کتاب مبانی مدیریت دانش نوشتۀ الیاس م. عوض و حسن م. غزیری، به بررسی سازمانهای دانشمحور و نحوۀ رهبری نوین پرداخته است.
مدیریت دانش سرعت فزایندهای در سازمانهای یادگیرنده یافته است. شرکتهای بیشماری، مخزن دانش ایجاد کردهاند و انواع دانش مانند دانش مشتری، دانش توسعه محصول، دانش خدمات مشتری، دانش مدیریت نیروی انسانی و مانند آنها را پشتیبانی میکنند. این کتاب فرایندمحور است. توازنی میان جنبههای رفتاری دانش و مدیریت دانش به وجود آورده است و به فنآوری به عنوان یک واسطه برای انتقال دانش مینگرد.
این کتاب به عنوان بخش اول از مجموعۀ مدیریت دانش (Knowledg Management)، پیرامون مفهوم دانش، اقتصاد دانش، مدیریت دانش نوین، چرخۀ حیات مدیریت دانش، رهبری، مقیاسهای دانش، شناخت دانش و مدیریت دانش، انواع دانش، دانش تخصصی، تفکر انسانی، یادگیری انسانی، یادگیری همکارانه گردآوری شده است.
الیاس م. عوض (Elias M. Awad) و حسن م. غزیری (Hassan M. Ghaziri)، در این کتاب مدیر دانش امروز را، علاقهمند به دانستن واقعیتهای فردا توصیف میکنند، بطوریکه علاقۀ او تنها بقای روزانه نیست. مدیریت دانش، مهارت هستهای است که توانایی رقابت تجاری سازمان را دگرگون میکند. بدین معنا که به یکپارچگی دانش و عدم تمرکز دانایی پرداخته تا دانشکاران بتوانند در همه زمینهها بهتر کار کنند.
گذشت آن زمانی که شیوههای سنتی مدیریت کسب و کار ارزشی را به تجارت جهانی میافزود. فنآوری رایانه در 4 دهۀ گذشته بر داده و اطلاعات تأکید داشت که در آن زمان خوب بود. اما در قرن 21 سلطۀ دانش برقرار است. دانش مرزهای سازمان را در نوردیده است. زمانۀ ارتباط، انتقال دانش، و تبادل دانش از طریق همکاری، هماهنگی و خلاقیت است. امروزه قدرت در این است که با 20 درصد از دانش هستۀ سازمان میتوان 80 درصد کسب و کارهای روزانه را به خوبی انجام داد.
در بخشی از کتاب مبانی مدیریت دانش میخوانیم:
راهاندازی سازمان یادگیرنده به یک امر عادی برای سازمانهای زیادی در سراسر جهان تبدیل شده است. با درس٬های سخت سالهای 1980 و 1990 که اثربخشی، مهندسی مجدد، و بازسازی، راههای معمول برای رقابت بودند، قرن بیست و یک این استنباط را با خود آورد که سرمایهگذاری بر روی سرمایه انسانی موج آینده است. بدین مفهوم که سازمان امروزی از خطاهای خود درس میآموزد و خود را از نو میسازد. راه جدید کسب و کار از طریق توانایی دانش جمعی افرادی است که متعهد به دیدگاه مشترک برای بهبود شغل خود و آینده کسب و کار هستند.
برای دستیابی به یک موقعیت دانشمحور، رهبران باید راه و شیوه جدیدی را برای اداره سازمان بیابند. بیشتر مسائل امروزی را میتوان از طریق کار تیمی حل کرد که خلاقیت به بار میآورد. تمرکز تنها بر افزایش سرعت نیست بلکه بر سرعت مداوم برای تعهد قویتر نسبت به اهداف و مقاصد با ارزش است. فرایند تصمیمگیری از کارافتاده اغلب نشانه وجود مدیران زیاد به جای داشتن رهبران کافی است.
به صورت ایدهآل، سازمانهای دانشمحور رهبرانی دارند که به صورت روزانه برای حمایت از انتقال دانش و برنامههای اشتراک دانش منابع لازم را تخصیص میدهند که در آن مردم به هم اعتماد میکنند، از همدیگر میآموزند، و موفقیتها و شکستها را به صورت منظم با هم به اشتراک میگذارند. کارکنان هم دارای انگیزه بالا برای آموختن و فرصت برای آموزش و پیشرفت در محیطی هستند که نوآوری و خلاقیت را تشویق میکند.
بله





















