کتاب بررسی درون نوشتهی سهیل هوشمند قصرالدشتی، ضمن توضیح روند پیدا کردن مشکلات و رسیدگی به آنها، به شما میآموزد چطور مسیر شخصی زندگی خود را تعیین کنید و با ایجاد تغییراتی پایدار در این مسیر قدم بردارید.
باید بدانید دنبال کردن آنچه در سر دارید و آنچه واقعا از این زندگی میخواهید، بسیار دشوار است. پس شمایی که انتخاب کردید تا در این مسیر قدم بردارید، بسیار شجاعتر از دیگران هستید. در زندگی بسیاری از ما انسانها پیش میآید که دچار سردرگمی میشویم و به مرحلهای از زندگی میرسیم که اصطلاحا زندگی برایمان یکنواخت و ساده میشود. روزها تلاش میکنیم، خود را مشغول کارهای مختلف میکنیم. لحظاتی را شاد و لحظاتی را غمگین سپری میکنیم اما در نهایت میبینیم که سالها از عمر خود را در راهی گذراندیم که شاید به هیچکدام از نیازهای واقعی ما پاسخی نداده.
گاهی برای تغییر دادن این یکنواختیها دنبال اهدافی میگردیم تا آنها را در زندگی دنبال کنیم؛ اما هدفهایی که برای خودمان ترسیم میکنیم، بسیار دور از انتظارات و تواناییهایمان است. پس به راحتی از آنها دست میکشیم.
زمانهایی پیش میآید که در تصمیمگیریهایمان معیاری برای انتخاب نداریم و میان چند تصمیم مختلف سردرگم میشویم. تصمیمهایی که شاید به کلی روند زندگیمان را تغییر دهد و ما این تصمیمگیریها را به دست سرنوشت میسپاریم. ترس از تغییر داریم و نمیدانیم بعد از تغییر چه پیش خواهد آمد و به همین دلیل از تغییر کردن میترسیم.
در کتاب بررسی درون مطالبی را یاد خواهید گرفت که در شرایط فوق به کارتان خواهد آمد؛ یعنی بعد از خواندن این کتاب، برای خود معیارهایی برای تصمیمگیری خواهید داشت، رسالت شخصی خودتان را پیدا میکنید تا زندگی کردن برایتان لذتبخشتر باشد و بتوانید اهدافی را دنبال کنید که به نیازهای واقعی شما پاسخ دهد. با این اثر یاد میگیرید چه زمانی و چگونه تغییر کنید تا پیشرفت کنید و از یکنواختیهای زندگی جدا شوید.
این مسیر بسیار سخت و دشوار است و نیاز به تلاش دارد. اگر میخواهید به اهداف والای خود برسید، خواندن این کتاب صرفا قدم اول محسوب میشود و شما باید برای ادامه این مسیر، اطلاعات به دست آمده از این کتاب را در زندگی خود به کار بگیرید تا شاهد اتفاقات بسیار خوب شوید.
در بخشی از کتاب بررسی درون میخوانیم:
ما خیلی راحت میتوانیم خوب و بد بودن رفتارهایمان را از دیگران بپرسیم. شرایطی را در نظر بگیرید که با دوستی در تاکسی نشستید و موقع پیاده شدن، راننده تاکسی به ناحق مابقی پولتان را پس نمیدهد. احتمالا در آن لحظه عصبانی میشویم و میخواهیم حقمان را پس بگیریم. خب هر رفتاری که ما از خودمان نشان دهیم، در ذهن ما صحیح جلوه میکند؛ چرا که ما داریم برای پس گرفتن حقمان میجنگیم؛ اما آیا این رفتار ما از دید دیگران هم همین قدر قابل قبول و درست است؟
شما میتوانید بعد از نشان دادن این رفتار، در مورد آن از دوستتان سؤال بپرسید. البته اگر از فردی غریبه بپرسید بسیار بهتر است؛ اما اگر دوستتان واقعبین باشد، به شما میگوید راههای بهتری برای پسگرفتن حقتان وجود داشت و شاید میتوانستید با صحبتهای ملایم هم این کار را انجام دهید و نیازی به عصبانیت نبوده است. به طور کلی بازخورد گرفتن نوع نگاه ما را واقعیتر میکند. بسیاری از ما میترسیم که این سؤالها را از دیگران بپرسیم؛ چرا که پاسخی که خواهیم شنید برای بسیاری از ما دردآور است.
فکر کردن به این چند سؤال و پاسخ به آنها باعث میشود به واقعبینی نزدیک شویم؛ زیرا میتوانیم رفتارهای مختلف را بررسی کنیم و فارغ از اینکه خودمان آن را انجام میدادیم یا نه، بتوانیم به درست یا غلط بودن آن پی ببریم. این تمرین باعث میشود تا حدودی فاصله را میان آنچه خودمان میپنداریم و میان آنچه واقعا هستیم کم کنیم و همچنین باعث میشود نسبت به رفتارهایمان دید آگاهانهتری پیدا کنیم و با واقعیت بیشتری به خودمان و رفتارهایمان دقت کنیم.
بله

















