کتاب روایتهای راویان: سه روایت از زندگی پیامبر صلح و دوستی حضرت محمد (ص) نوشتهی محمدمسعود کیایی، سه پیشامد با اهمیت تاریخی دوران پیامبر اسلام را که در دارالندوه، حدیبیه و مکه رخ داده است، به شکلی داستانی روایت میکند.
این سه داستان مرتبط با هم، به پرهیز پیامبر (ص) از خشونت، کشتار و چپاول اشاره دارد. در این قصهها، بر خلاف آنچه امروزه دشمنان قصد دارند چهرهی پیامبر (ص) را جنگطلب و خونریز به تصویر بکشند، واقعیات چهرهی صلحجویانه و محبانهی او نمایش داده میشود.
نکتهی دیگر این که طریقهی روایت در این قصهها، مطابق وضعیت راوی میباشد؛ آنگاه که دشمن پیامبر (ص) باشد نام او را با (ص) همراه نمیآورد. ساختار زبانی در این داستانها، با تاریخی بودن آنها سنخیت دارد. از این رو سبک نوشتار، امروزی نیست بلکه یادآور شیوهی نگارش در سدههای آغازین سخنوری پارسی میباشد.
همچنین رخدادها نیز جز در یک مورد - قسمت ملاقات ابوسفیانبنحرب با عباسبنعبدالمطلب در هنگام خروج عباس از مکه - همه از آیات قرآن کریم برگرفته شدهاند و احادیث معتبر و روایتها مستند و قابل دفاع هستند.
در بخشی از کتاب روایتهای راویان میخوانیم:
پس علیرغم قصور بسیاری از یاران، پیامبر خود پیش قدم شد و قربانی کرد. سپس موی خویش سترد. اصحاب چون به جای آوردن مناسک را از جانب وی بدیدند ایشان نیز به جا آوردند. لیک در طی بازگشت به مدینه برخی به طعنه میگفتند: «پیامبر گفته بود مناسک حج عمره را در مکه به جا میآوریم و خواب دیده کلید خانهی کعبه در دستانش قرار میگیرد. حال بنگرید! این شرمنامه که نامش را صلحنامه گذاردهایم همان کلید است...» و خندههای تلخ و گزنده میکردند.
فرجام این که بر سر وفا به آنچه من نگاشتم چه میآید حدیثی بس طولانی میشود. همین قدر بسنده باشد بگویم که این صلحنامه بر خلاف تصور بدوی ظاهربینان، چنان فتحی کم نظیر شد برای پیشبرد اسلام. به طوری که به سبب ایمنیای که پیش آمد در اثنای قریب به دو سال، مردمان به اندازهی سالهای پیش و بلکه بیشتر از آن به اسلام گرویدند. آن چنان که ماجرای حدیبیه منشاء فتحی بزرگ شد؛ فتح الفتوح شد. چون تا آن زمان، کار میان این مردمان با صلح و با قلم پیش نمیرفت و همیشه مقابله و مقاتله روی میداد تا این که در حدیبیه کار مُصاف با گفتگو و با من - یعنی با قلم - فرجام گرفت و به سامان شد. این خود عطفی را مفتوح نمود؛ همانا مفتاح الفتوح شد.
بله



















