرم.] بله، رو مى‌کنم به زنم و مى‌گویم:
«خب؟»
لحظاتى در انتظار مى‌مانم و چون صبر و تحملم تمام مى‌شود، دوباره مى‌گویم:
«خب؟»
و نگاهش مى‌کنم. اما در سر و وضع ظاهرى‌اش چیز خاصى نمى‌بینم. یعنى نمى‌توانم سر در بیاورم که در چه فکرى است. پس، ناچار دوباره مى‌پرسم:
«نگفتى نظرت چیه؟»

فهرست مطالب کتاب

در انبوه مه
در پس شعله‌ها
گردباد
کاروان سرگشته
مسافر
لحظه‌هاى هجران
آوازهاى خاموش
بوته‌هاى تمشک

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب آوازهای خاموش
نویسندهمحمد عزیزی
ناشر چاپینشر روزگار
سال انتشار۱۳۸۹
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات151
زبانفارسی
شابک978-964-6675-51-3
قیمت کتاب الکترونیک
۳۶,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب آوازهای خاموش بر اساس قرارداد رسمی با نشر روزگار در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب آوازهای خاموش

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟