کتاب آواز آب (روایات پلکانی)، مجموعهای از روایات شعرگونه به قلم محمدمسعود کیایی است که با شوقی صادقانه سروده شدهاند.
این اثر شامل روایاتی شاعرانه مملو از حس همدردی است که به صورت پلکانی نگارش یافتهاند. کیایی در این روایات به آیاتی از قرآن مجید و نیز برخی نکات عرفانی، شاهنامه فردوسی و... هم رجوع کرده است.
کیایی را بیشتر به خاطر داستانهای کوتاهش میشناسند. او اولین داستانش «بر آسمان الوند» را در سال 1363 منتشر کرد و توانست با انتشار داستانهایی چون «به یادم درختی بنشان» و «در بستر نسیم» جایزه اول مسابقه داستاننویسی سراسری در سال 1364 را به دست آورد و فعالیت حرفهای مسعود کیایی به عنوان نویسنده از آن زمان آغاز شد.
در بخشی از کتاب آواز آب میخوانیم:
بادبان، دستخوش هر باد
پای بسته به تیرک
رقصان در هوا بادبادک
به توپ نخ، بند
این گونه اگر باشی، شقایق
چنان بادبانی نبسته به زورق
بیتکیهگاه، رها در اقیانوس
چنین خواهی روزگار سر کردن
بالا و پایین خمیدن
چپ و راست چمیدن
که جز شادی برای یک کودک
جز هوس، پاسخی نیارد.
بیخودی رفتن
بیجا لمیدن
بیخودی خواندن
بیجا ایستادن
این عبث کردن آموختههاست
بیثمر شدن لحظههاست.
بله



















