کتاب دانش و ترجمان دانش، در دو فصل به مقولۀ دانششناسی پرداخته است. فصل اوّل به کند و کاو در زمینۀ دانش و ارائۀ دیدگاههای مختلف در این مورد و نیز گذری بر مدیریّت، انتقال و اشتراک دانش دارد. فصل دوّم امّا در راستای تبیین آرمان پرکردن شکاف میان ایده و پدیده، به بیان مفهوم ترجمان دانش و مدلهای مختلف آن میپردازد.
در دنیای دانشی امروز، همگام با اقتصاد دانشمحور کنونی، درک کارآمد دانش و ابعاد آن و صد البتّه به کارگیری آن، برای سازمانها به عنوان مزیّت رقابتی به شمار میرود. در تعادل میان دانش و سایر منابع در کشورهای پیشرو در اقتصاد جهانی، کفۀ دانش وزینتر مینماید و اعتباری قابل توجّه حتّی بیشتر از سرمایه، زمین و کار یافته است. امروزه کارفرمایان به استخدام اذهان و قدرت فکر میپردازند و نه دستها؛ زیرا ارزش دانش بهعنوان یک سرمایه مهم برای سازمانها مشخّص شده است. در همین راستا برخی از پژوهشگران به ترجمان دانش بهعنوان یکی از جنبههای اصلی و هستۀ مدیریّت دانش توجّه بسیار مبذول داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران دریافتهاند که ترجمان دانش به خصوص در عصر جاری دارای اهمیّت بالاییست؛ عصری که سازمانها، برای باقی ماندن در فضای رقابتی باید با استفاده از نتایج پژوهشها، علم را به عمل بدل سازند. در واقع بدون ترجمان دانش، دانش و مدیریّت دانش اثربخش نخواهند بود. هریک از اندیشمندان رشتههای دانش بشری به منزلۀ چرخ دندههای کوچک این ماشین بزرگ - در راستای پیشرفت رشتۀ تخصٌصی خود - دانستههای خویش را به اشتراک گذاشته و از این رهگذر، دِین خود را ادا میکنند. از همین منظر بر آن شدیم گامی به غایت کوچک در بینهایت دانش برداریم و ذرّهای از این دنیای لایتناهی باشیم.
در بخشی از کتاب دانش و ترجمان دانش میخوانیم:
سرمایههای انسانی در هر جامعه مهمترین و معتبرترین بخش ثروت فکری آن جامعه است. جامعۀ دانشگاهی هر جامعه رأس هرم تولید علم آن را میسازد که میتواند با برنامهریزی صحیح، به موقع و مطابق با نیازهای جامعه در راستای ارتقاء کیفیّتِ ارائۀ خدمات و تولیدات علمی گامهای مؤثّری بردارد. نظام آموزش عالی در هر کشور زیربنای پیشرفت و ارتقاء فکری و علمی آن کشور است.
دانشگاهها بهعنوان جزئی از جامعه - و نه موجودیتهایی مجزّا - به فعّالیتهایی همچون تدریس، تحقیق و خدمت به جامعه میپردازند و ارتقاء دانش در جامعه را باعث میشوند. دانشگاهها میتوانند بهعنوان محیطی آموزشی و پژوهشی، مکانی مناسب برای انتقال دانش و پیادهسازی فرهنگ استفاده از دانش به شمار آیند. در واقع دانشگاهها امروزه در فضای رقابتی قرار گرفتهاند و ضروری است مطمئن شوند که در این محیط دانش خلق و منتقل شده و زمینۀ استفاده از نتایج پژوهش فراهم میشود.
اعضاء هیأت علمی دانشگاهها و پژوهشکدهها مالک دانش ضمنی و عینی هستند. دانشی ضمنی قابل ارائه به شکل ملموس نیست و طیّ تدریس و یا در نتیجۀ تجربۀ حرفهای ناشی از مهارتهای شناختی، توانایی حلّ مسئله و انجام پژوهش کسب میشود، درحالیکه دانش عینی همچون گزارشهای پژوهشی، جزوات و دیگر مدارک، قابل لمس است (ارسطوپور، 1386). از وظایف مهمّ جامعۀ دانشگاهی کشف، حفظ، تکامل، انتقال و به کارگیری دانش است که در سایۀ پرکردن شکاف بین تحقیق و کاربرد آن، یعنی ترجمان دانش، میسّر میگردد.
بله















