کتاب علم اطلاعات و فلسفه اولین جلد از مجموعه نشستهای علم اطلاعات و دانششناسی است که مهرناز خراسانچی و مصطفی امینی آن را گردآوری کردهاند.
اطلاعات مهمترین و گرانبهاترین دارایی بشر امروزی است. هیچگاه بشر از اطلاعات بینیاز نبوده و نیست. به جرأت میتوان گفت زندگی و کار صحیح بدون اطلاعات امکانپذیر نیست. این ادعا در دوران کنونی بیش از پیش تقویت شده است. در این دوران، علم اطلاعات به معنای علم پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی جامعه و صنعت در یک چارچوب علمی و عملی برای تصمیمسازی و اقدام مناسبتر است. بر همین اساس پرداختن به مباحث نظری و کاربردی این علم میتواند به بهبود کیفیت زندگی و کار در این دوران کمک کند.
بعد از تغییر عنوان رشتۀ کتابداری و اطلاعرسانی به علم اطلاعات و دانششناسی، ماهیت آن نیز دچار تغییرات مهمی شد. این تغییرات باعث شد تا کمبودهایی در دانش، محتوا و نیروی انسانی متخصص در این حوزه به وجود آید و نیاز به تقویت همه جانبۀ این رشتۀ علمی احساس شود.
سلسله نشستهای علم اطلاعات و دانش شناسی کتابخانۀ عمومی حسینیه ارشاد برخاسته از این دغدغه است. این حرکت علمی و ترویجی تلاش دارد با یک نگاه میانرشتهای به موضوعات نوآورانۀ این رشته و حرفه بپردازد تا بتواند با یک برنامهریزی و اجرای منظم گامی در راستای شکوفایی استعدادهای انسانی و دانش بسیار ارزشمند آنها بردارد.
در بخشی از کتاب علم اطلاعات و فلسفه میخوانیم:
بحثهای فلسفی خیلی خوب است به شرط اینکه ما از مدخل مناسب وارد شویم. زیرا در غیر این صورت ما را به بیراهه میبرد و سرگردان میکند. البته بعضی از این سرگردانی استقبال میکنند و حتی درباره فلسفه و تعریف آن میگویند همین که در راه باشی و فکر کنی و... کافی است مهم نیست که به نتیجه برسی. در حالی که به نظر من درست نیست. قدیم میگفتند فلسفه انسان را مشابه آفرینش و کائنات خدا میکند یعنی اینکه اگر جهان خلقت منظم و هدفمند است، انسان هم مشابه آن، از طریق فلسفه منظم، و هدفمند میشود.
سرگردانی و حیرت هم به دو معنا قابل تعریف است یکی واله و شیدا کردن و حیران شدن، همچنان که عارفان به حق در جهان و خدای جهان واله، حیران و متحیرند و یکی دیگر حیرت منفی، به معنای سردرگمی و اینکه به چیزی نرسیم و به تعبیر روشنتر به غوامض بربخوریم و سرگردان شویم و سرانجام به لاادریگری و پوچی برسیم. این تعریف مذموم است. اما به نظر من بخاطر ورود از مدخل نادرست بسیاری و به ویژه در جهان امروز گرفتار آنند.
مقالات و سخنرانیهایی که میکنند آن را نشان میدهد. کانت یکی از آنها است که میگوید مسائل ماوراءالطبیعه را نمیتوان از طریق عقلانی حل کرد پس باید آن را واگذاشت. هیوم یکی دیگر است. او میگوید که هر وقت به کافه و رستوران میروم و با دوستان مینشینم بحث میکنم، غذا میخورم تازه انگار زندگی میکنم. کیف میکنم. این مباحث فلسفی من را گیج میکند و همه چیز عجیب میشود. من خدمت شما عرض کنم که اگر خود شما نگاه کنید همۀ مسائل زندگی عادی و جریان خیلی روشن و رو به راه است. اما وقتی وارد این مباحث فلسفی میشویم واقعاً انسان گیج میشود تا حدی که از خود هم بیزار میشود.
بله

















