کتاب نقشههای علمی: ترسیم و تحلیل همراه با آموزش نرمافزارهای اندبلیوبی، سایت اسپیس، گفی و هیست سایت، نوشتهی مریم شکفته و مصطفی کریمی، به بررسی ساختار علمسنجی، پویایی آن، روشهای ترسیم ساختار، نقشه و توسعهی حوزههای مختلف علمی میپردازد.
طیف وسیعی از پژوهشهای کتابداری و اطلاعرسانی به کتابسنجی و علمسنجی اختصاص دارند. بر اساس این نظریه که ماهیتی کارکردگرایانه دارد، کتابداران کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی تخصصی که گرایشهای موضوعی مختلفی نظیر پزشکی، موسیقی، شیمی و... دارند، سر و کارشان با حوزهها یا جوامع هماندیش متفاوتی است. این کتابداران میتوانند نقش تحلیلگر حوزه را ایفا کنند و با استفاده از رویکردهای مختلف، خدمات متنوع و وسیعی به کاربران خود ارائه کنند.
یکی از روشهای علمسنجی، مطالعهی ساختار علم و پویایی آن است. به عبارت دیگر، ترسیم ساختار و نقشهی حوزههای مختلف علمی و توسعهی آنها در طی زمان، از وجوه مختلف مطالعات علمسنجی در تحلیل حوزههای علمی است، چون برخی از روابطی که در متون علمی مختلف ظاهر میشود نظیر روابط بین نویسندگان، مؤسسات و مفاهیم را میتوان در شبکههایی نشان داد که در نقشههای علمی ظاهر میشوند. نقشههای علمی در قالب شکلهای گرافیکی دو بعدی و سه بعدی، به تفکیک حوزههای مختلف علمی و ارتباط بین آنها پرداخته و بدین ترتیب به درک ساختار علم کمک میکنند.
ترسیم ساختار حوزههای مختلف، امکان مطالعهی وضعیت فعلی تولید علم در حوزههای مورد بررسی و برنامهریزی برای پژوهشهای آتی را فراهم میکند. ترسیم نقشههای علمی به ما کمک میکند تا بتوانیم تصویری از یک حوزه و حوزههای وابسته ارائه کنیم که بدون این نقشهها به راحتی قابل مشاهدهی عینی نیست. نقشههای علمی میتوانند به مدیران تحقیق و توسعه در اقدامات و هدایت محیط اطرافشان کمک کنند. مدیران دانشگاهها و پژوهشگاهها نیز میتوانند در تصمیمگیریهای خود از این نقشهها کمک بگیرند.
در بخشی از کتاب نقشههای علمی: ترسیم و تحلیل میخوانیم:
نقشههای علمی نیز در ادامه مطالعات سنجشی علم پدیدار شد. ترسیم نقشههای علمی حوزهای میان رشتهای است که در دهههای اخیر پا به عرصه ظهور نهاد. تمرکز نقشههای علمی بر کشف روابط میان انتشارات علمی مختلف است و از طریق آن میتوان وجود یک پارادایم علمی را شناسایی و حرکت آن را دنبال کرد.
نقشه علمی بازنمون فضایی از چگونگی روابط بین رشتههای علمی، حوزهها، مقالات یا نویسندگان است و معمولاً بر اساس دادههای کتابشناختی تقسیم میشوند. اولین نقشه علمی نقشهای است که توسط گارفیلد و دیگران در سال 1964 بر اساس تحلیل استنادی تهیه شد. آثار گارفیلد زمینهساز سایر مطالعات ترسیم علم قرار گرفت. وی در آثارش از اصطلاحات علمنگاری و نقشههای طولی استفاده کرد که چندان مورد توجه جامعه علمی قرار نگرفت. به اعتقاد گارفیلد نقشههای علمی میتوانند پیشرفتهای دانش و روند پژوهشهای یک حوزه را از طریق بررسی تغییرات در سالهای مختلف نشان دهند و برای پیشبینی گرایشهای جدید در یک حوزه موضوعی استفاده شوند.
از مهمترین روشهای مورد استفاده در ترسیم نقشههای علمی روش هماستنادی است. این روش اولین بار توسط اسمال و ایرینیا به طور جداگانه مطرح شد. از این روش برای درک ساختار مفهومی یک حوزه علمی استفاده میشود. از طریق تحلیل هماستنادی میتوان نقشههایی را در مقیاس کلان و نیز در نقشههایی در سطح خرد برای مطالعه حوزههای علمی خاص ترسیم کرد. هماستنادی دارای انواع مختلفی است که شامل هماستنادی مدارک، هماستنادی نویسندگان، هماستنادی نشریات و هماستنادی مقولههای موضوعی است. هماستنادی مقولههای موضوعی آیاسآی به عنوان تکنیکی در تجزیه و تحلیل و رویتپذیر کردن و ترسیم حوزههای علمی توسط مویا-آنگون و دیگران (2004)، پیشنهاد و آزمایش شد. علاوه بر نقشههایی که بر اساس استنادها تهیه میشوند، روشهای همرخدادی همانند همرخدادی واژگان و همنویسندگی نیز در ترسیم نقشههای علمی توسط پژوهشگران زیادی به کار رفته است.
بله

















پس اگه میخواید حداقل ۱۰ درصد تو کنکور بزنید مبحث مبانی کتابداری رو توصیه میکنم این کتاب رو مطالعه کنید (اگه در جریان درصدهای رتبههای تک رقمی باشید میدونید ک رتبههای تک رقمی کنکور این مبحث رو حداقل ده درصد توی کنکور زدن)