کتاب بیشعورهای پوست کلفت را بشناس نوشتهی خاویر کرمنت، شخصیت حقیقی بیشعورها را نمایان میکند و شما به عنوان شخصی درستکار و با معرفت میتوانید با به کارگیری تکنیکهای این کتاب آنها را بشناسید و مکر وحیله آنها را بیاثر کنید.
پوست کلفتها هرگز سین جیم نمیشوند. کسانی که به شرافت و وجدان معتقدند، باید همواره کتاب بیشعورهای پوست کلفت را بشناس (The bulletproof asshole) را در دست داشته باشند. دکتر خاویر کرمنت (Xavier Crement) بعد از پانزده سال بررسی و تحقیق روی بیشعورها فکر میکرد که درباره این بیماری (بیشعوری) همه چیز را میداند. تا این که با یکی از معاونین دولتمردان به نام آنابلا آشنا شد. همان موقع متوجه شد که باید در مورد مسئله بیشعوری تجدید نظر کند. با بررسی روی مسائل آنابلا ماهیت دو نوع بیشعور دیگر یعنی بیشعورهای پوست کلفت و بیشعورهای تمام عیار برایش روشن شد! به همین دلیل مجبور شد این کتاب را در مورد این دو نوع بیشعوری بنویسد.
از مهمترین رازهای برملا شدهی بیشعور تمام عیار این است که او مهارت و توانایی خاصی در این دارد که خودش را ظاهراً فردی بیغلوغش نشان دهد، در صورتی که این آدم بویی از انسانیت و شرافت نبرده است. از چنین آدمهایی پیامی به صورت تلهپاتی تراوش میشود که به شعور و عقل سلیم طرف مقابلش حملهور شده و باعث میشود که آنها خیال کنند با بهترین و مورد اعتمادترین آدمهای روزگار طرف شدهاند. در حالی که آنچنان پنهانی توطئه میکنند تا هر جور شده دمار از روزگار آن بدبختها درآورد.
خواندن کتاب حاضر و پی بردن به این نکته که چطور سوپر بیشعورها تهدیدی برای جامعه به حساب میآیند، دل و جرئت میخواهد. بیاعتنایی، نپذیرفتن، یاوهگویی، حرف مفت زدن، وعده و وعید، تقیه کردن و دروغهای شاخدارشان شهامت میخواهد. بیشعوری از بین رفتنی نیست. اگر تمایل داشته باشید که متحولش کنید؛ فقط میتوانید بر آن غلبه کنید. وقتی یک آدم بیشعور به شما میگوید خودش میفهمد که چه چیزی برایت بهترین است، باید سر او داد بزنی و بگویی: "برو کشکات را بساب. تو فقط یک بیشعور هستی."
شما در کتاب بیشعورهای پوست کلفت را بشناس با کلکهای و نیرنگهای بیشعور آشنا میشوید. با شرح و تفصیل درمورد بیشعورها، آدمهای شرافتمند یاد میگیرند که نگذارند این موجودات شستشوی مغزیشان دهند. هدف خاویار کرمنت این است که آبروی جماعت بیشعور را ببرد. خاویار کرمنت معتقد است بیشعورها، افرادی نابغه و باهوش هستند. نابغههایی خودخواه، مردمآزار و با اعتمادبهنفسی کاذب. این افراد با منفعتطلبیهای خود در نهایت به خود و افراد جامعه ضرر میرسانند. بیشعوری یک بیماری است و بیشعور یک بیمار.
جملات برگزیده کتاب بیشعورهای پوست کلفت را بشناس:
- هیچگاه ظرفیت مردم را در پذیرش هر نوع جروبحثی که به درد تو میخورد دستکم نگیر.
- هرگز کار را برای دیگران آسان نکن تا تو را بپیچانند و با ایدههای خودت تو را به چهار میخ بکشند.
- آدمهای غولپیکر؛ کوتولههایی هستند که ادای آدمبزرگها را در میآورند. باید دُم آنها را قیچی کنی.
- هرگز از کسی اجازه نگیر. برو جلو و هر غلطی دلت میخواهد بکن. همیشه یکی هست که او را به عنوان سپر بلا پیدا کنی و تمام کاسه کوزهها را سر او بشکنی.
- الفبای موفقیت یک بیشعور این است: "تهمت! ملامت! مقصر دانستن! تخریب! یک بیشعور موفق احساساتی همیشه موقع عقبنشینی پلهای پشت سرش را خراب میکند.
- بیشعورها هر چقدر هم تلاش و حقهبازی کنند، باز هم نمیتوانند برای افراد شاد و خرسند شاخ و شانه بکشند. اگر دلت میخواهد که یک بیشعور موفق شوی؛ باید یاد بگیری که مردم را افسرده بکنی و تا جایی که میتوانی آنها را به اوج عصبانیت برسانی.
در بخشی از کتاب بیشعورهای پوست کلفت را بشناس میخوانیم:
پایه و اساس زندگی مردم بر روی باور و اعتقاد قرار دارد. تو با باور به بابانوئل و پری دندان بزرگ شدهای. در بزرگی هم به مادر، کشور و پایسیب اعتقادی قوی داری. اگر کسی به تو بگوید که باید فلان کتاب را بخوانی، بلافاصله میروی و کتاب را میخری. هر چند کتاب به مذاق تو خوش نیاید، ولی حرف دوستت را زمین نمیزنی.
افراد خوب معتقد هستند واقعاً مهم نیست آنها به چه چیزی اعتقاد دارند، اما اصل مطلب این است که آنها اعتقاد دارند! این هم فرصتی بینظیر برای بیشعورها است. آنها میتوانند هزاران بار دروغ بگویند و بیشتر مردم باوجدان هرگز مچ آنها را نگیرند. آنها دلشان میخواهد حرفهای این بیشعورها را باور کنند. آنها خیال میکنند که اگر دیگران یا حتی بیشعورها را باور نداشته باشند؛ برای شخص خودشان کسر شأن خواهد بود.
دروغهای پیش پا افتاده فایده ندارد. راستش به ریسک آن نمیارزد. اگر میخواهی سبک زندگی بیشعوری تو تابلو شود سراغ دروغهای گنده نان و آبدار برو. دروغ بزرگ بگو. هر چقدر دروغ بزرگتر باشد، مردم بیشتر آمادگی پذیرش بی برو برگرد آن را دارند.
اگر تو فمنیسم هستی، به طرفدارانت بگو که همهی مردان خوکصفت هستند. آنها میدانند که حرف تو حقیقت ندارد، ولی بدون توجیه آن را میپذیرند. این حرف، گفتهای جسورانه است و عبارت تأکیدی متحول کننده زندگی به حساب میآید! چنین جملهای به آنها قدرت میدهد که کمکم از مردان متنفر شوند. این همان چیزی است که دلشان میخواست بشنوند.
وقتی عدهای از زنان اعتراض میکنند که از ازدواجشان خوشحال هستند و نمیتوانند زندگی بدون مردان را تجسم کنند، فمنیستها با دروغی بهمراتب بزرگتر جوابشان را میدهند. آنها میگویند: مردان؛ این دسته از زنان را شستشوی مغزی دادهاند!
بله





























