جین فابریس لبراتی و کاچیا لوبر لبراتی در کتاب جمعسپاری، گامی فراتر از برونسپاری، راهکاری نوآورانه را که موجب بهبود عملکرد صحیح سازمان در موقعیتهای متفاوت مدیریتی میشود، تجزیه و تحلیل میکنند.
کتاب جمعسپاری، گامی فراتر از برونسپاری (Crowdsourcing One Step Beyond) در زمینهی علوم مدیریت بنیان نهاده شده است؛ یعنی علومی که در صدد درک و فهمیدن کار به منظور بهبود بخشیدن به عملکرد سازمانها میباشند.
یک موقعیت مدیریتی زمانی به وجود میآید که شرکت کنندگان گرد هم آورده میشوند و باید در طول مدت زمانی مشخص، یک کار جمعی را به انجام رسانند؛ که آن کار منجر به نتیجهای میشود و آن نتیجه توسط بیرونیها، مورد قضاوت قرار میگیرد. بنابراین یک موقعیت مدیریتی، اعمال افراد را شامل میشود، اما این اعمال در جهت نظام بخشیدن به عملکرد سازمان میباشند. به علاوه، انتظار نتیجهای را میکشند و آن نتیجه توسط ذینفعان مختلف و شرکت کنندگان اصلی در آن سازمان ارزیابی میگردد. البته، انواع مختلفی از موقعیتهای مدیریتی وجود دارند، که بارزترین آنها تغییرات در دنیای اقتصاد است.
جمعسپاری، بیرونیسازی توسط یک سازمان است که از طریق نرمافزاری اینترنتی صورت میپذیرد. در این روش یک فعالیت، به گروه زیادی از افراد که در بیشتر مواقع، هویت آنها گمنام است، بیرونیسازی میشود. بیرونیسازی شیوهی مهم راهبری فعالیتها و قراردادی است که تصریح مینماید که یک سازمان، انجام بخشی از فعالیتهایی را که در قبال آنها مسئول میباشد به سازمان دیگری میسپارد. چنین قراردادی به جزئیات انتقال فعالیت رسمیت میبخشد.
جمعسپاری نه تنها به دنیای کسب و کار میپردازد، بلکه دامنهی کاربردهای آن بسیار گستردهتر است. یکی از اهداف کتاب حاضر این است که با ارائهی یک جمعبندی کامل از تمام اشکال آن و تعریف ویژگیهای خاص هر یک، تنوع جمعسپاری را نشان دهد. جین فابریس لبراتی (Jean Fabrice Lebraty) و کاچیا لوبر لبراتی (Katia Lober Lebraty)، در این کتاب علاوه بر جمعسپاری، به مفاهیمی چون خلق ارزش، تأمین مالی، خرد جمعی و تکه کاری نیز میپردازند.
جمعسپاری الزاماً شامل برقرار ساختن رابطهای بین یک سازمانی که بیرونیسازی میکند و افرادی که وظیفهی بیرونی شده را از طریق وب میپذیرند، میباشد. نکتهی مهم در این روابط، ایدهی اعتماد است. مفهوم اعتماد، موضوع بسیاری از مطالعات در علم مدیریت میباشد. چندین دیدگاه در خصوص اعتماد وجود دارد. اما همهی آنها با این فرض شروع میشوند که اعتماد از شرایط پرخطر (پرریسک) و نامطمئن پدید میآید.
در بخشی از کتاب جمعسپاری، گامی فراتر از برونسپاری میخوانیم:
هر سازمانی همیشه خواسته است که محیط خود را درک کند. برای این منظور، یک نزدیکی خاصی لازم است. جستجو برای شناختن شرکت کنندگان مهم در محیط یک شرکت که سابقاً این کار به شرکتهایی محول میشد که تخصص و حیطهی فعالیت آنها نظرسنجی بود، میتواند توسط جمعسپاری نیز انجام گیرد.
بنابراین، جمعسپاری و اصالت عبارت است از برونسپاری فعالیت جستجو برای درک احساسات و علایق مرتبط با یک سازمان، برند یا محصول به جمعیت. انتظار ابتکارات اصیل توسط شرکت کنندگان در جمعسپاری، تا حد بسیار زیادی، در رابطه با یک برند میباشند (لگو، دل، گراویس، کیکرز و غیره). بنابراین، چنین مسئلهای سازگار با اصالت برند میباشد.
بر طبق اظهارات کولار و زابکار (2010)، اصالت برند را میتوان از بعد شناختی یا تجربی نیز تعریف نمود. تصویر شناختی نمایانگر باورهایی است که بر طبق آنها، مصرف کنندگان، یک برند را اصیل قلمداد میکنند. در این رویکرد، یک برند اصیل، برندی است که اصل و منشاء آن اصالت دارد، تک و واقعی است، و دارای مجوز میباشد.
اگر در سرتاسر پیشینهی کسب و کار و عملکردهای تجاری، اصالت برند از ابعاد شناختی بیرون آمده باشد، باید گفت که این اصالت، برخاسته از عوامل عاطفی و حسی نیز میباشد. از زاویهی تجربی، یک برند اصیل حاکی از یک رابطهی نزدیک یا حتی احساساتی بین برند و مصرف کننده میباشد (گوب إم. 2001). برند همچون کاتالیزوری است برای تجربه که خاطرهی مصرف کننده از آن برند را برایش تداعی میکند (کووا، 2001، ص. 78) و یا باعث میشود که او هویت شخصی خودش را ایجاد یا تثبیت نماید (مکینتاش 1999). در این صورت، یک برند اصیل نیازمند یک اتصال قوی است، یک نزدیکی حقیقی بین برند و مصرف کننده که باعث خواهد شد مصرف کننده در آن برند سرمایهگذاری کند و در ساخت و وجههی آن شرکت نماید.
بله



















