کتاب سر دلبران، مجموعه دلنوشتها و دلگفتهایی در سوگ دکتر عباس حرّی استاد برجستۀ علم اطلاعات و دانششناسی به کوشش آناهیتا کرمانی است.
اعتبار و ماندگاری جوامع حرفهای همواره بستگی تام به وجود چهرههای درخشانی دارد که چه در طول زندگی و چه پس از آن تأثیری پایدار در جامعۀ حرفهای خود گذاردهاند. اندیشمندانی که بر آنند تا هویت و اعتبار حرفۀ خویش را از گزند آسیب در امان دارند میکوشند تا بر چهرههای توانا: مردان و زنان توانمند حرفۀ خویش تکیه کنند، نام و یادشان را گرامی داشته و شأن حضور و راز ماندگاریشان را بیان کنند.
دستان در هم فرو رفته، چهرهای به رنگ کویر، قامتی به استواری صنوبر، و کلام همراه با قاطعیت نشانیِ یکی از همان چهرههای درخشان رشتۀ ماست که آموزههایش جوانان تشنه به آموختن را سیراب میکرد: دکتر عباس حری. استادی که خبر ناگهانی درگذشتش به باور کمتر کسی از اطرافیان مینشست. جامعۀ علمی، او را در هفتم اردیبهشت 1392 پس از عمری تلاش و دلسوزی در عرصۀ علم اطلاعات و دانششناسی از دست داد. شرح تلاشها و دلسوزیهایش شاید کمترین کاری بود که اهالی این عرصه میتوانست در پاسداشت خدمات او انجام دهد.
دکتر عباس حُری زادهٔ 15 اسفند 1315 در مشهد دانشمند علوم کتابداری و اطلاعرسانی و استاد دانشگاه تهران و طراح نظریهٔ اطلاعشناسی بود. او در مشهد در خانوادهای روحانی به دنیا آمد. وی از نسل شیخ حر عاملی، دانشمند لبنانیِ قرن یازدهم هجری و مدفون در مشهد و صاحب وسائل الشیعه میباشد. در سال 1349 از دانشگاه مشهد در مقطع لیسانس رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی، در سال 1352 از دانشگاه تهران در مقطع فوق لیسانس رشتهٔ کتابداری و در سال 1360 از دانشگاه کیس وسترن رزرو آمریکا در مقطع دکترای کتابداری فارغالتحصیل شد. رسالهٔ دکتری وی درمورد مقایسهٔ شباهتهای استنادی و شباهت واژگان نمایه برای ربط دادن مدارک مرتبط از حیث موضوعی بود. وی از 1353 استاد دانشگاه تهران شد.
حُرّی از اولین دانشآموختگان کتابداری نوین در ایران بود و در پیشبرد آموزش و پژوهش در این رشته در کشور تلاش زیاد نمود. وی به عنوان سردبیر، مدیر مسئول و عضو هیئت تحریریهٔ چندین مجلهٔ علمی از جمله اطلاعشناسی فعالیت کرده است و نیز طراح نظریهٔ اطلاعشناسی است. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، طی مراسمی در اسفند 1385، دقیقاً در هفتادمین سالروز تولد وی، از 40 سال تلاش و فعالیت علمی او تجلیل به عمل آورد. وی مدتی در دانشکدهٔ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد تدریس کرد.
آنچه پیش رو دارید، مجموعه روایتهایی است که اساتید، دانشجویان، همکاران، خانواده و آنهایی که او را از دور و نزدیک میشناختند پس از درگذشتش در قالب نوشتهها و گفتهها به قلم و زبان راندند. نوشتهها در بخشی با عنوان "دلنوشتها" و گفتهها که حاصل سخنرانی در مراسمهای یادبود ایشان است در بخشی با عنوان "دلگفتها" تنظیم و در تقدمی تاریخی ارائه شده است. در برخی موارد نوشتههایی در حاشیۀ نوشتههای دیگر و در قالب نظرات پدید آمده بود، به همین لحاظ، آنها که با متن اصلی پیوند نزدیکتری داشت با عنوان "نظرات مرتبط" مطرح شده است. امید آنکه بازگویی این حکایتها بتواند گوشهای از "هنر حرّی بودن" را بازنمایاند و یاد و خاطرهی ایشان را گرامی بدارد.
در بخشی از کتاب سر دلبران میخوانیم:
دکتر حرّی را همه میشناختند. تقریباً یکّه و بیرقیب بود. و همه میدانستند در دنیای رشته و حرفۀ کتابداری و اطلاعرسانی چه تلاشها کرد، چه نکتهها گفت، چه درسها آموخت و چه کتابها و مقالهها نوشت. اما مهمترین تصویری که من از او داشتم، تصویر آموزشگر محیط و مسلّطی بود که جدا از تواناییهای آموزشی و پژوهشیاش در دو چیز چیره و ویژه بود: سخن گفتن و نوشتن. به اندازه سخن میگفت و با مددگیری از هوش، حضور ذهن، ظرافت طبع و مخاطبشناسیاش، در کمترین زمان، مناسبترین ساختار را برای پیامهایش برمیگزید. و خوب مینوشت. ساده و روان مینوشت و ایجازش، نه از نوع ایجاز خشک ادیبان که از نوع کمگویی و گزیدهگویی صاحب قلمی بود که میشد شیوهاش را از شیوۀ دیگران بازشناخت و امضای نامرییاش را حس کرد.
در پژوهشهایم به آثارش مراجعه میکردم و از دانش و تجربهاش بهره میبردم. هرچند همیشه شیوۀ ارائۀ پیامهایش بیشتر جذبم میکرد؛ و به نظرم اگر او فرصت بیشتری مییافت، میتوانست بیشتر نقشآفرین باشد و میان سواد اطلاعاتی و سواد ادبی، پل و پیوندی بزند عمیق و بنیادی. اکنون که او در میان ما نیست، این آرزو بیشتر در من شعلهور میشود که کاش دوستدارانش پس از او فضاهایی بیافرینند که در آن دکتر حرّیها بیرقیب نباشند و کاش پس از او هم از او بیاموزند، او را از منظری دیگر بازخوانی کنند و به قلم و قدم، خدمات او را پاس دارند.
بله

















